1- جمهوری اسلامی در گنداب خود ساخته در حال غرق شدن است! این از خبر خوب. اما…
2- ایران هم ممکن است تجزیه شود! این خبر بد!
3- چه باید کرد؟
1-جمهوری اسلامی در گنداب خود ساخته غرق خواهد شد؟
سی و دو سال سو مدیریت, فساد مالی و اخلاقی , دشمنی با ایران و ایرانی, غارت منابع نفت و گاز کشور و سایر منابع و ثروتهای طبیعی بهمراه فرار نیروهای متفکر و خلاق ایرانی به خارج دست بدست هم داده و امروز جمهوری اسلامی را با معضلات زیر روبرو گردانیده است:
الف: کشور بیش از هر زمان دیگر وابسته به صادرات نفت وگاز گردیده به نحویکه بیش از 85% درآمد خارجی کشور از ایندو منبع و محصولات وابسته به آن تامین می گردد. (1).
ب: در ازای صادرات نفت و گاز و سایر منابع طبیعی مبلغی حدود 57 میلیارد دلار درآمد ارزی در سال 1389 بدست آمده و مبلغی حدود 58 میلیارد دلار واردات انواع کالا ( عمدتا کالاهای مصرفی و مواد غذایی ) صورت گرفته که میزان وابستگی شدید کشور به درآمد نفتی و نابودی صنایع داخلی را مشخصتر می سازد. (2)
توضیح: تا زمانیکه نظام حاکم توان تولید, صدور و فروش نفت (نفت بمثابه موتور محرک اقتصاد کشور) را داشته باشد و تا زمانیکه یک بازار مصرفی 60 تا 80 میلیاردی برای فروش محصولات بنجل و مصرفی بروی کلان سرمایه داران باز باشد جمهوری اسلامی با روش سرکوب در داخل و باج دهی در خارج می تواند به عمر خود بیافزاید. اما…
ج: منبع اصلی درآمد رژیم بخطر افتاده: بر اثر درگیریهای جناح های داخل رژیم پاره ای از راز مگو های رژیم به بیرون سرایت کرده که از جمله مهمترین آن کاهش مداوم و روزانه 1000 بشکه نفت از توان تولید صنعت بشدت مستهلک و تحت تحریم نفت ایران است! چندی پیش خبرگزاری انلاین نیوز که در خدمت جناح ولی فقیه است در حمله به جناح احمدی نژاد گزارشی از دروغپردازیهای مسئولین حوزه استخراج شرکت نفت ارائه و پرده از راز بزرگی برداشت. در این گزارش بوضوح اعلام شد که کاهش تنها 65 هزار بشکه در سال از توان استخراج نفت که توسط مسئولین وزارت نفت عنوان شده بود در اصل دروغ بوده و ایشان با دستکاری در آمار تولید توانسته بودند کاهش استخراج سیصد وشصت هزار بشکه ای در سال که از سال 1386 گریبانگیر رزیم گردیده را به 65 هزار بشکه در سال کاهش دهند! (3)
ر: ظرفیت اسمی یا حداکثر توان تولید نفت در پالایشگاه های کشور 4.1 میلیون بشکه می باشد اما امروز میزان واقعی تولید به 3.5 میلیون بشکه در روز کاهش یافته است. از این میزان حدود 1.3 میلیون بشکه مصرف داخل گردیده و 2.2 میلیون بشکه در روز صادر می شود. (همان) حال اگر حتی روند رو به رشد مصرف داخلی را بعلت قطع یارانه ها و افزایش بهای سوخت ثابت فرض کنیم و تنها همان میزان کاهش روزانه 1000 بشکه از چرخه تولید و یا 360,000 بشکه در سال را در نظر بگیریم جمهوری اسلامی تا حدود پنج سال دیگر نفتی برای صدور نخواهد داشت و در نتیجه یکی از بزرگترین منابع درآمدی خود را از دست خواهد داد. که معنای آن فرو رفتن در ورطه نابودی خواهد بود. (4)
د: راه حل این معضل چیست؟ یعنی به عقل مسئولین جمهوری اسلامی نمی رسد؟
راه حل دارد و به عقل آنها هم می رسد اما رفتن به سمت آن باعث همین درگیری های درون نظام شده که شاهدش هستیم. اجازه بدهید راه حل را از زبان مسئولین نظام بشنویم: آقای هادی نژاد حسینیان معاون سابق وزارت نفت واز چهره های پشت پرده نظام در مصاحبه ای در تاریخ دهم بهمن 1388 به روزنامه اعتماد می گوید:
«»-پيشنهاد شما به عنوان يکي از مديران ارشد سابق وزارت نفت در اين زمينه چيست؟
به نظر من اگر سياست ها بر همين روند افزايش خصومت بين ايران و 1«5 تداوم يابد و در نتيجه تحريم هاي موجود حفظ يا تشديد شوند، دولت بايد سياست خود در اجراي پروژه ها را بر مبناي حمايت، تقويت و به کارگيري نيروهاي داخلي قرار دهد. در پنج سال گذشته چون سياست دولت امريکا مبتني بر جلوگيري از سرمايه گذاري شرکت هاي خارجي در صنعت نفت ايران بوده لذا سياست ايران مبتني بر حمايت از سرمايه گذاري شرکت هاي خارجي در ايران بوده است. از طرفي چون شرکت هاي معتبر بين المللي نيز به دليل تحريم امريکا و همچنين مشکلاتي که در کار با ايران دارند استقبالي از کار در ايران نمي کنند لذا وزارت نفت بدون توجه دقيق به صلاحيت و توانمندي شرکت هاي خارجي و براي نشان دادن شکست سياست تحريم، از هر شرکتي که حاضر به امضاي تفاهمنامه يي با نفت شود، استقبال مي کند. تفاهمات کلي نيز همانند قراردادهاي نهايي شده به اطلاع عموم رسانده مي شود. شرکت هاي خارجي چون واقعيات را مي دانند عکس العملي نشان نمي دهند ولي دولت اين طور وانمود مي کرد که پروژه ها مشکلي ندارند. به هر حال آنچه براي کشور مهم است اجراي پروژه هاست. قوت قلب ساختگي دادن به مردم، وقتي پروژه ها خوابيده اند تا کي مي تواند تداوم داشته باشد؟ وقتي شرکت هاي خارجي حاضر به کار در ايران نيستند توفيقي اجباري پيش آمده تا آنهايي هم که اعتقادي به توانمندي نيروهاي داخلي ندارند مجبور شوند راه را براي فعاليت آنها باز کنند. من اعتقاد کامل دارم که اگر مشکلات نيروهاي داخلي حل شود و همه مسوولان به اينکه «اگر بخواهيم، مي توانيم» اعتقاد پيدا کنند، آن وقت اين طلسم نيز شکسته خواهد شد. ضمن اينکه نيروهاي داخلي توان اجراي اکثريت قريب به اتفاق پروژه هاي نفتي را دارند و اگر در مواردي هم به کمک خارجي نياز باشد، آنها مي توانند با آزادي بيشتري براي تامين آن راه حل پيدا کنند.
-آقاي دکتر با اين روند سرمايه گذاري، تا چند سال ديگر ايران درآمدهاي حاصل از صدور نفت خام خواهد داشت؟
سه سال پيش مطالعاتي در اين زمينه انجام شد که نشان داد اگر روال توليد و مصرف نفت و فرآورده هاي نفتي به همان منوال تداوم يابد حداکثر تا 10 سال از آن بايد زمان ما نفت خام براي صادرات خواهيم داشت و بعد از آن بايدکل نفت توليدي به مصرف داخل برسد. (5)
خلاصه نظر ایشان این است که باید تحریمها برداشته شود و سپس با استفاده از سرمایه گذاریهای خارجی (که میزان آن بین سیصد تا پانصد میلیارد دلار ظرف پنج سال تخمین زده می شود) به بازسازی صنعت فرسوده و در حال اضمحلال نفت کشور پرداخت. که البته بنظر نگارنده هم درست است. اما اجازه دهید امکان عملی شدن آن را هم بررسی کنیم:
چرا کشور های غربی ایران را تحریم کرده اند؟ عمدتا بدلیل حرکت نظام حاکم بر ایران به سمت تولید بمب اتمی (دلایل جانبی و از نظر آنها کم اهمیتری هم مثل حقوق بشر در ایران مطرح شده است). چرا نظام به آن سمت می رود؟ همه جناح های درون نظام طالب بمب اتمی به هر قیمتی نیستند. این تنها ولی فقیه نظام و شرکایش هستند که الگوی نظام حاکم بر کره شمالی را ایده آل ترین نظام برای خود و اطرافیانش یافته و قصد دارند (شاید بهتر است بگوییم قصد داشتند) تا ایران را به بدیل آن تبدیل نماید. پس در خواست غرب برای توقف پروسه تولید بمب اتمی بمعنای برباد رفتن آرزوهای علی خامنه ای و شرکا ست که بسیار بعید است که از جانب خامنه ای کنار گذاشته شود. اما…
دیده ایم که علی خامنه ای برای حفظ قدرت خود (که با زرنگی آنرا نظام می نامد) از هیچکاری رویگردان نیست! دیداه یم که دوست پنجاه ساله خود یعنی رفسنجانی را چگونه توسط احمدی نژاد (که دست پرورده خامنه ای بود) سکه یک پول کرد و دستور داد تا چاقو کشان درگاه ولی فقیه حتی به زن و بجه او در قبرستان تهاجم نموده و فحشهای ولایتی نثار آبا و اجداد او کنند. و یا در مقابل کشتار مسلمانان در چین و روسیه خود را به ندیدن و نشنیدن بزند. لذا فرض کنیم که خامنه ای بر اثر فشار های داخلی و خارجی دست به عقب نشینی زده و از فکر دسترسی به بمب اتمی منصرف گردد. حال باید دید آیا کشور های غربی حاضرند مبلغی بین 300 تا 500 میلیارد دلار در کشوری سرمایه گذاری کنند که هیچ اطمینانی نه به مسئولینش دارند (بارها با رژیم معاملات پشت پرده کرده اند و هر بار رو دست خورده اند یا جناح دیگری در درون نظام معامله را بر هم زده) و نه به آینده نظام حاکم بر آن کشور؟ خواست حداقلی غربی ها برای آغاز هر نوع «معامله بزرگ» یک کاسه بودن نظام حاکم و اطمینان از موقعیت طرف مذاکره کننده است. مثلا نمی داند که وزیر امور خارجه ای که از طرف نظام و جهت مذاکره معرفی شده آیا تا پایان آن مذاکرات هم وزیر باقی خواهد ماند یا خیر؟ و یا رئیس جمهور فعلی فردا هم رئیس جمهور است یا سر از زندان در میآورد؟ لذا پول و سرمایه زمانی در اختیار صنعت نفت قرار می گیرد که رژیم حاکم در ایران دارای ثبات باشد. امری که با توجه به بافت هزار لایه و مافیا گونه نظام غیر ممکن است. توجه فرمایید که گفته شد غیر ممکن است. در همین چهارچوب و با درک این ضرورت بود که احمدی نژاد سعی کرد تا با مقصر جلوه دادن آخوندها و بخصوص خامنه ای در رابطه با اوضاع نابسامان داخلی ظرف سی سال گذشته و با پخش کردن پول بین اقشار مختلف و حقه بازیهایی مثل «مکتب ایرانی» و اظهار ارادت به تاریخ ایران باستان به کسب یک حداقل پایگاه اجتماعی در داخل دست یافته و در خارج از کشور هم با استفاده از لابیهای وابسته به رژیم سعی درایجاد یک تصویر ایده آل از خود بعنوان فردی پر قدرت و مردمی نموده تا با انجام «معامله بزرگ» بدون هماهنگی با ولی امر واز بالای سر او, خود و جناحش را به غربیها بقبولاند. امری که البته ناتمام ماند و پس از شروع درگیریها با خامنه ای حتی باعث تشدید تردید غربیها در هر نوع معامله با رژیم در شرایط موجود شد. لذا می بینیم که برای این رژیم راه برون رفتی وجود ندارد!
1- ایران ممکن است تجزیه شود؟
در تاریخ کم نبوده اند ملتها و کشور های بزرگی که یکشبه از صفحه جغرافیا محو شده اند. نمونه اخیر آن کشور بزرگ و قدرتمند یوگسلاوی است که در حال حاضر به چندین کشور کوچکتر تجزیه گردیده است. علت اصلی تجزیه کشور ها سستی و اختلافات ابلهانه و عدم بلوغ نسلی بوده که قادر به درک موقعیت ویژه کشورش نگردیده و با «بی عملی» سرنوشت کشور را یا به دیکتاتور و یا به قدرتهای خارجی سپرده و تنها یک نظاره گر غرغرو باقی مانده. البته پس از آنکه سرنوشت کشور بدلیل بی عمل و سستی او توسط «انگلسیا» رقم خورده ظفرمندانه از درک خارق العاده سیاسی خود گفته که «دیدید گفتم تا خارجی ها نخواهند هیچ چیز در اینکشور تغییر نمی کند». هرگز بفکر او نرسیده که در مقابل سستی و بی عملی ما حتمن دیگران عمل می کنند و بجای ما (آدمهای نابالغ) تصمیم می گیرند. این ناشی از قدرت خارجیها نیست بلکه از ضعف ماست!
گفته شد که راه برون رفتی برای رژیم (حتی اگر بخواهد و مثلا دست به اصلاحات سطحی بزند) وجود ندارد بلکه دایره روزبروز تنگتر می شود. غرب هم نمی تواند شاهد ایرانی باشد که قادر نیست نفت مورد نیاز صنایع غرب را (نفت برای غرب بمثابه خون در رگهای انسان است. قیمتش مهم است اما قابلیت دسترسی به آن مهمتر است) بموقع و به اندازه نقشی که به اوسپرده اند تامین نماید. ضمن آنکه رژیم در حال حاضر به سمت اتمی شدن هم میرود و به احتمال فراوان از فردای دسترسی به بمب اتمی و بدلیل دسترسی به تنگه هرمز (که بیش از سی ونه درصد نفت جهان از آن عبور می کند) تبدیل به یک باج گیر قویتر از کره شمالی خواهد شد (طرحی که خامنه ای و شرکا دارند). پس چه باقی می ماند؟
یا مردم ایران این رژیم را برانداخته و رزیمی دموکراتیک و عقلایی بر سر کار می آورند…
ویا غربیها متوجه سستی, بی عملی و نابالغ بودن ما شده و طرحی مطابق با منافع جهان غرب و سرمایه داری جهانی را در ایران پیاده می کنند.
طرح غربیها از دو حال خارج نیست: یا افراد خودی را بعنوان ناجی کشور علم می کنند همانطوریکه در افغانستان با کارزای و در عراق از طریق علوی و مالکی کردند,
و یا دست به تجزیه کشوری بزرگ زده و از آن چند کشور کوچک ضعیف و گوش بفرمان می سازند.
2- چه باید کرد؟
کسانی که درد میهن دارند باید بدانند که در بزنگاه تاریخ قرارداریم. بحث و سخن و افشاگری و…به اندازه کافی صورت گرفته اما حالا موقع عمل است. دو صد گفته چون نیم کردار نیست.
قرار نیست 75 میلیون ایرانی که عمدتا تحت تاثیر فرهنگ انفعال و بی عملی قرار دارند یک شبه فرهیخته شده به خیابانها بریزند و هوشمندانه رژیم را بر انداخته و نظام جدید دمکراتیکی را بنا نهاند. این اتفاق نخواهد افتاد.
اما هستند شیر زنان و شیر مردان ایرانی که موقعیت خطیر کنونی را درک کرده و از آن مهمتر آماده کنشگری و حتی جانفشانی در راه آزادی میهن و مردمشان می باشند. نعدادشان هر چقدر هم کم باشد (حتی اگر در کل ایران 10 هزار نفر هم باشند) برای براندازی این رژیم پوسیده و فاسد کافی است. چرا که همان 10 هزار نفر اگر با سازماندهی و داشتن آموزش وارد صحنه خالی شونند و بمانند, باعث خواهند شد دیگران هم جرات یافته و به ایشان بپیوندند. در مصر حضور دائمی و البته سازمان یافته ده ها هزار نفر در میدان التحریر باعث پیوستن اکثریت خاموش گردید و در نهایت سرنوشت 80 میلیون مصری توسط یک اقلیت بسیار کوچک اما سازمان یافته و جان بر کف تغییر یافت. در قرقیزستان هم همینطور و در مراکش هم.
پس رمز کار در سازماندهی یک نیروی کوچک است.
بیژن افتخاری
دکترای مدیریت اجرایی ازآمریکا
استاد کالج پالومار در سن دیه گو
پانویس:
1-http://hormuz.robertstrausscenter.org/iran_oil
2- http://www.tccim.ir/ImpExpStats.aspx?mode=doit
3 http://www.khabaronline.ir/news-163093.aspx
4 http://www.khabaronline.ir/news-155535.aspx
5 http://www.aftabnews.ir/vdcd9o0n.yt0of6a22y.html
برای آموزش سازماندهی به سایت زیر مراجعه شود http://khodrahagaran.org/Fa/?s=سازماندهی
تخمین زده می شود که کمابیش هزار و پانصد آخوند در شهر تبریز جای گرفته اند، گروهی از این آخوندها از کارگزاران رژیم ولایت فقیه هستند، گروهی دیگر از کارگزاران رژیم نیستند اما از راه دین نان مفت می خورند، روشن است که در فردای ایران آزاد و پس از آن که رژیم گندیده و پوسیده ولایت فقیه نیست و نابود شد و لاشه پلشت آن به زباله دان تاریخ پرتاب شد بدون چون و چرا باید دستگاهی به نام روحانیت برچیده شود، ستمگران به کیفر برسند و دیگر کسانی که از راه دین مفت خوری می کنند عبا و عمامه را کنار گذاشته و به دنبال پیشه ای آبرومندانه باشند، با در نظر داشتن این که در هیچ کجای دین اسلام گروهی به نام روحانی وجود ندارد و در زمان پیامبر اسلام عنوان هائی مانند روحانی، ایة الله، حجة الاسلام، مجتهد، مرجع تقلید، ملا ، آخوند، طلبه، روضه خوان، نوحه خوان، مرثیه خوان، مداح و ………. وجود نداشتند و دستگاه روحانیت و مفت خوری از راه دین در زمان فرمانروائی پادشاهان صفوی با الگوبرداری از دستگاه روحانیت مسیحیان کاتولیک برپا شد، در فهرست زیر نام و نام خانوادگی بیش از هزار آخوند که در تبریز جای گرفته اند آمده است، این فهرست کامل نیست و شما اگر تبریزی هستید این فهرست را کپی کنید و در تکمیل آن بکوشید و بهتر است این فهرست را در برنامه اکسل جای دهید و در برنامه اکسل ستونی برای نام خانوادگی، ستونی برای نام، ستونی برای نشانی و ستون هائی برای کد پستی و شماره تلفن و مانند آن بسازید و بهتر است در برنامه اکسل برای هر یک از حروف الفبا یک کاربرگ جداگانه را به کار ببرید، اگر وبلاگ و وبسایتی را می گردانید این فهرست را در آن جای دهید و در فرستادن آن به وبلاگ ها و وبسایت های دیگر بکوشید:
آ
آخرتی محرم | آخوندی عبدالعلی | آذری عبدالله | آراسته جواد | آرباطانی اکبر | آریان نژاد محمد | آزادان بلال | آزادگویان یونس | آستمالی محمد | آسمانی امیر | آصفی تبریزی محمد | آقائی ربعلی | آقاجانی علی اصغر | آقاجانی مجید | آقازاده علی | آقازاده نجف | آلانقی حسن | آل محمد سیدرسول | آل محمد سیدمحمدتقی | آل هاشم سیدتقی | آل هاشم سیدمحمدعلی | آهنگری صادق | آهنگری بخشایش بهلول
ا
ابراهیم پور محسن | ابراهیم نژاد محمد | ابراهیمی سلیمان | ابراهیمی عبدالکریم | ابراهیمی فر محسن| ابوالقاسمی نوحی عبدالصمد | احسانی طاهر | احمدپوری بقا محمدحسین | احمدوند علی محمد | احمدی سیدمحمد | احمدی صفر | احمدی عبدالوهاب | احمدیان محمدعلی | اخوان علی اصغر | ادیب علی | ارجمندی بشیر | ارضی تقی | ارمغانی کلوانق ابراهیم | استادی علی | استادی محمد | استادی میرصادق | اسحاقی حسن | اسدپور محمد | اسدی احمد | اسدی جلال | اسدی حاجی | اسدی حسین | اسدی رضا | اسدی محمد | اسکندری حسین | اسکندری میکائیل | اسکوئی سیدرضا | اسلامی احمد | اسلامی عبدالعلی | اسلامی عبدالله | اسلامی هادی | اسماعیل زاده تسوجی عبدالله | اسماعیلی اسرافیل | اسماعیلی قربانعلی | اسماعیلی علی | اسماعیلی محمد | اسماعیلی نعمت | اسماعیلی زگلوجه سیدحسن | اسماعیلی مقصودلو حسین | اشکریز حق رسول | اصغرپور رحیم | اصغر زاده سلیمان | اصغری طالب | اصغری مونقی عبدالحسین | اصغری میاردان احمد | اصغریان حسن | اصلانی مصطفی | اصلی حسن | اصلی علی اکبر | اصلی نژاد سیدحسن | اصولی پارامی عبدالله | اطهری مقدم علی | اعتمادی جبرائیل | اعتمادی میرعلی اکبر | اعتمادی محمدصادق | اعتمادی محمدباقر | اعتمادی محمدعلی | اعتمادی خواجه ای مصطفی | اعتمادی رسولی صادق | افتخاری عنصرودی علی | افشار صمد | اقبالی محمد | اقدسی رسول | اقدمی خامنه رسول | اکبرپوراخوان علی اصغر | اکبرنژاد توکل | اکبری سیدمحمود | اکبری محبوب | اکبری احمد | اکبری محمدعلی | اکبری حسین | اکبری آرباطان احمد | الموسوی سیدمحمد | النقی سجودی میرحمزه | النقی سجودی میرنقی | الهامی رضا | الهامی علی | الهی اصل مصطفی | الهی قزلجه ای علی | امامی ابوالقاسم | امانی قدیم ابراهیم | امجدی رضا | امیرفاطمی سیدحمزه | امیری حسن | امیری حسین | امیری سعید | امینی رضاقلی | انتصاری سام | انتظاری صادق | انتظاری صفرعلی | انتظاری اصل مجید | انتظاری حق مجید | انزابی محمد | انصاری عادل | انصاری علی | انوری احمد | اورنگی علی اصغر | اولیائی محمد | اهرابیان کاظم | اهری بیوک | اهری عیسی | ایزدی علی | ایزدیان امید | ایمانپور جواد | ایمانی محمدکاظم | ایمانی یامچی محمد
ب
باباپور سلطانعلی | باباپور ورزقانی عبدالعزیز | بابازاده شهسواری حسن | بابازاده شهسواری یدالله | بابائی خیرالله | بابائی عباس | بابائی محبوب | بابائی محمود | بارعی کمال | باقرزاده اسد | باقری علی | باقری موسی | باقری بنابی عبدالحمید | باقری بنابی عبدالمجید | بایرامی علی | بجانی روح الله | بخت آور مهدی | بخشایشی بهلول | بخشایشی حسین | بخشایشی علی اصغر | بخشایشی مهدی | بخشی حسن | بخشی محمد | بخشی زاده داود | بدیعی نقی | برزگر محمد | برقی علی اصغر | برگی رسول | برومند یوسف | بشیری حسین | بصیری مرتضی | بکائی محمدرضا | بلاغی سیدحسین | بلاغی محمد | بلاغی مبین سیدرضی | بلندی سیدعبدالعظیم | بلندی سیدمصطفی | بلوکی رحیم | بنابی مصطفی | بنی فضل حمید | بنی هاشمی سیدهادی | بهربیگی حسن | بهربیگی علی اکبر | بهروز حسن | بهروزی سرند محمدحسین | بهروزی سرند مرتضی | بهشتی سیدکاظم | بهشتی سیدمیرعلی اصغر | بهمنی علی | بیگ محمدی محمدرحیم | بیگی جعفر | بیگی مینقی عبدالله
پ
پارامی بیت الله | پارامی نجف | پاسدار بخشایشی حیدر | پاشازاده فرید | پاوندی حسین | پدرام میرحمزه | پرسیان محمد | پزشکی مدرس حسین | پسیان بیت الله | پسیان هادی | پناهی اسماعیل | پوراحمدی سیدرضا | پوراسماعیل مسقرانی اسماعیل | پوراکبرسرائی محمد | پوراکبری محمد | پوربابا اسد | پورتقی سیدعلی | پورحسن محمد | پورداننده احمد | پوررادی علی | پورصدقی آلانق حسین | پورعطا حبیب الله | پورعطا حمدالله | پورعلی علی | پورمحمدی محمدتقی | پورمیررضا سیدحسن | پورمیررضا سیدمحسن | پورمیسور حسن | پوریوسف محمد | پولادی هروی ابراهیم | پیشنمازاکبری احمد
ت
تاج خواه قاسم | تاری اسرافیل | تاری زاده محرم | تاریوردیزاده محمدعلی | تازه جوان جواد | ترابی میرحمزه | تسوجی غلامعلی | تقوی سیدیحیی | تقوی کلجاهی صادق | تقی زاده حسن | تقی زاده حسین | تقی زاده مطلق سیدهادی | توحیدی محمدعلی | توحیدی محمود | توسلی جعفر | توکلی نقی | تهذیبی علی | تیزدست علی
ث
ثقفی سیدمحمد
ج
جاویداقدم سیداحمد | جاهدی علی | جباری حسین | جدیدبناب علی | جدیدی مهدی | جعفری جواد | جعفری عبدالله | جعفری عبدالمجید | جعفری علی اصغر | جعفری وهاب | جعفری کریم | جعفری تبار مجید | جعفریان رسول | جعفریان اسکوئی علی اصغر | جلالی محمد | جلالی مهدی | جلالی خواجه عبدالکریم | جلالی لیقوانی سلمان | جلالی نوبری جلیل | جلالی نوبری حسین | جلیل پور حسن | جلیلی خلیل | جلیلی سیدمحمد | جناب زاده علی | جوادی جعفر | جوادی حامد صمد | جوادی فام غلامرضا | جوادی قزقپان علی اکبر | جودت عبدالصمد | جودی اسلام | جوهری اسد | جوهری یحیی | جهان حسن | جهانگیری علی | جهدی حسن | جیوادخسروشاهی غلامحسین
حاج محمدی محمد | حاجتی موسی الرضا | حاجی زاده جواد | حاجی زاده علی | حاجی زاده کریم | حاضری علی | حافظ زاده محمد | حامدی حمید | حامدی عبدالحمید | حامدی عبدالرحیم | حامدی مقدم رحیم | حبیب زاده مرندی ابوطالب | حبیبی حسن | حبیبی حسین | حبیبی عبدالمجید | حبیبی فاضل | حجازی سیداصغر | حجازی عباس | حججی سیدسجاد | حدادی التفات | حسن پور عباس | حسن پور علی | حسن پور محمد | حسن زاده ایوب | حسن زاده رضا | حسن زاده رمضان | حسن زاده مصطفی | حسن زاده یوسف | حسن زاده سرای علی | حسن زاده سرای غلامعلی | حسن زاده سرای غیبعلی | حسن زاده سرای محسن | حسنی حسن | حسنی اهری علی | حسنی زنگبار حسن | حسنی زنگبار حسین | حسین زاد نوین مجید | حسین زاده اسماعیل | حسین زاده رحیم | حسین زاده عیسی | حسین زاده ناصر | حسین زاده نوروزعلی | حسین زاده اصل اسحاق | حسین زاده کریمی محمدرضا | حسین نژاد قربان | حسینی سیدابراهیم | حسینی سیدجلال الدین | حسینی سیدشهاب الدین | حسینی سیدصابر | حسینی موسی | حسینی سیدمیرخطیب | حسینی سیدیعقوب | حسینی میررحیم | حسینی سیدجعفر | حسینی اسفهلانی سیدمحمدعلی | حسینی اسنجان میر حسین | حسینی طباطبائی سیداحمد | حسینی نامی سیدجمال | حشمتی علی | حصاری احمد | حضرتی غفور | حضرتی قدرت | حقی محمد | حقیقی حسین | حکم آبادی قاسم | حکمتی علی اکبر | حکیمی جلیل | حکیمی فر روح الله | حمامی محمد | حمزوی کاظم | حمزوی سیدمیراسدالله | حمزه ای محمد | حیدری الیاس | حیدری حیدر | حیدری علی اکبر | حیدری ولی الله | حیدری آملی علی | حیدری فر مجید
سازمان سیا از آخوند «تصویر دلپذیر» ارائه میدهد تا چپنمایان و دیگر شارلاتانها بتوانند با استفاده از این تصویر، فرهنگ چپ را لجنمال و مخدوش کنند. ولی برخلاف تصور آن سازمان مقدس و اهالی پیکنت که برای لجنپراکنی به چپ نوین اروپا خیز برداشتهاند، این روند پر نان و آب دیگر نمیتواند ادامه یابد. دلیل هم اینکه محفل اسلامنواز کلینتنها و متحداناش در اسرائیل و اروپا به پایان خط رسیده. این است دلیل «خستگی» مفرط هیلاری کلینتن از فعالیتهای سیاسی! و همین است دلیل شکوفائی قریحة شاعری «گونترگراس!»
ایشان به قول زندهیاد «نادرپور» با حذف «شعور» از «شعر»، آن را به شعار سیاسی تبدیل کردهاند و … و خوشبختانه شاهدیم که این راه حماقت و بلاهت، همچون راه امام «روشنضمیر» میرحسین موسوی، پیروان فراوان پیدا کرده. و اما از آنجا که در زمینة گسترش حماقت و توحش کلیة مقامات قلعة حیوانات از جمله «ولیالله نصر» صاحب رکورد جهانیاند، بد نیست نگاهی داشته باشیم به واکنش شمقدری، «مسئول فرهنگی» قلعة کذا به مضحکة «گونترگراس!»
به محض انتشار خبر انتقاد برخی مقامات اسرائیل از شعارهای «گونترگراس»، شمقدری دریافت که میباید از این «شعر» استقبال به عمل آورد، چرا که «راه امام» دجال و راحلاش نیز از همین مسیر حماقت میگذشت. آنروزهای «خوب»، هر گاه یانکیها به ««مبارزات» بیامان روحالله خمینی با «استکبار جهانی» نیاز داشتند، مطالبات خود را به صورت واژگون مطرح میکردند. به عنوان نمونه، زمانیکه تداوم جنگ استعماری ایران با عراق مورد نظرشان بود، واشنگتن خواهان پایان جنگ میشد! همین کافی بود که «امام روشنضمیر» قلاده بگسلند و زوزة تداوم جنگ سر دهند تا میرحسین موسوی، محمد خاتمی، اکبر سازندگی و … و خلاصه تل موهومی که امروز از دروناش هزار جور «اصولگرا» و «اصلاحطلب» بیرون زده، برای مبارزات روحالله خمینی پامنبری بخواند.
در این میان سفارتخانههای غرب نیز برای تقویت هر چه بیشتر پشت جبهة گاوچرانها، لات و اوباش را با شعار «جنگ، جنگ تا پیروزی» به خیابان های تهران میفرستادند و رسانههای غرب چنین نتیجه میگرفتند که این «حکومت انقلابی»، محبوب، مردمی، و به ویژه «ضد آمریکائی» است، و شدیداً با صلح مخالفت دارد! انتشار همین شایعات بیپایه و اساس، هم برای آمریکا کفایت میکرد، و هم برای تقویت پایههای لرزان حکومت اسلامی. در پی هر لشکرکشی خیابانی که تحت نظارت ملاممد خاتمی سازمان مییافت، «سازشناپذیری» یا بهتر بگوئیم خودفروختگی «رهبرکبیر انقلاب» هم تقویت میشد، تا جائیکه اخیراً جانشین بر حق او، علی خامنهای انقلاب کذا را «کبیر» هم کرده! البته آن روزها اینهمه عظمت و شوکت فقط به این دلیل بود که جهانیان به میزان «مخالفت» خمینی با آمریکا پی میبردند!
همزمان آمریکا و متحداناش نفت ایران را بخرمی و خوشی غارت میفرمودند و در برابر تاراج نفت، اسقاطیهای ارتش اسرائیل را در اختیار حکومت انقلابی و رهبر سازشناپذیر میگذاشتند تا با شعار «مرگ بر آمریکا و اسرائیل» و «راه قدس از کربلا میگذرد»، ضمن سرکوب ملت ایران، جوانان و کودکان کشور را نیز به مسلخ بفرستد. در رسانههای غرب، این کشتار جمعی، «مبارزه با امپریالیسم» نام گرفته بود. مبارزة کذا خیلی به نبرد استالینیستهای شوروی که ارواح شکمشان با سرمایهداری میجنگیدند نزدیک بود، چرا که هر دو در واقع، زمینة انباشت سرمایه را در «اردوگاه غرب» فراهم میآوردند. «مبارزات» حکومت اسلامی با «آمریکا» و تحرکات «اوپوزیسیون» این حکومت نیز دقیقاً از «الگوی واژگونه» و ابلهفریب استالینیستها پیروی میکند.
مواضع حکومت جمکران که نیازی به توضیح ندارد، هر آنچه آمریکا بخواهد، عکس آن را در بوق میگذارد تا با یک تیر چندین و چند نشان بزند. حداقل مطالبات واقعیاش را میتواند آناً از زبان رهبر «انقلاب کبیر» اسلامی جمکران به گوش جهانیان برساند. و به این ترتیب جیرهخواراناش را در جایگاه «مخالفان آمریکا» تثبیت کند، و از طریق ملایان جمکران سیاست استعماریاش را در کل منطقه به پیش راند. طی 33 سال اخیر، روند کارشان چنین بوده، ولی با توجه به افلاس دولت اسرائیل و «مینی کودتای» اهودباراک بر علیه نتانیاهو، به نظر میرسد که کفگیرشان به ته دیگ خورده باشد. با این وجود، کهنه فروشهای نیویورک، هنوز «دوزاریشان» نیفتاده و میپندارند با انتشار مطالبات شخصی باراک اوباما از حکومت ملایان میتوانند یکبار دیگر «راه راست»، یعنی راه «یکجانبهگرائی» و نقض مقررات و تعهدات بینالمللی را به رهبر حکومت «مستقل» اسلامی نشان دهند! و این است دلیل انتشار مطلب «نیویورکتایمز»، در سایت رادیوفردا، مورخ 8 آوریل 2012!
کهنه فروشهای نیویورک در واقع به تداوم بحران دستساز هستهای امیدوارند، حال آنکه جناح دیگری در آمریکا، البته در ظاهر، برای رفع بحران میکوشد. به گزارش فیگارو، مورخ 8 آوریل سالجاری، روزنامة «والستریت جورنال» به نقل از یک منبع امنیتی آمریکا که خواسته ناشناس بماند، مینویسد که، «3 سال پیش یک هواپیمای بدون سرنشین از تأسیسات هستهای ایران در حوالی قم عکسبرداری کرده و … و هیچ دلیلی برای نگرانی نیست!» بله سه سال پیش «هیچ دلیلی برای نگرانی» نبوده، پس امروز هم هیچ دلیلی برای نگرانی وجود نخواهد داشت! ولی همین گزارش «موثق» و انتشار آن در فیگارو دلیلی است بر افلاس جنگفروشان در دو سوی آتلانتیک؛ اینان در چند جبهه شکست خوردهاند.
در آفریقا، ناچار شدند کودتایشان را در کشور«مالی» پس بگیرند! و برای ماستمالی کردن همکاریهایشان با «قذافی» میخواهند «سیفالاسلام قذافی» را در دادگاه بینالمللی لاهه محاکمه کنند! در سوریه هم که دیگر مشخص شده حضرات مدافعان اصلی تروریستهای اسلامگرا هستند. از سوی دیگر روابط ترکیه و جمکران نیز در پی انتشار اظهارات اردوغان، حداقل در ظاهر رو به تیرگی گذارده، و نقل «خاطرات» اکبر بهرمانی و انتشار عوعوی پاسدار شریعتمداری و سیداحمد خاتمی هم نتوانست الاغ مردة لازار را زنده کند؛ خامنهای ناچار شده همچنان در سنگر خفقان بنشیند! اما «کار» رادیوفردا و پیکنت تعطیلبردار نیست.
رادیوفردا، هم خاطرات اکبر بهرمانی را منتشر کرد، هم در اینمورد با یکنفر مصاحبهای ترتیب داد تا به هر ترتیب ممکن روحالله خمینی و توحش وی را به ارزش بگذارد. «پیام اصلی» مصاحبةکذا این بود که «خامنهای شهامت خمینی را ندارد!» وارد جزئیات پیامهای فرعی این مصاحبه نمیشویم چرا که مهم به ارزش گذاشتن «آخوند» در این مصاحبه توسط رادیوفردا بود! حال ببینیم چرا سازمان سیا آخوند را به ارزش میگذارد؟ آخوند «قانونشکن» و «انسانستیز» است و به صراحت دیدهایم که همین خصوصیات «الهی» تاکنون تا چه حد کارساز سیاست استعمار بوده. پس دلیلی ندارد دست از این «گاوشیرده» بشویند. بله، دفاع گاوچرانها از «آزادی ادیان»، به ویژه در کشورهای مسلماننشین دلیل موجه دارد؛ آزادی ادیان، برای اینان به معنای آزادی آخوند و مقدسات، یعنی گسترش توحش است! به همین دلیل نیز سایت پیکنت رهبر جبهة چپ فرانسه را به اسلام و آخوند پیوند زده!
نظر به اهمیت جبهة چپ فرانسه در «کلان ـ استراتژی» نوینی که پایان تأثیرات گسترده و مخرب استالینیسم را در اروپا نوید میدهد، وبلاگ امروز را به بررسی ادبیات سیاسی چپنمایان و دیگر آخوندپرستهای طرفدار حکومت اسلامی و مدعیان مخالفت با این حکومت اختصاص میدهیم. همینجا بگوئیم که این انساننمایان فاقد «ادبیات سیاسی» هستند چرا که برخلاف «انسان»، هیچ تحولی در مطالب و مطالباتشان دیده نمیشود. در واقع آنچه اینان میگویند، بازمیگویند و مینویسند، ادبیات نیست، از «علفیات» فراتر نمیرود! «علفیات» عشق و نفرت؛ «علفیات» ستایش و تحقیر، و … و خصوصاً «علفیات تقدیس» که در مجموع، جز ارائة «تصویر دلفریب» از آخوند، یا بهتر بگوئیم «به ارزش گذاشتن» توحش دستاربندان ادیان ابراهیمی هیچ هدفی دنبال نمیکند.
این است دلیل بلبلزبانی «اکبر سازندگی» پیرامون «مذاکره با آمریکا»، و همین است دلیل «انتشار» سخنان اردوغان در باب مذاکرات هستهای، و همچنین ادعای مضحک ارسال پیام «شفاهی» اوباما برای علی خامنهای. در واقع این لاتبازی همه جانبه نهایتاً به کار رادیوفردا آمد تا «روحالله خمینی» را به ارزش بگذارد، چرا که در واقعیت این نیکولای پاتروشف است که «مذاکرات هستهای» را در واشنگتن به پیش میبرد نه سایة «امام» خمینی! جنجال کفنفروشها پیرامون «مذاکره» و یا «عدم مذاکره» با آمریکا، فقط برای «تقویت» پشت جبهة یانکیها در برابر روسیه به راه افتاده.
پیش از انتشار مهملات اکبر بهرمانی در رادیوفردا، از یکسو مقامات اسرائیل از «قدرت» و «شوکت» و «اقتدار نظامی» غیرقابل کنترل حکومت مردهشویان داد سخن دادند، و از سوی دیگر، ایرانینمایان صاحبنام که سلاح جنجال پیرامون «سازشکاری» را از دست دادهاند، به عموسام «نصیحت» کردند که از مذاکره با تروریستها بپرهیزد! دلیل هم اینکه، به زعم اینان، «آمریکا» سادهدل، خوشباور، خوشنیت و به ویژه «خردسال» است و از ماهیت جیرهخواراناش در جمکران آگاه نیست! خلاصه خدم و حشم یانکیها صفوفشان را فشردهتر کردهاند، ولی چه فایده! فروپاشی دیوارههای جنگ سرد این صفوف را آنچنان در هم ریخته که دیگر بازسازیشان امکان ندارد!
فروپاشی دیوارههای «جنگ سرد» ایجاب میکند که در اروپای غربی، نقش سرنوشتساز احزاب فاشیست یا «مردمی» که ادبیات سیاسیشان را بر «نفرت» و «هراس» تمرکز دادهاند هر روز بیش از پیش کاهش یابد! و به طریق اولی تشکلهای «چپنما» که «نفرت» از سرمایه و ثروت را تبلیغ میکنند نیز میباید جایگاه عوامپسندشان را از دست بدهند. مسلم است که اینان نیز همچون برادران فاشیستشان «دودستی» به جایگاه پوشالی اهدائی روابط «جنگ سرد» چسبیده باشند. به همین دلیل است که رهبر جبهة چپ فرانسه همزمان مورد تهاجم انسانستیزان چپنما و فاشیستها قرار گرفته، و علاوه بر سانسور رسانهای، در پی هر میتینگ، «تهدید» را نیز متحمل میشود. در فردای میتینگ «باستیی»، همچنانکه گفتیم «تهاجم به یهودیان»، فرصتی برای متخصصین «مبارزه» با تروریسم فراهم آورد تا افکار عمومی را از انتخابات منحرف کنند. ولی به دلیل تغییر شرایط استراتژیک، حضرات در این امر مقدس ناکام ماندند. نتیجه این شد که اینبار چند دقیقه پس از پایان میتینگ «ژان لوک ملانشون» در میدان کاپیتول شهر «تولوز»، شهربانی از تجمعکنندگان درخواست کرد تا میدان را ترک کنند، چرا که گویا در محل «بمبگزاری» شده!
نیازی نیست که بگوئیم هیچ بمبی در محل یافت نشد! ولی همه فهمیدند که بعضیها شدیداً احساس خطر کردهاند و میپندارند که با توسل به «تهدید» و سوءاستفاده از الزامات شهربانی برای حفظ جان شهروندان میتوانند مطالبات دمکراتیک فرانسویها را به حاشیه بکشانند. همانطور که آخوندپرستهای سایت «پیکنت» نیز به این توهم دچار شدهاند که میتوانند با انتشار «مطلب» پیرامون ژان لوک ملانشون، هم جبهة چپ فرانسه را در توحش و ابتذال «اسلام» غرق نمایند و هم این دروغ بزرگ را به مخاطب حقنه کنند که مخالفتی با جبهة چپ ندارند! حال آنکه با این عمل، در واقع ماهیتشان «بهتر» و بیشتر آشکار میشود! در واقع، اقدام پیکنت، در واکنش به «سانسور تصویر» رهبر جبهة چپ، بیشتر به واکنش «خردرگل» شباهت دارد! خری که در گل میافتد، هر چه بیشتر تقلا کند، بیشتر فرو خواهد رفت!
اینروزها از این خرهای مصیبتدیده فراوان میبینیم. خرهائی که در دو جناح افراطی «عشق» و «نفرت» به نشخوار علوفة اهدائی سازمان سیا مشغولاند و از اینکه تحرکات ارتش ناتو در منطقه تحت نظارت روسیه قرار گیرد چنان به هراس افتادهاند که دکان نفرتشان از آمریکا و اسرائیل، به سوپرمارکت «عشق» تبدیل شده و ارواح شکمشان به نگرش منطقی و «غیرجانبدارانه» هم مجهز شدهاند!
حضورشان بگوئیم «سرقت» از وبلاگ «ناهید رکسان» خیلی دردسرساز میشود، چرا؟ به این دلیل که واژة «غیرجانبدارانه»، همچون «دمکراسی»، «آزادی» و دیگر مفاهیم «انسانمحور» چارچوب حقوقی دارد! محض اطلاع آخوندپرستهای پیکنت بگوئیم در این چارچوب، مخالفت و موافقت با «اسلام» هیچ معنا و مفهومی نمیتواند داشته باشد؛ «انسان» در «اسلام» حضور ندارد! اسلام میتواند بخشی از زندگی برخی انسانها باشد. در نتیجه وقتی «ژان لوک ملانشون» میگوید «ما با اسلام هیچ مشکلی نداریم»، نه «اسلام» را تائید کرده نه به نفی آن پرداخته. هدف نهائی در نگرش چپنوین فرانسه، «انسان» است، و در اسلام «انسان» وجود ندارد! اما مواضع رهبر جبهة چپ، همچون مواضع مدافعان دمکراسی در برابر آخوند جماعت، چه مسلمان و چه مسیحی و یهودی از هر نظر مشخص است. به عبارت دیگر، برخلاف استالینیستهای حزب کمونیست فرانسه، که در همسوئی با سازمان سیا و تاواریشهای شوروی سابق از استقرار حکومت آخوند در ایران حمایت کردند، و در برابر تشویق «اسلامگرائی» در فرانسه در سنگر سکوت نشستند، «جبهة چپ» حامی آخوندجماعت نیست و نمیتواند باشد!
به همین دلیل نیز رسانههای رسمی جمکران که برای انتشار مزخرفات رهبر تشکل فاشیست «جبهة ملی» فرانسه هیچ فرصتی را از دست نمیدادند، در مورد جبهة چپ فرانسه و مواضع رهبری این جبهه خفقان گرفتهاند. چون این جبهه هیچ ارتباطی با تشکلهای سنتی اروپای غربی ندارد. این تشکلهای سنتی، از فاشیست و «لیبرالیست» گرفته تا سوسیالیستهای آبدوغخیاری، بدون استثناء یک پا در کلیسا و پای دیگر در سازمان سیا دارند و همگی از بندگان مومن «بانکها» هستند. نمونهاش پاپاندرئو، نخستوزیر قبلی یونان. ایشان که در جایگاه رهبری «انترناسیونال سوسیالیسم» نشسته بودند، در برابر گلدمن ساکس، به قول ملانشون، دستها را به علامت تسلیم بالا برده و استعفا دادند! به همچنین است در مورد نخستوزیران سوسیالیست اسپانیا و پرتقال. بگذریم، و بپردازیم به ارائة تصویر آخوند از ملانشون.
سایت پیک نت، مورخ 19 فروردینماه 1391، اینبار در مطلبی تحت عنوان «در انتظار رویدادی بزرگ در فرانسه»، تلاش کرده با نقل پروپاگاند فاشیستها، و همچنین نقل «گزینشی» برخی از اظهارات ملانشون او را در کنار آخوند بنشاند. به همین منظور، یک کاریکاتور از «ملانشون» منتشر کرده که او را در هیبت قصاب و با روسری «سبز» نشان میدهد! بله، اشکال اینجاست که از یکسو سرووضع «ملانشون» با تبلیغات «خلقی ـ خاکی» و «مردمی» آخوندهای ساواک نمیخواند، و از سوی دیگر، شیوة بیان نامزد جبهة چپ و برنامة او برای مبلغین توحش عوامپرستی دردسرساز شده! به عنوان نمونه، آخوندهای پیکنت هرگز نمیتوانند از پیشنهاد جبهة چپ، مبنی بر گنجاندن سقطجنین در قانون اساسی فرانسه حرفی به میان آورند؛ این قماش پیشنهادها آخوندی نیست، ابهام هم ندارد، در نتیجه کارساز اهالی پیکنت نمیشود.
دکان عوامپرست ساواک برای گسترش ابتذال و خشونت به «ابهام» نیاز دارد. و برای دستیابی به ابهام مطلوب حذف «زمینة واقعی» اظهارات «ملانشون» کفایت خواهد کرد؛ به همین سادگی! به این ترتیب مخاطب در برابر «کلیگوئی» قرار میگیرد و نمیتواند از ارتباط مسائل با یکدیگر آگاه شود. به عنوان نمونه، نگاهی داشته باشیم به ابهام در مطلب پیکنت. این سایت ضمن اشاره به واقعیت، یعنی استقبال مردم از میتینگ «تولوز»، به گسترش ابهام مشغول میشود تا ملانشون را به امام روشنضمیر نزدیک و نزدیکتر بنمایاند! از زبان رئیس جمهوری فعلی فرانسه، سرکوزی میشنویم، «کاری» که طی پنجسال انجام شده، ظرف دو روز نابود خواهد شد! اگر کسی در جریان سیاست فرانسه نباشد، چه میداند نیکولا سرکوزی به کدام «کار» ارجاع میدهد؟ مخاطب پیکنت فقط از نابودی زحمات 5 ساله، طی 2 روز آگاه میشود؛ درست مثل توحش «امام» خمینی که در ظرف چند روز ایران را یک سده به عقب برد، عین اینکه زحمات کذا را بمباران کنند! روشنتر بگوئیم به این ترتیب، «ملانشون» در ترادف با جنگ و انقلاب و تخریب قرار میگیرد. ولی برای پیکنت این مختصر کافی نیست، میباید نامزد جبهة چپ را، همچون آخوندهای جمکران، مخالف مبهماتی از قماش ابتذال و فساد اخلاق و غیره هم معرفی کرد! برای تحقق این امر مقدس کافی است مطالبات سیاسی وی را از زمینة واقعی یعنی از اقتصاد تهی کرده بر طبل مبارزه با فساد اخلاق کوبید. سرکوزی میگوید ملانشون زحمات 5 ساله دولتاش را بر باد میدهد، ملانشون هم به سرکوزی «حمله» میکند و میگوید، این پنجسال جز ابتذال و سرافکندگی ارمغانی نداشته:
«[...] ملانشون [...] بشدت به سرکوزی که برنامه او را غیرقابل تحقق خوانده بود حمله کرد و گفت [...] پنج سال رنج، از همگسیختگی، عقبگرد، درشتگویی، ابتذال و خوار کردن میهن کارنامة شماست [...]»
و صدالبته، پیک نت نخواهد گفت سخنان ملانشون به کدامین مسائل ارجاع میدهد! ولی ما میگوئیم تا روشن شود، که «ابتذال» در ادبیات سیاسی چپ، هیچ ارتباطی با توضیحالمسائل حاج روحالله و چادرسیاه زهرا خانوم نداشته و ندارد! این «ابتذال» همزمان به گسترش مقدسات و تهاجم رسانهها به حریم جامعه ارجاع میدهد! به عنوان نمونه وقتی مقامات «فرهنگی» دولت پیرامون روابط جنسیشان با کودکان تایلندی «کتاب» چاپ میکنند، یا زمانیکه «حریم خصوصی» رئیس جمهور فرانسه «رسانهای» میشود، افکار عمومی فرانسه به این مسائل واکنش «منفی» نشان میدهد! آنچه در جامعة فرانسه «ابتذال» خوانده میشود تبلیغ کودک بارگی، جنجال پیرامون گرایشات جنسی و اتاقخواب مقامات رسمی و … و به ویژه فوت کردن در آستین آخوند جماعت است.
باری پیک نت در ادامه جبهة چپ فرانسه را به جلادی به نام «روبسپیر» میچسباند تا بتواند حرف دلش را در باب قیام و انقلاب و اسلام و اعدام هم بزند و همزمان از ملانشون تصویر آخوند ابله و «یوتوپیست» جلاد و انقلابی ارائه دهد که در یک حرکت «انسان»، «زمان» و «مکان» را نفی میکند:
«ژان لوک ملانشون [...] بارها به ارزشهای انقلاب کبیر فرانسه و سخنان روبسپیر [...] اشاره کرد و [...] خواهان قیام مدنی و انقلاب شهروندی در کشور شد. وی همچنین خطاب به سرکوزی گفت [...] مسئله اصلی کشور ما برخورد اسلام و غرب نیست [...] فرانسه جمهوری ششم یک ملت غربی نخواهد بود [...] یک ملت جهانی خواهد بود[...] بزرگترین مرز [...]فرانسه [...] با برزیل است نه با اروپای غربی [...] سیلاب انقلابی مردم فرانسه از بستر خارج شده [...] قیام مدنی مردم مقدسترین وظیفه جمهوری است[...]»
بله اگر ماجرا به این ترتیب ادامه یابد، بزودی «پیک نت» جبهةچپ فرانسه را با خشونتطلبان سبز در ترادف قرار خواهد داد. ملانشون میشود پیرو خط امام و طرفدار کروبی و موسوی! پس بهتر است راه را بر شارلاتانیسم ببندیم. نخست به صورت خلاصه بگوئیم که ژان لوک ملانشون در فرانسه به عنوان وزیر، سناتور و نمایندة پارلمان اروپا انجام وظیفه کرده و هرگز، به قول فعلة فاشیسم، «هجرت» نکرده. آمادة «شهادت» نبوده و نیست! در ضمن برای «اعدام» مخالفان برنامه ندارد، شعار مرگ بر آمریکا هم نداده و نمیخواهد «حکومت را به امام زمان» تحویل دهد! نهایت امر، برخلاف رهبران خودفروختة اسلامپرست، ملانشون به عنوان انسان برای خود «مسئولیت» قائل است! و اما در رابطه با «نقل قول» پیکنت چند اشکال پیش میآید.
نخست اینکه ژان لوک ملانشون به «جمهوری ششم» ارجاع می دهد؛ که قانون اساسیاش هنوز نوشته نشده! این قانون میباید از طریق انتخابات فراگیر و استقرار مجلس مؤسسان تدوین شود. دیگر آنکه جبهة چپ به هیچ عنوان قصد خروج از اروپا را ندارد! دلیل هم روشن است؛ کشور فرانسه در قارة اروپا واقع شده و خروج از واقعیت «مکان» اصولاً در ادبیات چپ دمکراتیک جائی نمیتواند داشته باشد! خواست ملانشون خروج از پیمان نظامی «ناتو» و فاصله گرفتن از توحش آمریکاست! جبهة چپ از «حقوق جهانشمول بشر» و لائیسیته دفاع میکند، و همزمان از تبدیل جمهوری فرانسه به زائدة سیاست انگلستان و آمریکا انتقاد به عمل میآورد. یادآور شویم این سیاست پس از پایان جنگ دوم تقویت شد. میبینیم که «خروج» از اروپا و بازگشت به دوران نورانی «روبسپیر» در کار نیست؛ برنامة جبهة چپ هیچ ارتباطی با «خروج» خمینی و خامنهای از زمان و مکان و فروافتادن در شنهای روان کربلا و حجاز ندارد؛ نگرشی است صددرصد غیر آخوندی! نهایت امر اضافه کنیم که صفت عالی «مقدسترین»، در ادبیات چپ، نمیتواند به «مقدسات دین» ارجاع دهد، چرا که جبهة چپ «لائیک» است!
24 ژوئیه 2011 در 01:23
چه بر سر ایران مان خواهد آمد؟
1- جمهوری اسلامی در گنداب خود ساخته در حال غرق شدن است! این از خبر خوب. اما…
2- ایران هم ممکن است تجزیه شود! این خبر بد!
3- چه باید کرد؟
1-جمهوری اسلامی در گنداب خود ساخته غرق خواهد شد؟
سی و دو سال سو مدیریت, فساد مالی و اخلاقی , دشمنی با ایران و ایرانی, غارت منابع نفت و گاز کشور و سایر منابع و ثروتهای طبیعی بهمراه فرار نیروهای متفکر و خلاق ایرانی به خارج دست بدست هم داده و امروز جمهوری اسلامی را با معضلات زیر روبرو گردانیده است:
الف: کشور بیش از هر زمان دیگر وابسته به صادرات نفت وگاز گردیده به نحویکه بیش از 85% درآمد خارجی کشور از ایندو منبع و محصولات وابسته به آن تامین می گردد. (1).
ب: در ازای صادرات نفت و گاز و سایر منابع طبیعی مبلغی حدود 57 میلیارد دلار درآمد ارزی در سال 1389 بدست آمده و مبلغی حدود 58 میلیارد دلار واردات انواع کالا ( عمدتا کالاهای مصرفی و مواد غذایی ) صورت گرفته که میزان وابستگی شدید کشور به درآمد نفتی و نابودی صنایع داخلی را مشخصتر می سازد. (2)
توضیح: تا زمانیکه نظام حاکم توان تولید, صدور و فروش نفت (نفت بمثابه موتور محرک اقتصاد کشور) را داشته باشد و تا زمانیکه یک بازار مصرفی 60 تا 80 میلیاردی برای فروش محصولات بنجل و مصرفی بروی کلان سرمایه داران باز باشد جمهوری اسلامی با روش سرکوب در داخل و باج دهی در خارج می تواند به عمر خود بیافزاید. اما…
ج: منبع اصلی درآمد رژیم بخطر افتاده: بر اثر درگیریهای جناح های داخل رژیم پاره ای از راز مگو های رژیم به بیرون سرایت کرده که از جمله مهمترین آن کاهش مداوم و روزانه 1000 بشکه نفت از توان تولید صنعت بشدت مستهلک و تحت تحریم نفت ایران است! چندی پیش خبرگزاری انلاین نیوز که در خدمت جناح ولی فقیه است در حمله به جناح احمدی نژاد گزارشی از دروغپردازیهای مسئولین حوزه استخراج شرکت نفت ارائه و پرده از راز بزرگی برداشت. در این گزارش بوضوح اعلام شد که کاهش تنها 65 هزار بشکه در سال از توان استخراج نفت که توسط مسئولین وزارت نفت عنوان شده بود در اصل دروغ بوده و ایشان با دستکاری در آمار تولید توانسته بودند کاهش استخراج سیصد وشصت هزار بشکه ای در سال که از سال 1386 گریبانگیر رزیم گردیده را به 65 هزار بشکه در سال کاهش دهند! (3)
ر: ظرفیت اسمی یا حداکثر توان تولید نفت در پالایشگاه های کشور 4.1 میلیون بشکه می باشد اما امروز میزان واقعی تولید به 3.5 میلیون بشکه در روز کاهش یافته است. از این میزان حدود 1.3 میلیون بشکه مصرف داخل گردیده و 2.2 میلیون بشکه در روز صادر می شود. (همان) حال اگر حتی روند رو به رشد مصرف داخلی را بعلت قطع یارانه ها و افزایش بهای سوخت ثابت فرض کنیم و تنها همان میزان کاهش روزانه 1000 بشکه از چرخه تولید و یا 360,000 بشکه در سال را در نظر بگیریم جمهوری اسلامی تا حدود پنج سال دیگر نفتی برای صدور نخواهد داشت و در نتیجه یکی از بزرگترین منابع درآمدی خود را از دست خواهد داد. که معنای آن فرو رفتن در ورطه نابودی خواهد بود. (4)
د: راه حل این معضل چیست؟ یعنی به عقل مسئولین جمهوری اسلامی نمی رسد؟
راه حل دارد و به عقل آنها هم می رسد اما رفتن به سمت آن باعث همین درگیری های درون نظام شده که شاهدش هستیم. اجازه بدهید راه حل را از زبان مسئولین نظام بشنویم: آقای هادی نژاد حسینیان معاون سابق وزارت نفت واز چهره های پشت پرده نظام در مصاحبه ای در تاریخ دهم بهمن 1388 به روزنامه اعتماد می گوید:
«»-پيشنهاد شما به عنوان يکي از مديران ارشد سابق وزارت نفت در اين زمينه چيست؟
به نظر من اگر سياست ها بر همين روند افزايش خصومت بين ايران و 1«5 تداوم يابد و در نتيجه تحريم هاي موجود حفظ يا تشديد شوند، دولت بايد سياست خود در اجراي پروژه ها را بر مبناي حمايت، تقويت و به کارگيري نيروهاي داخلي قرار دهد. در پنج سال گذشته چون سياست دولت امريکا مبتني بر جلوگيري از سرمايه گذاري شرکت هاي خارجي در صنعت نفت ايران بوده لذا سياست ايران مبتني بر حمايت از سرمايه گذاري شرکت هاي خارجي در ايران بوده است. از طرفي چون شرکت هاي معتبر بين المللي نيز به دليل تحريم امريکا و همچنين مشکلاتي که در کار با ايران دارند استقبالي از کار در ايران نمي کنند لذا وزارت نفت بدون توجه دقيق به صلاحيت و توانمندي شرکت هاي خارجي و براي نشان دادن شکست سياست تحريم، از هر شرکتي که حاضر به امضاي تفاهمنامه يي با نفت شود، استقبال مي کند. تفاهمات کلي نيز همانند قراردادهاي نهايي شده به اطلاع عموم رسانده مي شود. شرکت هاي خارجي چون واقعيات را مي دانند عکس العملي نشان نمي دهند ولي دولت اين طور وانمود مي کرد که پروژه ها مشکلي ندارند. به هر حال آنچه براي کشور مهم است اجراي پروژه هاست. قوت قلب ساختگي دادن به مردم، وقتي پروژه ها خوابيده اند تا کي مي تواند تداوم داشته باشد؟ وقتي شرکت هاي خارجي حاضر به کار در ايران نيستند توفيقي اجباري پيش آمده تا آنهايي هم که اعتقادي به توانمندي نيروهاي داخلي ندارند مجبور شوند راه را براي فعاليت آنها باز کنند. من اعتقاد کامل دارم که اگر مشکلات نيروهاي داخلي حل شود و همه مسوولان به اينکه «اگر بخواهيم، مي توانيم» اعتقاد پيدا کنند، آن وقت اين طلسم نيز شکسته خواهد شد. ضمن اينکه نيروهاي داخلي توان اجراي اکثريت قريب به اتفاق پروژه هاي نفتي را دارند و اگر در مواردي هم به کمک خارجي نياز باشد، آنها مي توانند با آزادي بيشتري براي تامين آن راه حل پيدا کنند.
-آقاي دکتر با اين روند سرمايه گذاري، تا چند سال ديگر ايران درآمدهاي حاصل از صدور نفت خام خواهد داشت؟
سه سال پيش مطالعاتي در اين زمينه انجام شد که نشان داد اگر روال توليد و مصرف نفت و فرآورده هاي نفتي به همان منوال تداوم يابد حداکثر تا 10 سال از آن بايد زمان ما نفت خام براي صادرات خواهيم داشت و بعد از آن بايدکل نفت توليدي به مصرف داخل برسد. (5)
خلاصه نظر ایشان این است که باید تحریمها برداشته شود و سپس با استفاده از سرمایه گذاریهای خارجی (که میزان آن بین سیصد تا پانصد میلیارد دلار ظرف پنج سال تخمین زده می شود) به بازسازی صنعت فرسوده و در حال اضمحلال نفت کشور پرداخت. که البته بنظر نگارنده هم درست است. اما اجازه دهید امکان عملی شدن آن را هم بررسی کنیم:
چرا کشور های غربی ایران را تحریم کرده اند؟ عمدتا بدلیل حرکت نظام حاکم بر ایران به سمت تولید بمب اتمی (دلایل جانبی و از نظر آنها کم اهمیتری هم مثل حقوق بشر در ایران مطرح شده است). چرا نظام به آن سمت می رود؟ همه جناح های درون نظام طالب بمب اتمی به هر قیمتی نیستند. این تنها ولی فقیه نظام و شرکایش هستند که الگوی نظام حاکم بر کره شمالی را ایده آل ترین نظام برای خود و اطرافیانش یافته و قصد دارند (شاید بهتر است بگوییم قصد داشتند) تا ایران را به بدیل آن تبدیل نماید. پس در خواست غرب برای توقف پروسه تولید بمب اتمی بمعنای برباد رفتن آرزوهای علی خامنه ای و شرکا ست که بسیار بعید است که از جانب خامنه ای کنار گذاشته شود. اما…
دیده ایم که علی خامنه ای برای حفظ قدرت خود (که با زرنگی آنرا نظام می نامد) از هیچکاری رویگردان نیست! دیداه یم که دوست پنجاه ساله خود یعنی رفسنجانی را چگونه توسط احمدی نژاد (که دست پرورده خامنه ای بود) سکه یک پول کرد و دستور داد تا چاقو کشان درگاه ولی فقیه حتی به زن و بجه او در قبرستان تهاجم نموده و فحشهای ولایتی نثار آبا و اجداد او کنند. و یا در مقابل کشتار مسلمانان در چین و روسیه خود را به ندیدن و نشنیدن بزند. لذا فرض کنیم که خامنه ای بر اثر فشار های داخلی و خارجی دست به عقب نشینی زده و از فکر دسترسی به بمب اتمی منصرف گردد. حال باید دید آیا کشور های غربی حاضرند مبلغی بین 300 تا 500 میلیارد دلار در کشوری سرمایه گذاری کنند که هیچ اطمینانی نه به مسئولینش دارند (بارها با رژیم معاملات پشت پرده کرده اند و هر بار رو دست خورده اند یا جناح دیگری در درون نظام معامله را بر هم زده) و نه به آینده نظام حاکم بر آن کشور؟ خواست حداقلی غربی ها برای آغاز هر نوع «معامله بزرگ» یک کاسه بودن نظام حاکم و اطمینان از موقعیت طرف مذاکره کننده است. مثلا نمی داند که وزیر امور خارجه ای که از طرف نظام و جهت مذاکره معرفی شده آیا تا پایان آن مذاکرات هم وزیر باقی خواهد ماند یا خیر؟ و یا رئیس جمهور فعلی فردا هم رئیس جمهور است یا سر از زندان در میآورد؟ لذا پول و سرمایه زمانی در اختیار صنعت نفت قرار می گیرد که رژیم حاکم در ایران دارای ثبات باشد. امری که با توجه به بافت هزار لایه و مافیا گونه نظام غیر ممکن است. توجه فرمایید که گفته شد غیر ممکن است. در همین چهارچوب و با درک این ضرورت بود که احمدی نژاد سعی کرد تا با مقصر جلوه دادن آخوندها و بخصوص خامنه ای در رابطه با اوضاع نابسامان داخلی ظرف سی سال گذشته و با پخش کردن پول بین اقشار مختلف و حقه بازیهایی مثل «مکتب ایرانی» و اظهار ارادت به تاریخ ایران باستان به کسب یک حداقل پایگاه اجتماعی در داخل دست یافته و در خارج از کشور هم با استفاده از لابیهای وابسته به رژیم سعی درایجاد یک تصویر ایده آل از خود بعنوان فردی پر قدرت و مردمی نموده تا با انجام «معامله بزرگ» بدون هماهنگی با ولی امر واز بالای سر او, خود و جناحش را به غربیها بقبولاند. امری که البته ناتمام ماند و پس از شروع درگیریها با خامنه ای حتی باعث تشدید تردید غربیها در هر نوع معامله با رژیم در شرایط موجود شد. لذا می بینیم که برای این رژیم راه برون رفتی وجود ندارد!
1- ایران ممکن است تجزیه شود؟
در تاریخ کم نبوده اند ملتها و کشور های بزرگی که یکشبه از صفحه جغرافیا محو شده اند. نمونه اخیر آن کشور بزرگ و قدرتمند یوگسلاوی است که در حال حاضر به چندین کشور کوچکتر تجزیه گردیده است. علت اصلی تجزیه کشور ها سستی و اختلافات ابلهانه و عدم بلوغ نسلی بوده که قادر به درک موقعیت ویژه کشورش نگردیده و با «بی عملی» سرنوشت کشور را یا به دیکتاتور و یا به قدرتهای خارجی سپرده و تنها یک نظاره گر غرغرو باقی مانده. البته پس از آنکه سرنوشت کشور بدلیل بی عمل و سستی او توسط «انگلسیا» رقم خورده ظفرمندانه از درک خارق العاده سیاسی خود گفته که «دیدید گفتم تا خارجی ها نخواهند هیچ چیز در اینکشور تغییر نمی کند». هرگز بفکر او نرسیده که در مقابل سستی و بی عملی ما حتمن دیگران عمل می کنند و بجای ما (آدمهای نابالغ) تصمیم می گیرند. این ناشی از قدرت خارجیها نیست بلکه از ضعف ماست!
گفته شد که راه برون رفتی برای رژیم (حتی اگر بخواهد و مثلا دست به اصلاحات سطحی بزند) وجود ندارد بلکه دایره روزبروز تنگتر می شود. غرب هم نمی تواند شاهد ایرانی باشد که قادر نیست نفت مورد نیاز صنایع غرب را (نفت برای غرب بمثابه خون در رگهای انسان است. قیمتش مهم است اما قابلیت دسترسی به آن مهمتر است) بموقع و به اندازه نقشی که به اوسپرده اند تامین نماید. ضمن آنکه رژیم در حال حاضر به سمت اتمی شدن هم میرود و به احتمال فراوان از فردای دسترسی به بمب اتمی و بدلیل دسترسی به تنگه هرمز (که بیش از سی ونه درصد نفت جهان از آن عبور می کند) تبدیل به یک باج گیر قویتر از کره شمالی خواهد شد (طرحی که خامنه ای و شرکا دارند). پس چه باقی می ماند؟
یا مردم ایران این رژیم را برانداخته و رزیمی دموکراتیک و عقلایی بر سر کار می آورند…
ویا غربیها متوجه سستی, بی عملی و نابالغ بودن ما شده و طرحی مطابق با منافع جهان غرب و سرمایه داری جهانی را در ایران پیاده می کنند.
طرح غربیها از دو حال خارج نیست: یا افراد خودی را بعنوان ناجی کشور علم می کنند همانطوریکه در افغانستان با کارزای و در عراق از طریق علوی و مالکی کردند,
و یا دست به تجزیه کشوری بزرگ زده و از آن چند کشور کوچک ضعیف و گوش بفرمان می سازند.
2- چه باید کرد؟
کسانی که درد میهن دارند باید بدانند که در بزنگاه تاریخ قرارداریم. بحث و سخن و افشاگری و…به اندازه کافی صورت گرفته اما حالا موقع عمل است. دو صد گفته چون نیم کردار نیست.
قرار نیست 75 میلیون ایرانی که عمدتا تحت تاثیر فرهنگ انفعال و بی عملی قرار دارند یک شبه فرهیخته شده به خیابانها بریزند و هوشمندانه رژیم را بر انداخته و نظام جدید دمکراتیکی را بنا نهاند. این اتفاق نخواهد افتاد.
اما هستند شیر زنان و شیر مردان ایرانی که موقعیت خطیر کنونی را درک کرده و از آن مهمتر آماده کنشگری و حتی جانفشانی در راه آزادی میهن و مردمشان می باشند. نعدادشان هر چقدر هم کم باشد (حتی اگر در کل ایران 10 هزار نفر هم باشند) برای براندازی این رژیم پوسیده و فاسد کافی است. چرا که همان 10 هزار نفر اگر با سازماندهی و داشتن آموزش وارد صحنه خالی شونند و بمانند, باعث خواهند شد دیگران هم جرات یافته و به ایشان بپیوندند. در مصر حضور دائمی و البته سازمان یافته ده ها هزار نفر در میدان التحریر باعث پیوستن اکثریت خاموش گردید و در نهایت سرنوشت 80 میلیون مصری توسط یک اقلیت بسیار کوچک اما سازمان یافته و جان بر کف تغییر یافت. در قرقیزستان هم همینطور و در مراکش هم.
پس رمز کار در سازماندهی یک نیروی کوچک است.
بیژن افتخاری
دکترای مدیریت اجرایی ازآمریکا
استاد کالج پالومار در سن دیه گو
پانویس:
1-http://hormuz.robertstrausscenter.org/iran_oil
2- http://www.tccim.ir/ImpExpStats.aspx?mode=doit
3 http://www.khabaronline.ir/news-163093.aspx
4 http://www.khabaronline.ir/news-155535.aspx
5 http://www.aftabnews.ir/vdcd9o0n.yt0of6a22y.html
برای آموزش سازماندهی به سایت زیر مراجعه شود
http://khodrahagaran.org/Fa/?s=سازماندهی
8 اکتبر 2011 در 22:55
http://www.tarhino.com
تماس با من
ehsandehkordi@yahoo.de
احسان دهکردی
برای اشنائی با دیدگاهای شورای موقت سوسیالیستهای چپ ایران به سایت مراجعه کنید یا با من تماس بگیرید
25 فوریه 2012 در 05:20
فهرست بیش از هزار آخوند تبریزی
تخمین زده می شود که کمابیش هزار و پانصد آخوند در شهر تبریز جای گرفته اند، گروهی از این آخوندها از کارگزاران رژیم ولایت فقیه هستند، گروهی دیگر از کارگزاران رژیم نیستند اما از راه دین نان مفت می خورند، روشن است که در فردای ایران آزاد و پس از آن که رژیم گندیده و پوسیده ولایت فقیه نیست و نابود شد و لاشه پلشت آن به زباله دان تاریخ پرتاب شد بدون چون و چرا باید دستگاهی به نام روحانیت برچیده شود، ستمگران به کیفر برسند و دیگر کسانی که از راه دین مفت خوری می کنند عبا و عمامه را کنار گذاشته و به دنبال پیشه ای آبرومندانه باشند، با در نظر داشتن این که در هیچ کجای دین اسلام گروهی به نام روحانی وجود ندارد و در زمان پیامبر اسلام عنوان هائی مانند روحانی، ایة الله، حجة الاسلام، مجتهد، مرجع تقلید، ملا ، آخوند، طلبه، روضه خوان، نوحه خوان، مرثیه خوان، مداح و ………. وجود نداشتند و دستگاه روحانیت و مفت خوری از راه دین در زمان فرمانروائی پادشاهان صفوی با الگوبرداری از دستگاه روحانیت مسیحیان کاتولیک برپا شد، در فهرست زیر نام و نام خانوادگی بیش از هزار آخوند که در تبریز جای گرفته اند آمده است، این فهرست کامل نیست و شما اگر تبریزی هستید این فهرست را کپی کنید و در تکمیل آن بکوشید و بهتر است این فهرست را در برنامه اکسل جای دهید و در برنامه اکسل ستونی برای نام خانوادگی، ستونی برای نام، ستونی برای نشانی و ستون هائی برای کد پستی و شماره تلفن و مانند آن بسازید و بهتر است در برنامه اکسل برای هر یک از حروف الفبا یک کاربرگ جداگانه را به کار ببرید، اگر وبلاگ و وبسایتی را می گردانید این فهرست را در آن جای دهید و در فرستادن آن به وبلاگ ها و وبسایت های دیگر بکوشید:
آ
آخرتی محرم | آخوندی عبدالعلی | آذری عبدالله | آراسته جواد | آرباطانی اکبر | آریان نژاد محمد | آزادان بلال | آزادگویان یونس | آستمالی محمد | آسمانی امیر | آصفی تبریزی محمد | آقائی ربعلی | آقاجانی علی اصغر | آقاجانی مجید | آقازاده علی | آقازاده نجف | آلانقی حسن | آل محمد سیدرسول | آل محمد سیدمحمدتقی | آل هاشم سیدتقی | آل هاشم سیدمحمدعلی | آهنگری صادق | آهنگری بخشایش بهلول
ا
ابراهیم پور محسن | ابراهیم نژاد محمد | ابراهیمی سلیمان | ابراهیمی عبدالکریم | ابراهیمی فر محسن| ابوالقاسمی نوحی عبدالصمد | احسانی طاهر | احمدپوری بقا محمدحسین | احمدوند علی محمد | احمدی سیدمحمد | احمدی صفر | احمدی عبدالوهاب | احمدیان محمدعلی | اخوان علی اصغر | ادیب علی | ارجمندی بشیر | ارضی تقی | ارمغانی کلوانق ابراهیم | استادی علی | استادی محمد | استادی میرصادق | اسحاقی حسن | اسدپور محمد | اسدی احمد | اسدی جلال | اسدی حاجی | اسدی حسین | اسدی رضا | اسدی محمد | اسکندری حسین | اسکندری میکائیل | اسکوئی سیدرضا | اسلامی احمد | اسلامی عبدالعلی | اسلامی عبدالله | اسلامی هادی | اسماعیل زاده تسوجی عبدالله | اسماعیلی اسرافیل | اسماعیلی قربانعلی | اسماعیلی علی | اسماعیلی محمد | اسماعیلی نعمت | اسماعیلی زگلوجه سیدحسن | اسماعیلی مقصودلو حسین | اشکریز حق رسول | اصغرپور رحیم | اصغر زاده سلیمان | اصغری طالب | اصغری مونقی عبدالحسین | اصغری میاردان احمد | اصغریان حسن | اصلانی مصطفی | اصلی حسن | اصلی علی اکبر | اصلی نژاد سیدحسن | اصولی پارامی عبدالله | اطهری مقدم علی | اعتمادی جبرائیل | اعتمادی میرعلی اکبر | اعتمادی محمدصادق | اعتمادی محمدباقر | اعتمادی محمدعلی | اعتمادی خواجه ای مصطفی | اعتمادی رسولی صادق | افتخاری عنصرودی علی | افشار صمد | اقبالی محمد | اقدسی رسول | اقدمی خامنه رسول | اکبرپوراخوان علی اصغر | اکبرنژاد توکل | اکبری سیدمحمود | اکبری محبوب | اکبری احمد | اکبری محمدعلی | اکبری حسین | اکبری آرباطان احمد | الموسوی سیدمحمد | النقی سجودی میرحمزه | النقی سجودی میرنقی | الهامی رضا | الهامی علی | الهی اصل مصطفی | الهی قزلجه ای علی | امامی ابوالقاسم | امانی قدیم ابراهیم | امجدی رضا | امیرفاطمی سیدحمزه | امیری حسن | امیری حسین | امیری سعید | امینی رضاقلی | انتصاری سام | انتظاری صادق | انتظاری صفرعلی | انتظاری اصل مجید | انتظاری حق مجید | انزابی محمد | انصاری عادل | انصاری علی | انوری احمد | اورنگی علی اصغر | اولیائی محمد | اهرابیان کاظم | اهری بیوک | اهری عیسی | ایزدی علی | ایزدیان امید | ایمانپور جواد | ایمانی محمدکاظم | ایمانی یامچی محمد
ب
باباپور سلطانعلی | باباپور ورزقانی عبدالعزیز | بابازاده شهسواری حسن | بابازاده شهسواری یدالله | بابائی خیرالله | بابائی عباس | بابائی محبوب | بابائی محمود | بارعی کمال | باقرزاده اسد | باقری علی | باقری موسی | باقری بنابی عبدالحمید | باقری بنابی عبدالمجید | بایرامی علی | بجانی روح الله | بخت آور مهدی | بخشایشی بهلول | بخشایشی حسین | بخشایشی علی اصغر | بخشایشی مهدی | بخشی حسن | بخشی محمد | بخشی زاده داود | بدیعی نقی | برزگر محمد | برقی علی اصغر | برگی رسول | برومند یوسف | بشیری حسین | بصیری مرتضی | بکائی محمدرضا | بلاغی سیدحسین | بلاغی محمد | بلاغی مبین سیدرضی | بلندی سیدعبدالعظیم | بلندی سیدمصطفی | بلوکی رحیم | بنابی مصطفی | بنی فضل حمید | بنی هاشمی سیدهادی | بهربیگی حسن | بهربیگی علی اکبر | بهروز حسن | بهروزی سرند محمدحسین | بهروزی سرند مرتضی | بهشتی سیدکاظم | بهشتی سیدمیرعلی اصغر | بهمنی علی | بیگ محمدی محمدرحیم | بیگی جعفر | بیگی مینقی عبدالله
پ
پارامی بیت الله | پارامی نجف | پاسدار بخشایشی حیدر | پاشازاده فرید | پاوندی حسین | پدرام میرحمزه | پرسیان محمد | پزشکی مدرس حسین | پسیان بیت الله | پسیان هادی | پناهی اسماعیل | پوراحمدی سیدرضا | پوراسماعیل مسقرانی اسماعیل | پوراکبرسرائی محمد | پوراکبری محمد | پوربابا اسد | پورتقی سیدعلی | پورحسن محمد | پورداننده احمد | پوررادی علی | پورصدقی آلانق حسین | پورعطا حبیب الله | پورعطا حمدالله | پورعلی علی | پورمحمدی محمدتقی | پورمیررضا سیدحسن | پورمیررضا سیدمحسن | پورمیسور حسن | پوریوسف محمد | پولادی هروی ابراهیم | پیشنمازاکبری احمد
ت
تاج خواه قاسم | تاری اسرافیل | تاری زاده محرم | تاریوردیزاده محمدعلی | تازه جوان جواد | ترابی میرحمزه | تسوجی غلامعلی | تقوی سیدیحیی | تقوی کلجاهی صادق | تقی زاده حسن | تقی زاده حسین | تقی زاده مطلق سیدهادی | توحیدی محمدعلی | توحیدی محمود | توسلی جعفر | توکلی نقی | تهذیبی علی | تیزدست علی
ث
ثقفی سیدمحمد
ج
جاویداقدم سیداحمد | جاهدی علی | جباری حسین | جدیدبناب علی | جدیدی مهدی | جعفری جواد | جعفری عبدالله | جعفری عبدالمجید | جعفری علی اصغر | جعفری وهاب | جعفری کریم | جعفری تبار مجید | جعفریان رسول | جعفریان اسکوئی علی اصغر | جلالی محمد | جلالی مهدی | جلالی خواجه عبدالکریم | جلالی لیقوانی سلمان | جلالی نوبری جلیل | جلالی نوبری حسین | جلیل پور حسن | جلیلی خلیل | جلیلی سیدمحمد | جناب زاده علی | جوادی جعفر | جوادی حامد صمد | جوادی فام غلامرضا | جوادی قزقپان علی اکبر | جودت عبدالصمد | جودی اسلام | جوهری اسد | جوهری یحیی | جهان حسن | جهانگیری علی | جهدی حسن | جیوادخسروشاهی غلامحسین
چ
چاپاری راثی سیدبیوک | چاووشی سیداسلام | چاووشی سیدرسول | چاووشی سیدکاظم | چاووشی یوسف | چیت چیان بیوک
ح
حاج محمدی محمد | حاجتی موسی الرضا | حاجی زاده جواد | حاجی زاده علی | حاجی زاده کریم | حاضری علی | حافظ زاده محمد | حامدی حمید | حامدی عبدالحمید | حامدی عبدالرحیم | حامدی مقدم رحیم | حبیب زاده مرندی ابوطالب | حبیبی حسن | حبیبی حسین | حبیبی عبدالمجید | حبیبی فاضل | حجازی سیداصغر | حجازی عباس | حججی سیدسجاد | حدادی التفات | حسن پور عباس | حسن پور علی | حسن پور محمد | حسن زاده ایوب | حسن زاده رضا | حسن زاده رمضان | حسن زاده مصطفی | حسن زاده یوسف | حسن زاده سرای علی | حسن زاده سرای غلامعلی | حسن زاده سرای غیبعلی | حسن زاده سرای محسن | حسنی حسن | حسنی اهری علی | حسنی زنگبار حسن | حسنی زنگبار حسین | حسین زاد نوین مجید | حسین زاده اسماعیل | حسین زاده رحیم | حسین زاده عیسی | حسین زاده ناصر | حسین زاده نوروزعلی | حسین زاده اصل اسحاق | حسین زاده کریمی محمدرضا | حسین نژاد قربان | حسینی سیدابراهیم | حسینی سیدجلال الدین | حسینی سیدشهاب الدین | حسینی سیدصابر | حسینی موسی | حسینی سیدمیرخطیب | حسینی سیدیعقوب | حسینی میررحیم | حسینی سیدجعفر | حسینی اسفهلانی سیدمحمدعلی | حسینی اسنجان میر حسین | حسینی طباطبائی سیداحمد | حسینی نامی سیدجمال | حشمتی علی | حصاری احمد | حضرتی غفور | حضرتی قدرت | حقی محمد | حقیقی حسین | حکم آبادی قاسم | حکمتی علی اکبر | حکیمی جلیل | حکیمی فر روح الله | حمامی محمد | حمزوی کاظم | حمزوی سیدمیراسدالله | حمزه ای محمد | حیدری الیاس | حیدری حیدر | حیدری علی اکبر | حیدری ولی الله | حیدری آملی علی | حیدری فر مجید
خ
خادم حسینی ابراهیم | خاکی بیوک | خاکی حسین | خاکی مسعود | خان محمدی اسماعیل | خدادادی اللهوردی | خدادادی کمال الدین | خداکرمی ابوعلی | خرمی حبیب | خسروشاهیان سیدهادی | خلخالی سیدمحمدعلی | خلیل پورجلالی جلیل | خلیل زاده خلیل | خلیلی صمد | خلیلی محمد | خمارلو عباس | خوبیاروند محمدحسین | خوش زبان مرندی رضا | خوش فهم عبدالجلیل | خوئی عبدالناصر | خیابانی مهدی | خیریان عبادالله
د
داداش زاده داود | دادیزاده علی | دانش رحیم | دانش راثی سیدعلی | دانشمند یعقوب | دباغ نیکو خصلت امیر | درخشی صابر | دروازه ای سیدمهدی | دوزدوزانی یدالله | دهقان جواد | دهقان علی | دهقان علی اصغر | دهقان محمدعلی | دیانتی محمود | دیانتی مرتضی | دینوری احمد | دینوری محمد | دینی نعمت
ذ
ذاکر حسین | ذاکر محمد | ذاکری اکبر | ذاکری عبدالصمد | ذاکری علی اکبر | ذاکری مجید | ذبیحی مصطفی
ر
راثی فتاح | راثی ناصر | راثی باغمیشه سیدعلی | راثی سرائی جلیل | رادنیک علی | رادنیک مهدی | رافی محمدحسین | راهرو خطیبی علی | ربانی علی | رثائی حیدر | رثائی عبدالله | رحیقی حسنعلی | رحیمی بشیر | رحیمی غلامرضا | رحیمی محمد | رسولی عباس | رسولی مجید | رشتبری امیر | رضانژاد محمدحسین | رضائی اصغر | رضائی طاها | رضائی طاهر | رضائی تیرآبادی حسن | رضوانی رضا | رضوانی علی | رضوانی محمدرضا | رضوی سیدرضا | رضوی زاده سیدمیر حبیب | رفیعی سیدرضی | رفیعی علی | رفیعی محمدرضا | رفیق مقصود | رقیمی حسن | رقیمی علی | رقیمی کیا غلامحسین | رنجبر عین الله | رنجی ولی | روحانی حمید | روحانی محمد | روحانی حسینی سیدداود
ز
زاده گمندی علی | زارع پور نصیر | زارع زاده نجفی لطف الله | زارعان علی | زارعی رحیم | زارعی زین العابدین | زارعی صادق | زارعی آلانق حسن | زاهدی اسدالله | زاهدی فضل الله | زاهدی حق قربان | زبردست جواد | زحمت دوست یونس | زرافشان هدائی سیدکریم | زعفرانچیلر سیدکاظم | زگلوجه سیدحسن | زگلوجه میرمحمود | زمانی عبدالصمد | زواری علی | زهدی قره بابا علی | زینال زاده محمد | زینالی حسن | زینالی محمود | زینالی عظیمی جواد
س
سابقی علی | ساجدی اکبر | سارخان زاده نمروری علی | ساسانی صفرعلی | ساسانی محمد | ساعی امند حسن | ساعی امند حسین | ساقی ثمر خزان اباصلت | سالک جدی علیرضا | سالک جدی محمدعلی | سبحانی اصل حسن | سبحانی نیا محمود | سجادی علی | سخائی اسدالله | سرائی عبدالرحیم | سرائی مجتبی | سرائی مصطفی | سربازوطن محمود | سرخابی محمد | سعدیان ابراهیم خلیل | سعدیان حسین | سعیدی عباس | سعیدی علی | سعیدی سیدمهدی | سعیدی آلانق حسن | سقائی مجید | سلامتی کاظم | سلطانی حبیب الله | سلطانی حسن | سلطانی حسنعلی | سلطانی مالک | سلطانی محمدحسین | سلطانی محمدمهدی | سلطانی حسین | سلطانی مهدی | سلیمی احمد | سلیمی بهروز | سلیمی موسی | سنائی فر مصطفی | سیاهی ستار | سیدابوالحسنی سیدفاضل | سیداهری سیدبیوک | سیدبهاءالدینی سیدطاهر | سیدحیدری سیدحسن | سیدرحمانی سیدجواد | سیدرزاقی سیدسجاد | سیدرفیعی بنی صادقی سیدمیرعزیز | سیدسیلابی سیدهادی | سیدطاهری سیدبهاءالدین | سیدطاهری سیدجعفر | سیدطاهری سیدضیاءالدین | سیدعباسی سیدسجاد | سیدمهدوی اقدم سیدحسن | سیدمهدوی اقدم سیدحمید | سیدی سیدآقا | سیفی حسن
ش
شادبادی ابوطالب | شادبادی اروج | شادبادی عبدالستار | شادبادی علی اصغر | شاطرهجرانی علی | شالچیان ناظری علی اکبر | شامی زاده بهروز | شامی زاده عبدالله | شاهدی رسول | شاهگلی ستار | شاهگلی محرم | شتربانی سیدفاضل | شجاعی علی | شجاعی قدرت | شرافت سیدابوالقاسم | شربیانی مجید | شرقی محمدعلی | شریعت آلانقی ابوالحسن | شریعتی اسکندر | ششگلانی علی | شعبانی حسن | شفائی فتح الله | شکرنژاد جواد | شکری علی | شکری مراد | شکوهی احمد | شکیبا محمد | شمسی جعفر | شهباززاده پارامی بیت الله | شهریوری عباسعلی | شیخ الاسلامی میرمحمد | شیخ علیپور حمید | شیخ علیپور مجید | شیرعلیزاده شجاع الدین | شیرزه حق محمدحسین | شیرینی محمد
ص
صادق پور محمدرضا | صادقی ابوالفتح | صادقی ابوالفضل | صادقی عباسعلی | صادقی فتاح | صادقی کریم | صادقی محمد | صادقی محمود | صادقی یدالله | صادقی پور سیدحسین | صادقی پور محمود | صادقی مهر غلامرضا | صادقیان صادق | صالحی حسن | صالحی قربان | صباغی یوسف | صبری آذرشهری حمید | صبری حامد صادق | صحیفه حسن | صحیفه میرحسین | صدر سیدحبیب | صدر سیدمیرحسن | صدرموسوی گرگری سیدزین العابدین | صدری عباس | صدری کندجانی اسماعیل | صدری کندجانی محبوبعلی | صدری مراغه حسن | صدقی غلامعلی | صدقی آذر حسن | صدیق حسین | صدیق مصطفی | صدیق سرابی عبدالله | صدیق هیق میراسماعیل | صفایی میکائیل | صفری فریدون | صفری نقی | صفوی سیدمحمود | صفوی خلجان سیدمیرکلام الله | صلاح زاده محمد | صلاحی حافظ | صلاحی محمد | صمدپور رضا | صمدانی اقدم سیدجواد | صمدی آصف | صمیمی اسکوئی سیدعلی | صوتی عبدالله | صیامی حسن | صیامی حسین
ض
ضیائی اسدالله
ط
طالبی علی | طالبی نعمت | طاهرزاده سلمان | طاهری حسن | طاهری سیدصمد | طاهری عیسی | طاهری یحیی | طباطبائی سیدحسین | طباطبائی سیدمحمد | طباطبائی سیدنادر | طباطبائی کهنموئی سیدعلی | طریقت علی اکبر
ظ
ظهیری عنصرودی حسن
ع
عابد علی اکبر | عابدزاده محمود | عابدپور اسمعلی | عابدی خلیل | عابدی عباسعلی | عابدی محمد | عابدی محمود | عابدین زاده احمد | عابدینی جعفر | عابدینی قنبر | عابدینی محمد | عادلی سیف الله | عالمی خلیل | عالمی یحیی | عالمی دیزج احمد | عالی مهدی | عاملی حسن | عبادی بابا | عبادی هادی | عبادی زین العابدین | عبادی جواد | عباس زاده عباس | عباس زاده سعید | عباس زاده اهری خونیقی حسن | عباس زاده اهری خونیقی علی | عباسی رجبعلی | عباسی اصل شفیع | عباسی پارام نجف | عبدخدائی محمدهادی | عبدالله پور عبدالله | عبدالله زاده خلیل | عبدالله زاده عبدالرضا | عبداللهی رسول | عبداللهی محمدعلی | عبداللهی مطلب | عبداللهی نمروری علی | عبدل پور احد | عبدی مقصودلو محمدابراهیم | عدالت حسن | عدالت خواه ابوالحسن | عدالت خواه عبدالحمید | عدالتی حسین | عرفانی ابراهیم | عرفانی سیدمحسن | عزتی محمدحسین | عزیزی حسین | عزیزی علی حسین | عزیزی یونس | عسگری عبدالله | عسگریان هدایت | عصری علی اکبر | عطائی حبیب الله | عطائی حمدالله | عظمائی علی | عظیمی جمال | عظیمی جواد | عظیمی زینال | عظیمی حمید | علائقی میرحسن | علامی جواد | علمی احمد | علمی حسن | علمی عبدالحمید | علمی سرای کاظم | علمی لیقوان محمد | علوی مهدی | علوی حامدشربیانی سیدجلال | علوی حامدشربیانی سیدمحمد | علیاری سلطانعلی | علیانسب سیدحسن | علیپور سجاد | علیپور عزت | علیپور علی | علیپور مجتبی | علیپور مجید | علیدوست آلانق ابراهیم | علیدوست آلانق محمد | علیزادگان علی | علیزاده عبدالرحمان | علیزاده عبدالله | علیزاده مجید | علیزاده محمد | علیزاده محمدعلی | علیزاده غریبدوستی عمران | علیزاده نوری سیدجواد | عمادالشریعه محمد | عمادی میرتقی | عهدنوزرنق کریم
غ
غروی توتونچی احمد | غروی علیاری جواد | غرویان محسن | غفاری سیدعلی | غفاری غفار | غفاری مجید | غفاری سیدمحمد | غفاری میرحمزه | غفاری میرعزیز | غفاری میریونس | غفاری هادی | غلامی غلامرضا | غلامی بهادر عباسعلی | غلامی سرای محمود
ف
فاتح مجید | فاتح پور حسن | فاضلی سعید | فاطمی میرحمزه | فاطمی محمد | فاطمی رضوی میربیوک | فاطمی نیا محسن | فائضی میرحسین | فتاحی قادر | فتاحی قاسم | فتحی حسین | فتحی رضا | فتحی علی اصغر | فتحی هدایت | فخرنیا حسین | فراقی ابراهیم | فراهانی فرد سعید | فراهی بخشایشی بلال | فرج اللهی فرج | فرج اللهی شربیانی سیدجلال | فرج زاده سیدکاظم | فرج زاده مرادعلی | فرجی علی | فرجی برحق محمدعلی | فردوس محمدعلی | فردی علی | فرزانه علی | فرشباف نژادی محمود | فرشی حسن | فرقانی عبدالله | فروتن سرائی اسحاق | فروغی محمود | فریدعصر غلامحسین | فضلی سیدجلال الدین | فقری رضا | فقهی حسین | فقیه میرسلیمان | فقیه خلجانی سیدمحمود | فقیه نمروری احمد | فلاحی اسدالله | فلاحیان جلال | فؤادیان محمدعلی | فهیمی عنصرودی علی | فیروزی حسین | فیروزی محمدعلی | فیضی خواه حسین | فیضی زاده اباصلت
ق
قائمی باقر | قائمی آذر عبدالرحیم | قادری مهر عزیز | قادری مهر نصرت الله | قاسم زاده ذاکر | قاسمی علی اکبر | قاسمی پور سیداسلام | قاضی طباطبائی سیدمحمدتقی | قدردان محمدحسن | قدوسی حسین | قدیمی رحیم | قربانی قربان | قریشی سیداکرم | قلعه بانی علی | قلی خانی علی | قلیزاده غلامعلی | قلیزاده یدالله | قنبری علی | قنبری همت | قندکاران اسماعیل | قویدل اسماعیل | قویفکر رضا | قهرمانی حیدر | قهرمانی عزیز
ک
کاظم زاده حسن | کاظم زاده عبدالله | کاظمی موسی | کاظمی فرج الله | کاظمی موسوی سیدحسن | کاظمی موسوی سیدکاظم | کامرانی عبدالله | کاوشی رضا | کتابی اللهوردی | کرمانی ابوالفضل | کرمانی سیدحسین | کرمانی میرآقا | کرمی محمد | کریم زاده هادی | کریمی محمد | کریمی محمدرضا | کسب دوست حسن | کلامی تقی | کلامی حسن | کلامی نقی | کماری سیداسدالله | کماری صادق | کماری عباسعلی | کماری سیدمجید | کمالی عباس | کمالی وحدت محمد | کنعانی حیدر | کوچه باغی محمد | کوکبی سیدموسی | کوه کمری سیدمحمد | کیانی حسین
گ
گردشی جواد | گل محمدی علی | گنبدی علی | گوگانی حسین
ل
لاهوتی کرکج عزت الله | لایق محمدتقی | لطف الله پور جواد | لطفی تقی | لطفی وند محمود | لمسه چی جعفر | لیلابی سیدمیرعلی اصغر
م
متعلم موسوی سیدحسین | مجاوری غیبعلی | مجاهدی جعفر | مجاهدی علی اکبر | مجتهدزاده محمدتقی | مجتهدشبستری محسن | مجتهدی حمید | مجدی قراملکی عین الله | محدثی صمد | محرابی عبدالکریم | محرمی علی | محرمی غلامحسین | محصلی احمد | محصلی نورالدین | محقق محمدحسین | محقق نیا قربان | محمدزاده احمد | محمدزاده داود | محمدزاده عزت الله | محمدپوران حسن | محمدخواه عزت الله | محمدزاده جمالیان یوسف | محمدلو محرم | محمدی اسد | محمدی ایوب | محمدی عزت | محمدی محرم | محمدی محمد | محمدی موسی | محمدی همت | محمدی پارامی جعفر | محمدی پارامی ابوالقاسم | محمدی شعار امیر | محمدی نسب سیدباقر | محمدی نسب عبدالغنی | محمدیان احد | محمدیان محمدتقی | محمدیان محی الدین | محمودی حمید | محمودی عبدالرحمان | محمودی نمرور رحیم | محمودی هروی علی اکبر | محمودیان حمید | مختاری حسینعلی | مختاری حیدر | مختاری میرحمزه | مختاری حسین | مداحی سرکش علی | مدادی رضا | مداری آلانق سیدطاهر | مددی تقی | مددی حبیب الله | مددی حمید | مددی فیض الله | مددی عزت الله | مددی علی اشرف | مدرس رفیع | مدرس بخشایش عبدالاحد | مدنی تبریزی سیدیوسف | مرادزاده رضا | مرادپور قربانعلی | مرادی بایرام | مرادی رضا | مرتضوی سیدجلال | مرعشی سیدجواد | مرعشی نجفی سیدشمس الدین | مرعشی نجفی سیدمحمد | مرعشی نجفی سیدمحمدحسین | مرعشی نجفی سیدمهدی | مرندی علی | مرندی علی اکبر | مرندی قدوسی محمدعلی | مسعودنیا مختار | مشهوری محمد | مشهوری نظری رسول | مشهوری نظری وحدت | مصطفائی مرتضی | مصطفائی مصطفی | مصلح محمدرضا | مطهری احمد | مطهری نژاد عبدالحسین | مظلومی خلجانی سیداسماعیل | مظلومی خلجانی سیدمهدی | معرفت محمد | معرفت محمود | مفتخری هریس کمال | مقامی عبدالرحمان | مقدس پور سیدعلی | مقصودلو محمد | مقصودیلر هادی | ملازاده کامران | ملازاده محمد | ملائی بهرام | ملائی قاسم | ملتجائی علی | ملکی علی النقی | منافی محمدرضا | منافی پور جلال | منطقی باقر | منوری علی اصغر | موحدی علی | موحدی محمدعلی | موحدی یعقوب | مودتی سیدرضی | موسوی ابراهیم | موسوی ابوالقاسم | موسوی ستار | موسوی شمس | موسوی صمد | موسوی طاهر | موسوی طه | موسوی عباس | موسوی عبدالصمد | موسوی غفار | موسوی فضل الله | موسوی کمال | موسوی محمد | موسوی میرآقا | موسوی میرحمید | موسوی میرقاسم | موسوی میریاسین | موسوی میریوسف | موسوی منیر | موسوی نصرت الله | موسوی یعقوب | موسوی آغداشی میرمحسن | موسوی آقداش ابوالفضل | موسوی اصل اسماعیل | موسوی اصل میرابوالفضل | موسوی اقدم میرآقا | موسوی پاکزاد میرعلی اصغر | موسوی تبریزی حسن | موسوی تبریزی حسین | موسوی تبریزی محسن | موسوی تیرآبادی حسین | موسوی حمزه صادق | موسوی زاده صادق | موسوی زمزم میرسجاد | موسوی شربیانی بیوک | موسوی شناس عباس | موسوی شناس محمد | موسوی صدیق فاضل | موسوی فهری علی | موسوی فهری میرحسین | موسوی ملکی میرحمید | موسوی نهند حسن | موسوی هروی احمد | موسوی هروی باقر | موسوی هشترودی باقر | موسویان شربیانی کاظم | مولادوست حسن | مولائی فر عباس | مولوی نصرت الله | مؤمنی سیدحسین | مهاجر میلانی امیر | مهدوان شیروان ده میرصفر | مهدوی حبیب | مهدوی سیدمهدی | مهدوی نیا ابوالقاسم | مهدی پور علی اکبر | مهرافروز احمد | مهری حسن | مهری علی اصغر | مهری محمد | مهری لیقوانی اصغر | میراحمدی مینق سیدرضی | میراحمدی مینق سیدمیراحمد | میراحمدی مینق محمد | میرتاج الدینی سیدمحمدرضا | میرجعفری سیدعباس | میرحیدری سیدحسن | میرکریمی میرمجید | میرمعزی سیدحسین | میرزائی علی | میرزائی محرم | میرزاده گل آخوری سیدمیراسماعیل | میرمحمدی میرقاسم | میرمحمودی سیدمحمدعلی | میری زاده سیداسماعیل | مینقی سیدمحمد
ن
نائب زاده عبدالخالق | ناصحی محمد | ناصری علی | ناصری محمدحسین | ناطقی اسماعیل | ناطقی زمان | نامی ناصر | نبوی حسن | نبوی حسین | نبی دوست هروی احمد | نجاتی علی | نجف پور محرم | نجف قلیزاده عبدالرحیم | نجفی جواد | نجفی عبدالله | نجفی سیدمرتضی | نجفی منصور | نجفیان عادل | نجیبی عباس | نژاد دهقان عسگر | نصیرزاده نصرالله | نصیرزاده نصیر | نصیرزاده میریعقوب | نصیری احد | نصیری علی | نصیری استیار عباس | نظری عزیز | نظری علی | نظری مجتبی | نظیروندی اصغر | نعمتی جعفر | نعمتی حسین | نعمتی بهلول | نقدی اصغر | نقوی سیدیحیی | نقیب سیدمحمود | نمروری علی | نهال پروری عزت الله | نواح فرساد بیوک | نوبخت جلیل | نوبری حسین | نوتاش مهدی | نوحی علی اصغر | نوروزی محمد | نوروزی محمدعلی | نوروزی پاکدل صالح | نوری اصغر | نوری بهمن | نوری غلامحسین | نوری جواد | نوری شربیانی عبدالله | نیاکار محمدرضا | نیکجو حسن | نیکنام عربشاهی محمد | نیکی سیدهدایت
و
واثقی بخشایشی عبدالرحمان | واحدی نژاد علی اکبر | واعظ عبدالله | واعظ فتح الله | واعظ شهیر هادی | واعظ قراملکی جعفر | واعظ نمروری عزیز | واعظ هشترودی میراحمد | واعظی رضا | واعظی میرحسین | وثوقی ابراهیم | وحدت اسماعیل | وحدت محمود | وحیدی حسن | وحیدی زمان عزیز | وشمگیر خواجه ای محمد | وطن خواه زکریا | وقاری ولی | وکیلی بایرام | ولایتی علی | ولیزاده ایوب | ولیزاده محمدعلی
ه
هادی ابراهیم | هادی ابوالحسن | هادی بیت الله | هادی جواد | هادی حسن | هادی محمود | هادی اسماعیلی عباسقلی | هادیان بهلول | هادیان صمد | هاشم زاده محمد | هاشم زاده هریس هاشم | هاشمی سیدباقر | هاشمی سیدصالح | هاشمی عزیز | هاشمی محمد | هاشمی سیدمحمود | هاشمی هاشم | هاشمی سیدیعقوب | هاشمی سیدیحیی | هاشمی سیدمرتضی | هاشمی اصل شربیانی سیدحسن | هاشمی حکم آبادی سیدابوالحسن | هاشمی حکم آبادی سیدفتاح | هاشمی واعظ محمد | هاشمیان هاشم | هجرانی علی | هدایتی جعفر | هشترودی سیدمیرعزیز | همایونی اصغر | همتی حسین | همتی کماری عباس | همرنگ ناصر | هوشمندی علی | هوشیار زرنقی علی اصغر | هوشیاری حجت | هوشیاری محمد | هوشیاری محمدعلی
ی
یاری لطیف | یاریان بهلول | یاریان عبدالصمد | یدالله زاده حسین | یداللهی رضا | یداللهی یعقوب | یزدانی علی | یعقوبی احمد | یوسفی علی اکبر | یوسفی حسینی سیدیوسف
13 آوریل 2012 در 09:42
علفیات!
…
سازمان سیا از آخوند «تصویر دلپذیر» ارائه میدهد تا چپنمایان و دیگر شارلاتانها بتوانند با استفاده از این تصویر، فرهنگ چپ را لجنمال و مخدوش کنند. ولی برخلاف تصور آن سازمان مقدس و اهالی پیکنت که برای لجنپراکنی به چپ نوین اروپا خیز برداشتهاند، این روند پر نان و آب دیگر نمیتواند ادامه یابد. دلیل هم اینکه محفل اسلامنواز کلینتنها و متحداناش در اسرائیل و اروپا به پایان خط رسیده. این است دلیل «خستگی» مفرط هیلاری کلینتن از فعالیتهای سیاسی! و همین است دلیل شکوفائی قریحة شاعری «گونترگراس!»
ایشان به قول زندهیاد «نادرپور» با حذف «شعور» از «شعر»، آن را به شعار سیاسی تبدیل کردهاند و … و خوشبختانه شاهدیم که این راه حماقت و بلاهت، همچون راه امام «روشنضمیر» میرحسین موسوی، پیروان فراوان پیدا کرده. و اما از آنجا که در زمینة گسترش حماقت و توحش کلیة مقامات قلعة حیوانات از جمله «ولیالله نصر» صاحب رکورد جهانیاند، بد نیست نگاهی داشته باشیم به واکنش شمقدری، «مسئول فرهنگی» قلعة کذا به مضحکة «گونترگراس!»
به محض انتشار خبر انتقاد برخی مقامات اسرائیل از شعارهای «گونترگراس»، شمقدری دریافت که میباید از این «شعر» استقبال به عمل آورد، چرا که «راه امام» دجال و راحلاش نیز از همین مسیر حماقت میگذشت. آنروزهای «خوب»، هر گاه یانکیها به ««مبارزات» بیامان روحالله خمینی با «استکبار جهانی» نیاز داشتند، مطالبات خود را به صورت واژگون مطرح میکردند. به عنوان نمونه، زمانیکه تداوم جنگ استعماری ایران با عراق مورد نظرشان بود، واشنگتن خواهان پایان جنگ میشد! همین کافی بود که «امام روشنضمیر» قلاده بگسلند و زوزة تداوم جنگ سر دهند تا میرحسین موسوی، محمد خاتمی، اکبر سازندگی و … و خلاصه تل موهومی که امروز از دروناش هزار جور «اصولگرا» و «اصلاحطلب» بیرون زده، برای مبارزات روحالله خمینی پامنبری بخواند.
در این میان سفارتخانههای غرب نیز برای تقویت هر چه بیشتر پشت جبهة گاوچرانها، لات و اوباش را با شعار «جنگ، جنگ تا پیروزی» به خیابان های تهران میفرستادند و رسانههای غرب چنین نتیجه میگرفتند که این «حکومت انقلابی»، محبوب، مردمی، و به ویژه «ضد آمریکائی» است، و شدیداً با صلح مخالفت دارد! انتشار همین شایعات بیپایه و اساس، هم برای آمریکا کفایت میکرد، و هم برای تقویت پایههای لرزان حکومت اسلامی. در پی هر لشکرکشی خیابانی که تحت نظارت ملاممد خاتمی سازمان مییافت، «سازشناپذیری» یا بهتر بگوئیم خودفروختگی «رهبرکبیر انقلاب» هم تقویت میشد، تا جائیکه اخیراً جانشین بر حق او، علی خامنهای انقلاب کذا را «کبیر» هم کرده! البته آن روزها اینهمه عظمت و شوکت فقط به این دلیل بود که جهانیان به میزان «مخالفت» خمینی با آمریکا پی میبردند!
همزمان آمریکا و متحداناش نفت ایران را بخرمی و خوشی غارت میفرمودند و در برابر تاراج نفت، اسقاطیهای ارتش اسرائیل را در اختیار حکومت انقلابی و رهبر سازشناپذیر میگذاشتند تا با شعار «مرگ بر آمریکا و اسرائیل» و «راه قدس از کربلا میگذرد»، ضمن سرکوب ملت ایران، جوانان و کودکان کشور را نیز به مسلخ بفرستد. در رسانههای غرب، این کشتار جمعی، «مبارزه با امپریالیسم» نام گرفته بود. مبارزة کذا خیلی به نبرد استالینیستهای شوروی که ارواح شکمشان با سرمایهداری میجنگیدند نزدیک بود، چرا که هر دو در واقع، زمینة انباشت سرمایه را در «اردوگاه غرب» فراهم میآوردند. «مبارزات» حکومت اسلامی با «آمریکا» و تحرکات «اوپوزیسیون» این حکومت نیز دقیقاً از «الگوی واژگونه» و ابلهفریب استالینیستها پیروی میکند.
مواضع حکومت جمکران که نیازی به توضیح ندارد، هر آنچه آمریکا بخواهد، عکس آن را در بوق میگذارد تا با یک تیر چندین و چند نشان بزند. حداقل مطالبات واقعیاش را میتواند آناً از زبان رهبر «انقلاب کبیر» اسلامی جمکران به گوش جهانیان برساند. و به این ترتیب جیرهخواراناش را در جایگاه «مخالفان آمریکا» تثبیت کند، و از طریق ملایان جمکران سیاست استعماریاش را در کل منطقه به پیش راند. طی 33 سال اخیر، روند کارشان چنین بوده، ولی با توجه به افلاس دولت اسرائیل و «مینی کودتای» اهودباراک بر علیه نتانیاهو، به نظر میرسد که کفگیرشان به ته دیگ خورده باشد. با این وجود، کهنه فروشهای نیویورک، هنوز «دوزاریشان» نیفتاده و میپندارند با انتشار مطالبات شخصی باراک اوباما از حکومت ملایان میتوانند یکبار دیگر «راه راست»، یعنی راه «یکجانبهگرائی» و نقض مقررات و تعهدات بینالمللی را به رهبر حکومت «مستقل» اسلامی نشان دهند! و این است دلیل انتشار مطلب «نیویورکتایمز»، در سایت رادیوفردا، مورخ 8 آوریل 2012!
کهنه فروشهای نیویورک در واقع به تداوم بحران دستساز هستهای امیدوارند، حال آنکه جناح دیگری در آمریکا، البته در ظاهر، برای رفع بحران میکوشد. به گزارش فیگارو، مورخ 8 آوریل سالجاری، روزنامة «والستریت جورنال» به نقل از یک منبع امنیتی آمریکا که خواسته ناشناس بماند، مینویسد که، «3 سال پیش یک هواپیمای بدون سرنشین از تأسیسات هستهای ایران در حوالی قم عکسبرداری کرده و … و هیچ دلیلی برای نگرانی نیست!» بله سه سال پیش «هیچ دلیلی برای نگرانی» نبوده، پس امروز هم هیچ دلیلی برای نگرانی وجود نخواهد داشت! ولی همین گزارش «موثق» و انتشار آن در فیگارو دلیلی است بر افلاس جنگفروشان در دو سوی آتلانتیک؛ اینان در چند جبهه شکست خوردهاند.
در آفریقا، ناچار شدند کودتایشان را در کشور«مالی» پس بگیرند! و برای ماستمالی کردن همکاریهایشان با «قذافی» میخواهند «سیفالاسلام قذافی» را در دادگاه بینالمللی لاهه محاکمه کنند! در سوریه هم که دیگر مشخص شده حضرات مدافعان اصلی تروریستهای اسلامگرا هستند. از سوی دیگر روابط ترکیه و جمکران نیز در پی انتشار اظهارات اردوغان، حداقل در ظاهر رو به تیرگی گذارده، و نقل «خاطرات» اکبر بهرمانی و انتشار عوعوی پاسدار شریعتمداری و سیداحمد خاتمی هم نتوانست الاغ مردة لازار را زنده کند؛ خامنهای ناچار شده همچنان در سنگر خفقان بنشیند! اما «کار» رادیوفردا و پیکنت تعطیلبردار نیست.
رادیوفردا، هم خاطرات اکبر بهرمانی را منتشر کرد، هم در اینمورد با یکنفر مصاحبهای ترتیب داد تا به هر ترتیب ممکن روحالله خمینی و توحش وی را به ارزش بگذارد. «پیام اصلی» مصاحبةکذا این بود که «خامنهای شهامت خمینی را ندارد!» وارد جزئیات پیامهای فرعی این مصاحبه نمیشویم چرا که مهم به ارزش گذاشتن «آخوند» در این مصاحبه توسط رادیوفردا بود! حال ببینیم چرا سازمان سیا آخوند را به ارزش میگذارد؟ آخوند «قانونشکن» و «انسانستیز» است و به صراحت دیدهایم که همین خصوصیات «الهی» تاکنون تا چه حد کارساز سیاست استعمار بوده. پس دلیلی ندارد دست از این «گاوشیرده» بشویند. بله، دفاع گاوچرانها از «آزادی ادیان»، به ویژه در کشورهای مسلماننشین دلیل موجه دارد؛ آزادی ادیان، برای اینان به معنای آزادی آخوند و مقدسات، یعنی گسترش توحش است! به همین دلیل نیز سایت پیکنت رهبر جبهة چپ فرانسه را به اسلام و آخوند پیوند زده!
نظر به اهمیت جبهة چپ فرانسه در «کلان ـ استراتژی» نوینی که پایان تأثیرات گسترده و مخرب استالینیسم را در اروپا نوید میدهد، وبلاگ امروز را به بررسی ادبیات سیاسی چپنمایان و دیگر آخوندپرستهای طرفدار حکومت اسلامی و مدعیان مخالفت با این حکومت اختصاص میدهیم. همینجا بگوئیم که این انساننمایان فاقد «ادبیات سیاسی» هستند چرا که برخلاف «انسان»، هیچ تحولی در مطالب و مطالباتشان دیده نمیشود. در واقع آنچه اینان میگویند، بازمیگویند و مینویسند، ادبیات نیست، از «علفیات» فراتر نمیرود! «علفیات» عشق و نفرت؛ «علفیات» ستایش و تحقیر، و … و خصوصاً «علفیات تقدیس» که در مجموع، جز ارائة «تصویر دلفریب» از آخوند، یا بهتر بگوئیم «به ارزش گذاشتن» توحش دستاربندان ادیان ابراهیمی هیچ هدفی دنبال نمیکند.
این است دلیل بلبلزبانی «اکبر سازندگی» پیرامون «مذاکره با آمریکا»، و همین است دلیل «انتشار» سخنان اردوغان در باب مذاکرات هستهای، و همچنین ادعای مضحک ارسال پیام «شفاهی» اوباما برای علی خامنهای. در واقع این لاتبازی همه جانبه نهایتاً به کار رادیوفردا آمد تا «روحالله خمینی» را به ارزش بگذارد، چرا که در واقعیت این نیکولای پاتروشف است که «مذاکرات هستهای» را در واشنگتن به پیش میبرد نه سایة «امام» خمینی! جنجال کفنفروشها پیرامون «مذاکره» و یا «عدم مذاکره» با آمریکا، فقط برای «تقویت» پشت جبهة یانکیها در برابر روسیه به راه افتاده.
پیش از انتشار مهملات اکبر بهرمانی در رادیوفردا، از یکسو مقامات اسرائیل از «قدرت» و «شوکت» و «اقتدار نظامی» غیرقابل کنترل حکومت مردهشویان داد سخن دادند، و از سوی دیگر، ایرانینمایان صاحبنام که سلاح جنجال پیرامون «سازشکاری» را از دست دادهاند، به عموسام «نصیحت» کردند که از مذاکره با تروریستها بپرهیزد! دلیل هم اینکه، به زعم اینان، «آمریکا» سادهدل، خوشباور، خوشنیت و به ویژه «خردسال» است و از ماهیت جیرهخواراناش در جمکران آگاه نیست! خلاصه خدم و حشم یانکیها صفوفشان را فشردهتر کردهاند، ولی چه فایده! فروپاشی دیوارههای جنگ سرد این صفوف را آنچنان در هم ریخته که دیگر بازسازیشان امکان ندارد!
فروپاشی دیوارههای «جنگ سرد» ایجاب میکند که در اروپای غربی، نقش سرنوشتساز احزاب فاشیست یا «مردمی» که ادبیات سیاسیشان را بر «نفرت» و «هراس» تمرکز دادهاند هر روز بیش از پیش کاهش یابد! و به طریق اولی تشکلهای «چپنما» که «نفرت» از سرمایه و ثروت را تبلیغ میکنند نیز میباید جایگاه عوامپسندشان را از دست بدهند. مسلم است که اینان نیز همچون برادران فاشیستشان «دودستی» به جایگاه پوشالی اهدائی روابط «جنگ سرد» چسبیده باشند. به همین دلیل است که رهبر جبهة چپ فرانسه همزمان مورد تهاجم انسانستیزان چپنما و فاشیستها قرار گرفته، و علاوه بر سانسور رسانهای، در پی هر میتینگ، «تهدید» را نیز متحمل میشود. در فردای میتینگ «باستیی»، همچنانکه گفتیم «تهاجم به یهودیان»، فرصتی برای متخصصین «مبارزه» با تروریسم فراهم آورد تا افکار عمومی را از انتخابات منحرف کنند. ولی به دلیل تغییر شرایط استراتژیک، حضرات در این امر مقدس ناکام ماندند. نتیجه این شد که اینبار چند دقیقه پس از پایان میتینگ «ژان لوک ملانشون» در میدان کاپیتول شهر «تولوز»، شهربانی از تجمعکنندگان درخواست کرد تا میدان را ترک کنند، چرا که گویا در محل «بمبگزاری» شده!
نیازی نیست که بگوئیم هیچ بمبی در محل یافت نشد! ولی همه فهمیدند که بعضیها شدیداً احساس خطر کردهاند و میپندارند که با توسل به «تهدید» و سوءاستفاده از الزامات شهربانی برای حفظ جان شهروندان میتوانند مطالبات دمکراتیک فرانسویها را به حاشیه بکشانند. همانطور که آخوندپرستهای سایت «پیکنت» نیز به این توهم دچار شدهاند که میتوانند با انتشار «مطلب» پیرامون ژان لوک ملانشون، هم جبهة چپ فرانسه را در توحش و ابتذال «اسلام» غرق نمایند و هم این دروغ بزرگ را به مخاطب حقنه کنند که مخالفتی با جبهة چپ ندارند! حال آنکه با این عمل، در واقع ماهیتشان «بهتر» و بیشتر آشکار میشود! در واقع، اقدام پیکنت، در واکنش به «سانسور تصویر» رهبر جبهة چپ، بیشتر به واکنش «خردرگل» شباهت دارد! خری که در گل میافتد، هر چه بیشتر تقلا کند، بیشتر فرو خواهد رفت!
اینروزها از این خرهای مصیبتدیده فراوان میبینیم. خرهائی که در دو جناح افراطی «عشق» و «نفرت» به نشخوار علوفة اهدائی سازمان سیا مشغولاند و از اینکه تحرکات ارتش ناتو در منطقه تحت نظارت روسیه قرار گیرد چنان به هراس افتادهاند که دکان نفرتشان از آمریکا و اسرائیل، به سوپرمارکت «عشق» تبدیل شده و ارواح شکمشان به نگرش منطقی و «غیرجانبدارانه» هم مجهز شدهاند!
حضورشان بگوئیم «سرقت» از وبلاگ «ناهید رکسان» خیلی دردسرساز میشود، چرا؟ به این دلیل که واژة «غیرجانبدارانه»، همچون «دمکراسی»، «آزادی» و دیگر مفاهیم «انسانمحور» چارچوب حقوقی دارد! محض اطلاع آخوندپرستهای پیکنت بگوئیم در این چارچوب، مخالفت و موافقت با «اسلام» هیچ معنا و مفهومی نمیتواند داشته باشد؛ «انسان» در «اسلام» حضور ندارد! اسلام میتواند بخشی از زندگی برخی انسانها باشد. در نتیجه وقتی «ژان لوک ملانشون» میگوید «ما با اسلام هیچ مشکلی نداریم»، نه «اسلام» را تائید کرده نه به نفی آن پرداخته. هدف نهائی در نگرش چپنوین فرانسه، «انسان» است، و در اسلام «انسان» وجود ندارد! اما مواضع رهبر جبهة چپ، همچون مواضع مدافعان دمکراسی در برابر آخوند جماعت، چه مسلمان و چه مسیحی و یهودی از هر نظر مشخص است. به عبارت دیگر، برخلاف استالینیستهای حزب کمونیست فرانسه، که در همسوئی با سازمان سیا و تاواریشهای شوروی سابق از استقرار حکومت آخوند در ایران حمایت کردند، و در برابر تشویق «اسلامگرائی» در فرانسه در سنگر سکوت نشستند، «جبهة چپ» حامی آخوندجماعت نیست و نمیتواند باشد!
به همین دلیل نیز رسانههای رسمی جمکران که برای انتشار مزخرفات رهبر تشکل فاشیست «جبهة ملی» فرانسه هیچ فرصتی را از دست نمیدادند، در مورد جبهة چپ فرانسه و مواضع رهبری این جبهه خفقان گرفتهاند. چون این جبهه هیچ ارتباطی با تشکلهای سنتی اروپای غربی ندارد. این تشکلهای سنتی، از فاشیست و «لیبرالیست» گرفته تا سوسیالیستهای آبدوغخیاری، بدون استثناء یک پا در کلیسا و پای دیگر در سازمان سیا دارند و همگی از بندگان مومن «بانکها» هستند. نمونهاش پاپاندرئو، نخستوزیر قبلی یونان. ایشان که در جایگاه رهبری «انترناسیونال سوسیالیسم» نشسته بودند، در برابر گلدمن ساکس، به قول ملانشون، دستها را به علامت تسلیم بالا برده و استعفا دادند! به همچنین است در مورد نخستوزیران سوسیالیست اسپانیا و پرتقال. بگذریم، و بپردازیم به ارائة تصویر آخوند از ملانشون.
سایت پیک نت، مورخ 19 فروردینماه 1391، اینبار در مطلبی تحت عنوان «در انتظار رویدادی بزرگ در فرانسه»، تلاش کرده با نقل پروپاگاند فاشیستها، و همچنین نقل «گزینشی» برخی از اظهارات ملانشون او را در کنار آخوند بنشاند. به همین منظور، یک کاریکاتور از «ملانشون» منتشر کرده که او را در هیبت قصاب و با روسری «سبز» نشان میدهد! بله، اشکال اینجاست که از یکسو سرووضع «ملانشون» با تبلیغات «خلقی ـ خاکی» و «مردمی» آخوندهای ساواک نمیخواند، و از سوی دیگر، شیوة بیان نامزد جبهة چپ و برنامة او برای مبلغین توحش عوامپرستی دردسرساز شده! به عنوان نمونه، آخوندهای پیکنت هرگز نمیتوانند از پیشنهاد جبهة چپ، مبنی بر گنجاندن سقطجنین در قانون اساسی فرانسه حرفی به میان آورند؛ این قماش پیشنهادها آخوندی نیست، ابهام هم ندارد، در نتیجه کارساز اهالی پیکنت نمیشود.
دکان عوامپرست ساواک برای گسترش ابتذال و خشونت به «ابهام» نیاز دارد. و برای دستیابی به ابهام مطلوب حذف «زمینة واقعی» اظهارات «ملانشون» کفایت خواهد کرد؛ به همین سادگی! به این ترتیب مخاطب در برابر «کلیگوئی» قرار میگیرد و نمیتواند از ارتباط مسائل با یکدیگر آگاه شود. به عنوان نمونه، نگاهی داشته باشیم به ابهام در مطلب پیکنت. این سایت ضمن اشاره به واقعیت، یعنی استقبال مردم از میتینگ «تولوز»، به گسترش ابهام مشغول میشود تا ملانشون را به امام روشنضمیر نزدیک و نزدیکتر بنمایاند! از زبان رئیس جمهوری فعلی فرانسه، سرکوزی میشنویم، «کاری» که طی پنجسال انجام شده، ظرف دو روز نابود خواهد شد! اگر کسی در جریان سیاست فرانسه نباشد، چه میداند نیکولا سرکوزی به کدام «کار» ارجاع میدهد؟ مخاطب پیکنت فقط از نابودی زحمات 5 ساله، طی 2 روز آگاه میشود؛ درست مثل توحش «امام» خمینی که در ظرف چند روز ایران را یک سده به عقب برد، عین اینکه زحمات کذا را بمباران کنند! روشنتر بگوئیم به این ترتیب، «ملانشون» در ترادف با جنگ و انقلاب و تخریب قرار میگیرد. ولی برای پیکنت این مختصر کافی نیست، میباید نامزد جبهة چپ را، همچون آخوندهای جمکران، مخالف مبهماتی از قماش ابتذال و فساد اخلاق و غیره هم معرفی کرد! برای تحقق این امر مقدس کافی است مطالبات سیاسی وی را از زمینة واقعی یعنی از اقتصاد تهی کرده بر طبل مبارزه با فساد اخلاق کوبید. سرکوزی میگوید ملانشون زحمات 5 ساله دولتاش را بر باد میدهد، ملانشون هم به سرکوزی «حمله» میکند و میگوید، این پنجسال جز ابتذال و سرافکندگی ارمغانی نداشته:
«[...] ملانشون [...] بشدت به سرکوزی که برنامه او را غیرقابل تحقق خوانده بود حمله کرد و گفت [...] پنج سال رنج، از همگسیختگی، عقبگرد، درشتگویی، ابتذال و خوار کردن میهن کارنامة شماست [...]»
و صدالبته، پیک نت نخواهد گفت سخنان ملانشون به کدامین مسائل ارجاع میدهد! ولی ما میگوئیم تا روشن شود، که «ابتذال» در ادبیات سیاسی چپ، هیچ ارتباطی با توضیحالمسائل حاج روحالله و چادرسیاه زهرا خانوم نداشته و ندارد! این «ابتذال» همزمان به گسترش مقدسات و تهاجم رسانهها به حریم جامعه ارجاع میدهد! به عنوان نمونه وقتی مقامات «فرهنگی» دولت پیرامون روابط جنسیشان با کودکان تایلندی «کتاب» چاپ میکنند، یا زمانیکه «حریم خصوصی» رئیس جمهور فرانسه «رسانهای» میشود، افکار عمومی فرانسه به این مسائل واکنش «منفی» نشان میدهد! آنچه در جامعة فرانسه «ابتذال» خوانده میشود تبلیغ کودک بارگی، جنجال پیرامون گرایشات جنسی و اتاقخواب مقامات رسمی و … و به ویژه فوت کردن در آستین آخوند جماعت است.
باری پیک نت در ادامه جبهة چپ فرانسه را به جلادی به نام «روبسپیر» میچسباند تا بتواند حرف دلش را در باب قیام و انقلاب و اسلام و اعدام هم بزند و همزمان از ملانشون تصویر آخوند ابله و «یوتوپیست» جلاد و انقلابی ارائه دهد که در یک حرکت «انسان»، «زمان» و «مکان» را نفی میکند:
«ژان لوک ملانشون [...] بارها به ارزشهای انقلاب کبیر فرانسه و سخنان روبسپیر [...] اشاره کرد و [...] خواهان قیام مدنی و انقلاب شهروندی در کشور شد. وی همچنین خطاب به سرکوزی گفت [...] مسئله اصلی کشور ما برخورد اسلام و غرب نیست [...] فرانسه جمهوری ششم یک ملت غربی نخواهد بود [...] یک ملت جهانی خواهد بود[...] بزرگترین مرز [...]فرانسه [...] با برزیل است نه با اروپای غربی [...] سیلاب انقلابی مردم فرانسه از بستر خارج شده [...] قیام مدنی مردم مقدسترین وظیفه جمهوری است[...]»
بله اگر ماجرا به این ترتیب ادامه یابد، بزودی «پیک نت» جبهةچپ فرانسه را با خشونتطلبان سبز در ترادف قرار خواهد داد. ملانشون میشود پیرو خط امام و طرفدار کروبی و موسوی! پس بهتر است راه را بر شارلاتانیسم ببندیم. نخست به صورت خلاصه بگوئیم که ژان لوک ملانشون در فرانسه به عنوان وزیر، سناتور و نمایندة پارلمان اروپا انجام وظیفه کرده و هرگز، به قول فعلة فاشیسم، «هجرت» نکرده. آمادة «شهادت» نبوده و نیست! در ضمن برای «اعدام» مخالفان برنامه ندارد، شعار مرگ بر آمریکا هم نداده و نمیخواهد «حکومت را به امام زمان» تحویل دهد! نهایت امر، برخلاف رهبران خودفروختة اسلامپرست، ملانشون به عنوان انسان برای خود «مسئولیت» قائل است! و اما در رابطه با «نقل قول» پیکنت چند اشکال پیش میآید.
نخست اینکه ژان لوک ملانشون به «جمهوری ششم» ارجاع می دهد؛ که قانون اساسیاش هنوز نوشته نشده! این قانون میباید از طریق انتخابات فراگیر و استقرار مجلس مؤسسان تدوین شود. دیگر آنکه جبهة چپ به هیچ عنوان قصد خروج از اروپا را ندارد! دلیل هم روشن است؛ کشور فرانسه در قارة اروپا واقع شده و خروج از واقعیت «مکان» اصولاً در ادبیات چپ دمکراتیک جائی نمیتواند داشته باشد! خواست ملانشون خروج از پیمان نظامی «ناتو» و فاصله گرفتن از توحش آمریکاست! جبهة چپ از «حقوق جهانشمول بشر» و لائیسیته دفاع میکند، و همزمان از تبدیل جمهوری فرانسه به زائدة سیاست انگلستان و آمریکا انتقاد به عمل میآورد. یادآور شویم این سیاست پس از پایان جنگ دوم تقویت شد. میبینیم که «خروج» از اروپا و بازگشت به دوران نورانی «روبسپیر» در کار نیست؛ برنامة جبهة چپ هیچ ارتباطی با «خروج» خمینی و خامنهای از زمان و مکان و فروافتادن در شنهای روان کربلا و حجاز ندارد؛ نگرشی است صددرصد غیر آخوندی! نهایت امر اضافه کنیم که صفت عالی «مقدسترین»، در ادبیات چپ، نمیتواند به «مقدسات دین» ارجاع دهد، چرا که جبهة چپ «لائیک» است!