آیا شرکت‌ها سیستم را فاسد می‌کنند؟

آیا شرکت‌ها سیستم را فاسد می‌کنند …

یا این‌که مسأله خودِ سیستمِ سرمایه‌داری است؟

 


ریموند لوتا

مترجم: م. هم‌کارِ شورا

متنِ زیر پیاده‌سازی‌یِ سردستی‌یِ سخن‌رانی‌یِ ریموند لوتا برایِ «وال­استریت را اشغال‌ کنیم!» در نیویورک در ۷ اکتبر است.

نامِ من ریموند لوتا است. تخصصِ من اقتصادِ سیاسی است و از نویسنده‌گانِ نشریه‌یِ انقلاب هستم و برایِ ترویجِ «سنتزِ نوینِ کمونیسم» که توسطِ باب آواکیان انجام شده فعالیت می‌کنم.

«وال­استریت را اشغال کنیم!» رُخ‌دادی بزرگ و  تاریخی است. نسیمِ تازه­یِ مقاومت است. ما نه به یک جنایت بل‌که به جنایاتِ بی‌شمارِ این سیستم معترضیم. «وال­­استریت را اشغال‌ کنیم!» در‌‌‌ حالِ پرتو­افکنی بر سؤالاتِ بزرگی در موردِ منبعِ این جنایات است و این‌که چه‌گونه می­توان یک جهانِ بنیادن متفاوت و به‌تر را به ظهور رساند. و فضایی را برای‌مان آفریده که در موردِ این مسائل حرف بزنیم! به این دلیل، از بودن در این‌جا بسیار خوش‌حالم.

عنوانِ سخنانِ کوتاهِ من این است: «آیا شرکت‌ها سیستم را فاسد می‌کنند یا این‌که مشکل خودِ سیستمِ سرمایه­داری است؟»

شکی نیست که عصبانیتِ مردم نسبت به شرکت‌ها و بانک‌ها به‌حق است.

نگاهی بکنید به کاری که سالِ قبل بریتیش پترولیوم در خلیجِ مکزیک کرد و بزرگ‌ترین فاجعه­یِ زیست‌محیطی‌یِ تاریخِ آمریکا را آفرید.

مردُم به‌حق از دستِ بانک‌ها عصبانی‌اند. این بانک‌ها از عملیاتِ مالی سودهایِ عظیمی بردند که نتیجه‌اش بیرون‌کردنِ میلیون‌ها نفر از خانه‌های‌شان بود، و زمانی که بویِ گندِ وام‌هایِ ساب‌پرایم (بی‌پُشت‌وانه) به مشام‌اش خورد وارد‌‌ِ آتیه‌یِ کالاهایِ غذایی شد و به این ترتیب باعثِ صعودِ قیمتِ اقلامِ خوراکی در سراسرِ جهان شد؛ که به گرسنه‌گی و قحطی‌یِ میلیون‌ها تن در جهانِ سوم منجر شد.

می‌دانید که اخیراً استیو جابز  (Steve Jobs)مُرد و دارند در موردِ او که چه‌قدر در دنبال‌کردنِ «رویایِ ناب‌گرایی‌اش پی‌گیر بود» قلم‌فرسایی کرده، و او را به عرشِ اعلاء می‌برند. در حالی‌که بدونِ وجودِ یک شبکه­یِ جهانی‌یِ استثمار، نه اَپل (Apple) در کار بود و نه استیو جابز. بدونِ وجودِ یک زنجیره­یِ تولیدی‌یِ جهانی که از سیلیکان وَلِی (Silicon Valley) مدیریت می‌شود این‌ها اَپل و استیو جابز نمی‌شدند. دارم در موردِ تولید‌‌کننده‌گانِ قراردادی مانندِ فاکسکان (Foxconn) صحبت می‌کنم که در چین آی­فون (iPhone) و آی­پَد (iPad) را مونتاژ می‌کنند؛ در کارخانه‌هایی که کارگران را مجبور به کارِ ۶۰ ساعت در هفته در کارخانه‌هایِ آلوده به موادِ شیمیایی‌یِ خطرناک می‌کنند، در وضعیتی که کارگران از اولیه‌ترین حقوق‌ محروم‌ا‌ند و گاه در نهایتِ ناامیدی دست به خودکشی می‌زنند.

شرکت‌ها و بانک‌ها بخشی از چیزی بزرگ‌تر هستند

اگر از کورپورسیون‌ها و بانک‌ها و آن‌چه می‌کنند متنفریم و می‌خواهیم جلوی‌شان را بگیریم، باید به سیستمی که این‌ها بخشی از آن هستند نگاه کنیم. این‌ها بخشی از چیزی هستند که بزرگ‌تر از این‌هاست. بخشی از سیستمِ سرمایه‌داری هستند که طبقِ دینامیک‌هایِ معینی کار می‌کند.

فکرش را بکنید: شرکت‌ها و بانک‌ها مرتباً تغییر می‌کنند، مرتباً خرید و فروش می‌شوند. مانندِ جی­پی­مورگان و چیس‌ یا تکزاکو و شِورون ادغام می‌شوند. در نتیجه‌یِ رقابت و بحران ورشکسته می‌شوند. مانندِ لِمَن­برادرز واردِ خطِ تولیدهایِ گوناگون شده یا از آن‌ها خارج می‌شوند. مانندِ اتفاقی که برایِ آی­بی­ام و پی­سی افتاد، یا اَپل که واردِ قلم‌رویِ گوگل شد.

یک شرکت یا بانکِ ماورایِ ملی، با دارایی­هایِ جهانی، تجسمِ سیستمِ اقتصادی‌ا­ی هست که ما تحتِ آن زنده‌گی می‌کنیم. شرکت‌هایِ فرا ملی مانندِ تویوتا که اتومبیل مونتاژ می‌کند یا اکسون‌-موبیل که چاهِ نفت حفاری می‌کند، یگان­هایِ تولید و انباشتِ سود هستند. بانک‌ها یگان‌هایی هستند که از عملیاتِ دوردست سودهایِ مالی را به حداکثر می‌رسانند. یک شرکت ابزاری است برایِ استثمارِ سازمان‌یافته­یِ کارِ مزدی؛ ابزاری است که به ‌وسیله‌ی آن به بازارها نفوذ کرده و منابعِ زیرزمینی به چنگ آورده می‌شوند. مانندِ کمپانی‌هایِ نفتی که به قطب می‌روند. این شرکت‌ها و بانک‌‌ها ابزارِ طبقه‌یِ سرمایه‌دار برایِ تملک و کنترل است؛ اما، تنها ابزارِ آن‌ها نیست.

نکته­یِ من در آن است که این شرکت‌ها و بانک‌ها مُهره­هایی هستند بر رویِ صفحه‌یِ شطرنجِ جهانی‌یِ امپریالیسمِ سرمایه‌داری. البته تنها مُهره­هایِ ‌آن نیستند؛ و این صفحه‌یِ شطرنج، این میدانِ بازی‌یِ بی‌رحم دارایِ قوانینِ بازی‌یِ مشخصی است. اگر بازی‌گرِ بسکتبال مانندِ فوتبال توپ را با پا به انتهایِ زمین پرتاب کند کلِ بازی به هم می‌ریزد. پس نگاهی به این قوانینِ باز‌ی‌یِ سرمایه‌داری کنیم.

سرمایه‌داری طبقِ قوانینِ مشخصی عمل می‌کند:

قانونِ شماره‌یِ یک: همه چیز کالاست و هدفِ هر کاری تولیدِ سود است. در سرمایه‌داری هر چیزی که تولید می‌شود برایِ مبادله یا فروش است. برایِ این‌که فروش بروند باید مفید باشند. اما در اساس محرک و انگیزه‌یِ تولیدِ هر چیزی – از خانه تا کامپیوتر و دارو و سوخت- سود است.  و سود از استثمارِ میلیاردها انسانِ این کُره­یِ خاکی به دست می‌آید.

در سرمایه‌داری، محیط‌ِ زیست – مانندِ جنگل‌هایِ بارانی در اِکوادور؛ جایی‌ که تکزاکو دارد چاهِ نفت حفاری می‌کند- چیزی است که باید آن را به چنگ آورد و به خاطرِ سود غارت‌ کرد. جنایت!

قانونِ شماره­یِ دو: تولیدِ سرمایه‌داری تحتِ مالکیتِ خصوصی انجام می‌شود و فرمانِ «گسترش بیاب یا بمیر!» آن را به جلو می‌راند. اکسون- موبیل و رویال داچ شِل یا کِرِدی سوئیس و جی­پی­مورگان­چیس برایِ سهمی از بازار با هم می‌جنگند. آنان به دلیلِ حرص و آزِ شخصی به‌سویِ بسطِ سرمایه‌گذاری‌ها و ارزان‌کردنِ هزینه‌های‌شان رانده نمی‌شوند، بل‌که به این دلیل به آن سو رانده می‌شوند که اگر بسط نیابند و برایِ شطرنجِ جنگ‌های‌شان مرتباً سودهایِ بیش‌تر انباشت نکنند نمی‌توانند سرِ خود را از آب بیرون نگاه داشته و بقاء یابند. اگر چنین نکنند به زیر رفته و بلعیده خواهند شد.

سر تا پایِ این نظام با رقابت رقم خورده است. بکُش تا زنده بمانی! وقتی بریتیش پترولیوم در حالِ تمیز‌کردنِ نشتِ نفت در خلیجِ مکزیک بود هیچ یک از کمپانی‌هایِ دیگر برایِ کمک به این کار تجارب و ابزارِ اقیانوس­شناسیِ خود را در اختیارش قرار ندادند، زیرا می‌خواستند از این وضعیت به نفعِ خودشان بهره‌برداری کنند و مشاهده­یِ امکانِ بلعیدنِ بریتیش پترولیوم آب از لب‌ولوچه­یِ شِل و اکسون-موبیل سرازیر کرده بود. این اجبارِ «گسترش بیاب یا بمیر!» منجر به شکل‌گیری‌یِ یگان‌هایِ قدرت‌مند‌تر و بزرگ‌ترِ سرمایه می‌شود.

قانونِ شماره­یِ سه: قانونِ شماره­یِ سه تلاش برایِ کنترلِ جهانی است. سرمایه‌داری یک سیستمِ جهانی است. در جهان شکافِ بزرگی میانِ کشورهایِ امپریالیستی و تحتِ سلطه هست. در این میدانِ بازی‌یِ جهانی، شرکت‌ها و بانک‌ها برایِ نفوذیابی و کنترلِ جهانی حرکت می‌کنند. مانندِ شرکت‌هایِ نفتی که در غربِ آفریقا یا نیجریه حفاری می‌کنند. اما شدیدترین شکلِ رقابت، رقابتِ میانِ قدرت‌هایِ جهانی است برایِ دست‌یابی به مواضعِ استراتژیک و ممتاز در مناطق و بازارها و به چنگ آوردنِ منابع. این رقابت به جنگ‌هایِ تجاوزکارانه منجر شده است. مانندِ آن‌چه آمریکا در فیلیپین یا فرانسه در الجزایر کرد و یا آمریکا در تجاوز به عراق کرده است. و این رانِش به سویِ کسبِ سلطه و کنترلِ جهانی موجبِ دو جنگِ جهانی شده است.

این‌ها قوانینِ سه‌گانه‌یِ بازی است: سودِ کسب شده از استثمارِ کارگر، گسترش‌یابی یا مرگ، و رانِشِ سلطه‌یابی‌یِ جهانی.

در کتابِ «پایه‌ها» که گزیده‌ای از سخنانِ باب آواکیان است، در بخشِ سرمایه‌داری‌یِ امپریالیسم، به یک نقلِ قولِ واقعاً‌ خوب برمی‌خوریم که می‌خواهم این‌جا نقل کنم: «امپریالیسم یعنی انحصارات و نهادهایِ مالی‌یِ بزرگ که نظام‌هایِ اقتصادی و سیاسی (و حیاتِ مردم) را نه فقط در یک کشور بل‌که در سراسرِ جهان کنترل می‌کنند. امپریالیسم یعنی استثمارگرانِ انگل‌صفت که به صدها میلیون مردمِ جهان ستم کرده و آنان را محکوم به فلاکتِ وصف‌ناشدنی می‌کنند؛ سرمایه­گذارانِ انگل‌صفت که با یک کلیکِ کامپیوتری میلیون‌ها نفر را به قحطی می‌رانند و ثروتِ عظیمی را از یک نقطه به نقطه‌ای دیگر جابه‌جا می‌کنند. امپریالیسم یعنی جنگ؛ جنگ برایِ سرکوبِ مقاومت و شورشِ ستم‌دیده­گان و جنگ میانِ دولت‌هایِ امپریالیستی‌ که با هم رقابت می‌کنند. امپریالیسم یعنی رهبرانِ دولت‌ها می‌توانند نابودی‌یِ غیرِقابلِ تصور و حتا نابودی‌یِ کامل را از طریقِ فشار بر رویِ یک دگمه به بشریت تحمیل‌کنند. امپریالیسم مرحله‌ای از سرمایه‌داری‌ست که تضادهایِ پایه‌ای­اش به سطوحِ انفجاری‌یِ عظیمی ارتقاء یافته است. اما امپریالیسم هم‌چنین به معنایِ آن است که جهان شاهدِ انقلاب خواهد بود. ستم­دیده­گان برخاسته و استثمارگران و عذاب دهنده­گان را سرنگون خواهند کرد. و این انقلاب یک مبارزه­یِ جهانی خواهد بود برایِ محوکردنِ هیولایِ جهانی، امپریالیسم.»

(به نقل از «پایه‌ها»  1:6)

سرمایه‌داری و قدرتِ دولتی

ریشه­یِ سیستمِ سرمایه‌داری این قوانینِ اقتصادی هستند. اما این سیستم برایِ بقا و گسترشِ خود نیازمندِ قدرتِ دولتی است. آری! سرمایه خصوصی و در رقابت است. اما سرمایه‌دارانِ یک کشور (مثلاً آمریکا یا فرانسه، روسیه و آلمان و غیره) دارایِ منافعِ مشترکی هستند. قدرتِ دولتی در فرانسه مدافعِ منافعِ مشترکِ استراتژیکِ سرمایه‌یِ فرانسوی است؛ به هم‌چنین دولتِ ژاپن و روسیه و غیره.

طبقه‌یِ سرمایه‌دار بر اقتصاد سلطه دارد. ابزارِ تولید‌ِ اصلی مانند‌ِ زمین، موادِ خام و منابعِ دیگر، تکنولوژی و ساختارهایِ فیزیکی مانند‌ِ کارخانه‌ها را کنترل می‌کند. حکومت بخشی از قدرتِ دولتی است که تحت‌ِ کنترلِ طبقه‌یِ سرمایه‌دار است. این‌که رئیس‌جمهور کی‌ست مهم نیست. اما این دولت نقشِ خاصی در جامعه بازی می‌کند. این دولت در دفاع از منافعِ این شرکت یا آن بانک عمل نمی‌کند، بل‌که در حفاظت و گسترشِ سیستمِ اقتصادی‌یِ سرمایه‌داری و اداره‌یِ کلِ جامعه به مثابهِ یک جامعه‌یِ سرمایه‌داری عمل می‌کند. کارهایِ کلیدی‌یِ دولت کدام است؟

- مشروعیتِ استفاده از قوه­یِ زور را در انحصار خود دارد. برایِ سرکوبِ هرگونه مقاومتی که از پایین سربلند کند، از  پلیس و دادگاه و زندان استفاده می‌کند. در دهه­یِ ۱۹۶۰ دیدیم که چه‌گونه حکومت برایِ درهم‌کوبیدنِ حزبِ پلنگانِ سیاه حرکت کرد. در همین نیویورک، پلیس معترضینِ ضدِ جنگ را دست‌گیر کرد و برایِ تمرینِ کنترلِ اجتماعی سالانه ۷۵۰ هزار جوانِ سیاه و لاتین را بازداشت و تفتیش کرده است.

- دولت مالیات می‌گیرد و برایِ ایجادِ زیرساخت‌ها هزینه می‌کند؛ یک سیستمِ بانکی‌یِ مرکزی را اداره می‌کند؛ برایِ استثمارِ نیرویِ کار قانون‌گذاری می‌کند؛ برایِ صنایعِ جدید یارانه می‌دهد؛ و با قدرت‌هایِ دیگر واردِ پیمان‌ها و قراردادها می‌شود. تمامِ این‌ها به منافعِ سرمایه‌ی‌یِ آمریکایی خدمت می‌کند.

- دولتِ آمریکا از یک امپراتوری‌یِ جهانی حفاظت می‌کند. برایِ این کار ماشینِ نظامی‌یِ عظیم و مرگ‌آوری را ساخته است و در ۱۰۰ کشورِ جهان قریب به ۷۰۰ پای‌گاهِ نظامی دارد که هدف‌اش تحمیل و تأمینِ شرایطِ سیاسی‌یِ مساعدِ حالِ سرمایه‌گذاری و سرکوبِ مقاومت‌هایِ مردم در دیگر نقاطِ جهان است.

- بخشی از عمل‌کرد و فعالیتِ دولت مشروعیت بخشیدن به سیستم است. در این راستا انتخابات برگزار می‌کند تا برایِ سیاست‌هایِ طبقه‌یِ سرمایه‌دار «مُهرِ تأییدِ مردم» را به‌دست آورد. همان‌طور که می‌دانید اسم‌اش هست «راضی‌کردنِ مردمِ تحتِ حاکمیت».

از زمانِ تأسیسِ این جمهوری و قانونِ اساسی،‌ حکومتِ آمریکا و قدرتِ دولتی به طورِ منظم در خدمت به بسط و تحکیمِ بازارِ ملی عمل کرده است. حکومت و قدرتِ دولتی به‌طورِ منظم در حفاظت از سیستمِ حقوقِ مالکیت عمل کرده است. این سیستمِ حقوقِ مالکیت مبتنی است بر حفاظت از یک طبقه‌یِ سرمایه‌دارِ کوچک که از قِبَلِ استثمارِ کارگرانِ مزدی ثروت انباشت می‌کنند.

- این دولت به طورِ منظم به عروج و گسترشِ یک امپراتوری‌یِ جهانی که بر استثمار، غارت و جنگ متکی است خدمت کرده است: از دزدی‌یِ سرزمین­هایِ مکزیک تا الحاقِ پورتوریکو و اشغالِ فیلیپین تا ویتنام و عراق و افغانستان.

و زمانی که سیستم در بحرانِ اقتصادی‌یِ عمیق فرو می‌رود، دولت مانع از فروپاشی‌یِ آن می‌شود. این کاری است که روزولت در دورانِ «نیودیل» (قراردادِ جدید) کرد. وقتی در سالِ ۲۰۰۸-۲۰۰۹ بحرانِ اقتصادی گریبانِ سیستم را گرفت، اوباما برایِ نجاتِ بانک‌ها دست به کار شد نه به خاطرِ این‌که این بانک‌ها و شرکت‌ها خیلی با نفوذ هستند، بل‌که به خاطرِ آن‌که مانعِ فروپاشی‌یِ سیستم شود و از نهادهایِ مالی که نقشی کلیدی در سلطه‌یِ آمریکا در جهان دارند حمایت کند. در واقع او سیستم را به قیدِ کفالت از ورشکسته‌گی نجات داد که هزینه‌هایِ دهشت‌ناکی برایِ کلِ بشریت و در این کشور نه فقط برایِ فقرا و استثمار‌شونده‌گان، بل‌که برایِ بخش‌هایِ وسیعی از مردم در بر دارد. و هزینه‌یِ عظیمی برایِ محیطِ زیست.

و اکنون مردم باید میانِ این‌که کرایه‌یِ خانه‌یِ خود را بدهند و یا هزینه‌یِ درمان، یکی را انتخاب کنند و جوانان نمی‌دانند که آیا به عنوانِ انسان آینده‌ای دارند یا نه؟!

سخنان‌ام را با این سؤال آغاز کردم: آیا این شرکت‌ها هستند که سیستم را فاسد می‌کنند یا این‌که مسأله همانا خودِ سیستمِ سرمایه‌داری است؟ جواب‌ام این است که مسأله همانا سرمایه‌داری‌یِ امپریالیسم است و ما برایِ آفریدنِ سیستمِ نوینی که شایسته‌یِ بشریت باشد نیازمندِ دست‌زدن به یک انقلاب هستیم.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 63 مشترک دیگر بپیوندید