اشغالِ فلسطین و مبارزه برایِ آزادی


رایِ سازمانِ مللِ متحد، اشغالِ فلسطین و مبارزه برایِ آزادی 

 

نویسنده ـ الن گودمن*

بازگردانی: بامشاد میکائیلیان

در تاریخِ۲۳ سپتامبر دولتِ خودگردانِ فلسطین از شورایِ امنیتِ سازمانِ مللِ متحد تقاضایِ به‌رسمیت‌شناختنِ کشورِ فلسطین را خواهد نمود.

قطع‌نامه‌یِ سازمانِ ملل پرسش‌هایِ مهمی درباره‌یِ ماهیت و نقشِ دولتِ اسرائیل، عللِ ریشه‌ای‌یِ ظلم و ستمِ وارد بر مردمِ فلسطین، و برایِ رسیدن به عدالت و آزادی‌یِ مردمی که نسل‌ها موردِ انقیاد و اشغالِ وحشیانه واقع گشته‌اند چه راهی موجود است، به‌وجود می‌آورد.

دولتِ اسرائیل و مردمِ فلسطین…

برایِ درکِ زمینه‌یِ این قطع‌نامه‌یِ سازمانِ ملل، لازم است از سه حقیقتِ اساسی شروع شود:

اول، نقطه‌یِ شروعِ دولتِ اسرائیل درسالِ۱۹۴۸در سرزمینِ مردم فلسطین است، که ریشه‌اش در آن سرزمین به صدها سال قبل برمی‌گردد و وجودش به عنوان یک ملت در آن‌چه امروز اسرائیل نامیده میشود برمی‌گردد به ظهورِ دولت‌هایِ ملی در منطقه. در پایانِ قرن ۱۷ام، ۲۳۰٬۰۰۰ نفر فلسطینی(مسلمان و مسیحی)و۲۰۰۰ نفر مردمِ یهود در آن‌چه امروز اسرائیل است، وجود داشت. دویست‌سال بعد، در سالِ۱۸۰۰، هم‌چنان تصویرِمشابه‌یی وجود داشت -۲۶۸٬۰۰۰ نفر فلسطینی و۷۰۰۰نفر از یهودیان. حتاپس از موجِ مهاجرتِ یهودیان از اروپا به فلسطین، در آستانه‌یِ تأسیسِ کشورِ اسرائیل، فلسطین خانه‌یِ۱٫۳ میلیون نفر فلسطینی و۶۳۰٬۰۰۰ نفر از مهاجرانِ یهودی بود.

کشور اسرائیل به عنوانِ یک نهادِ صهیونیستی از طریقِ پاک‌سازی‌یِ قومی‌یِ جمعیتِ بومی‌یِ فلسطینیان متولد شد. موجِ ترور شناخته ‌شده‌ی نکبا (کلمه‌ای به زبان عربی به معنی»فاجعه») در سالِ ۱۹۴۸ به وقوع پیوست و پس از آن سال هم‌چنان از طریقِ کشتار و ترور که از جمله در روستایِ دیریاسینِ ​فلسطین اتفاق افتاده، متمرکز شده بود. در ۹آوریلِ ۱۹۴۸، سربازانِ یهودی پشتِ سرِ هم به روستا و خانه‌ها حمله کردند و با استفاده از مسلسل و تفنگِ آتش‌زا بسیاری را کشتند. در این مورد یکی از تاریخ‌نویسان نوشت: «روستاییانِ باقی‌مانده را سپس در یک مکان جمع‌آوری نمودند و به قتل رساندند، حتا اجسادِ آن‌ها مورد آزار قرار گرفته درحالیکه تعدادی از زنان موردِ تجاوزِ جنسی قرار گرفتند و پس از آن کشته شدند. فهیم زیدان، که در آن زمان دوازده سال داشت، به یاد می‌آورد چه‌گونه خانواده‌یِ خود را در مقابلِ چشمانِ او به قتل رساندند: «آن‌ها ما را یکی پس از دیگری گرفتند؛ پیرمردی را کشتند و هنگامی که یکی از دختران او گریه کرد، او نیز به ضرب گلوله کشته شد. سپس آن‌ها برادرم به نام محمد را صدا زدند، و به او در مقابلِ ما شلیک کردند، و هنگامی که مادرم فریاد می‌کشید، و به‌رویِ جسدِ او خم شده بود، در حالی‌که خواهرِ کوچکِ شیرخوارم هودرا در آغوش‌اش بود به او شلیک کردند.» (نگاه کنید به کتابِ «پاک‌سازیِ قومی‌یِ فلسطین» نوشته‌یِ ایلانپایه.)۱

دوم، تاسیسِ اسرائیل توسطِ قدرت‌هایِ امپریالیستی ضمانت شده بود، و امروزه از سویِ ایالاتِ متحده، به عنوانِ مجری‌یِ جهانی‌یِ خدمت به بازتولیدِ کارگاه‌هایِ عرق‌ریزی‌یِ جهان، ویرانی‌یِ محیط زیست، استثمار و ظلم، به پیش بُرده می‌شود. هر چند این به معنایِ اتحاد با رژیمِ آپارتاید(تبعیض) در آفریقایِ جنوبی باشد، نقشِ کلیدی در کشتارِ۲۰۰٬۰۰۰ نفر از مردمِ بومی در گواتمالا داشته باشد، و یا جنگ‌هایِ پی‌درپی در برابرِ کشورهایِ دیگر در خاورمیانه دامن زند، کارکردِ اسرائیل به عنوانِ سگِ هارِ حمله‌ورِ امپریالیسمِ ایالاتِ متحده است. و این قلبِ «روابطِ ویژه» بینِ اسرائیل و ایالاتِ متحده آمریکا را تشکیل می‌دهد. (نگاه کنید به مقاله‌یِ:»آمریکا…اسرائیل… و جنایت‌شان در سراسرِ جهان.»)۲

و سوم، هیچ توجیهِ اخلاقی برایِ این جنایت‌هایِ مکرربر اساسِهولوکاست،که یک جنایتِ وحشت‌ناک برخاسته ازهمان سیستمِ امپریالیسم بود وجود ندارد. درسِ واقعی‌یِ هولوکاست این است که هیچ کس نمی‌تواند زمانی که جنایاتِ هول‌ناکی در جریان است، سکوت نماید- مانندِ آن‌چه که امروز علیه فلسطینی‌ها توسطِ اسرائیل درحالِ وقوع است. (برایِ درکِ عمیق از عواملِ مرتبط با درس‌هایِ هولوکاست، نگاه کنید به: «پاسخ به سوال درباره‌یِ سرشتِ هولوکاست، نشریه انقلاب، ۳۱ اکتبر، ۲۰۱۰ موجود در سایتِ حزبِ کمونیستِ انقلابیِ آمریکاrevcom.us )۳

در جهانِ لبریز از بی‌عدالتی و دهشت‌هایِ کلان، ایجادِ دولتِ اسرائیل، و ظلم و ستمِ وحشیانه‌یِ بی‌پایانِ این دولت علیهِ مردمِ فلسطین به عنوانِ یک جرمِ سنگین قد اَلَم کرده است.

 

اسرائیل و فلسطینی‌هایِ امروزین

مردمِ فلسطین از زمانی که از میهنِ خود رانده شده‌اند، در اردوگاه‌هایِ پناهنده‌گان، و زنده‌گی‌یِ تحتِ اشغالِ نظامی در چند سرزمینی که آن‌ها در ابتدا موفق به نگه‌داری از آن شده‌اند، زنده‌گی می‌کنند.

در منطقه‌یِکرانه‌یِ باختری‌یِ فلسطین(وست بنک)، دیوارِ آپارتایدِ اسرائیل با برش و زیگ‌زاگی به طولِ۶۴۴ کیلومتر، و به ارتفاعِ۲۵ متر به هوا سر برافراشته است، و بر بالایِ آن برج‌هایِ مراقبت به سبکِ زندان بنا شده است. این دیوارِمنطقه ای که خانه‌یِ۲٫۵ میلیون فلسطینی می‌باشد را بریده است، ارتباطِ هم‌سایه‌گان از هم‌سایه‌هایِ دیگر، کشاورزان از مزرعه‌شان، مردم را از مدارس‌شان، بیمارستان‌ها و شغل‌های‌شان، قطع شده است. همه‌یِ این نقاط  تحتِ گشتِ مداومِ سربازانِ اشغال‌گر قرار دارد و توسطِ هواپیماهایِ بدونِ سرنشین، فضایِ هوایی به ارتفاع ۲۲٫۸۶ متری را به منطقه‌یِ پروازممنوع («نه»!) علیهِ جمعیتِ غیرِ نظامی به اجرا گذارده است. این راه‌کارها همه‌گی به خاطرِ محافظت از صدها هزار نفر از مهاجرانِ متعصبِ مذهبی‌یِ مسلحِ غیرِ قانونی‌یِ یهود است.

از درِ نوارِ غزه، ۱٫۵ میلیون فلسطینی در میانِ مدارس و بیمارستانِ تخریب‌ شده در جریانِ قتل‌عامِ اسرائیل در سالِ۲۰۰۸ (که منجر به کشته شدنِ حدود ۱۴۰۰ نفراز مردم شدندکه اکثریتِ آنان افرادِ غیر نظامی بودند) زنده‌گی می‌کنند. این ساختمان‌ها را به دلیلِ محاصره‌یِ اسرائیل و عدمِ ورودِ مصالحِ ساختمانی، نمی‌توان تعمیر کرد. سالِ گذشته، کماندوهایِ اسرائیلی کشتی‌یِ کشورِترکیه، به نامِ «ماوی مرمره» در آب‌هایِ بین‌المللی را موردِ حمله قرار دادند تا از شکستنِ حلقه‌یِ محاصره‌یِ نوارِ غزه جلوگیری کنند، که منجر به قتلِ فعالانِ غیرِ مسلح در کشتی شد.

میلیون‌ها نفرِ دیگر از فلسطینی‌هایِ مهاجر به زور تبعید شده‌اند. بسیاری از آن‌ها در اردوگاه‌هایِ پناهنده‌گی در شرایطِ کثیف، بدونِ حقِ اقامتِ قانونی، عدمِ توانایی‌یِ سفر، و بدونِ حقِ اشتغال به کار و یا بازدید از اعضایِ خانواده‌شان، زنده‌گی می‌کنند. در سالِ۱۹۸۲، سربازانِ اسرائیلی در یک هم‌آهنگی و تحتِ نظارتِ از قبل طرح‌شده، به قتلِ عامِ۳۵۰۰ فلسطینی در اردوگاه‌هایِ صبرا و شتیلا در لبنان پرداختند.

از آغازِ تولدِ پروژه‌یِ صهیونیستی، مقاومتِ شجاعانه‌یِ فلسطین وجود داشته است. در دهه‌یِ۱۹۶۰، سازمان‌هایِ چریکی‌یِ فلسطینی مبارزه‌یِ مسلحانه علیهِ اسرائیل با هدفِ ایجادِ دولتِ دموکراتیک، سکولار(غیر مذهبی) در سراسرِ فلسطین راه­اندازی نمودند. علی‌رغمِ این جزر و مدهایِ عظیمِ مقاومتِ مردمی آن سازمان‌ها با موانعی مواجه شدند، که آن‌ها را از ادامه‌یِ مبارزه باز داشت؛ اما مردمِ فلسطین در ادامه‌یِ مبارزه و شورش‌شان برایِ پیدا کردنِ راه‌هایِ مبارزه در سراسرِ فلسطین و جهان، از جمله دو اینتفاذا (کلمه‌ای در عربی به مفهومِ «به لرزش در آوردن») که در آن جوانان با پرتابِسنگ‌هایی کوچک، علیهِ سربازانِ اشغال‌گرِ اسرائیلی به پیش بردند.

قطع‌نامه‌یِ سازمانِ مللِ متحد

قطع‌نامه‌یِ سازمانِ ملل، پیش‌نهاد شده توسطِ تشکیلاتِ خودگردانِ فلسطین (PA)، نهادی که اداره‌یِ یک بخشِ کوچکی از فلسطین را به عهده دارد، خواستارِ به رسمیت شناختنِ یک دولتِ فلسطینی متشکل از نوارِ غزه، کرانه‌یِ باختری و شرقِ بیت‌المقدس است. این یک دولتِ فلسطین، نسبتا کوچک و غیرِ هم‌جوار، خُردشده، احاطه‌شده، خفه، ​​و کنترل‌شده توسطِ اسرائیل می‌باشد که فرم‌اش  یادآورِ نامِ بانتوستانس «مستقل» (Bantustans “Independent” – نامِ ​محلی در آفریقایِ جنوبی که قبیله‌یِ بانتو در آن سکونت دارد – مترجم) موردِ کنترل و حمایتِ رژیمِ آپارتاید در آفریقای جنوبی است.

این قطع‌نامه ذاتا، و صراحتا، تأییدیه‌ای و در واقع برای مشروعیت بخشیدن به دولتِ اسرائیل است.

قطع‌نامه‌یِ سازمانِ ملل به این ترتیبی که نوشته شده، گامی به سویِ آزادی‌یِ مردمِ فلسطین نیست، این طرح عملا، نمادین و ​​یا اخلاقی هم نیست. چنین طرحی نشان دهنده‌یِ موضعِ بلند مدتِ دولتِ خودگردانِ فلسطین در پذیرش و مشروعیت‌بخشیدن به سرقتِ زمین‌هایِ مردمِ فلسطین است، در حالی که به چانه‌زنی، در ازایِ به رسمیت شناخته‌شدن به عنوانِ خُرده مدیرانِ شریک تحتِ سلطه‌یِ دولتِ اسرائیل است.

تهدیداتِ آمریکا

اگرچه قطع‌نامه‌یِ سازمان ملل در واقع نشان‌دهنده‌یِ سازش با ظلم و ستمِ مردمِ فلسطین توسطِ اسرائیل است؛ پاسخِ ایالاتِ متحده قطعا مهلک بوده است. اول این‌که، ایالاتِ متحده و اسرائیل تمامِ تلاش‌شان را برایِ جلوگیری از این‌که این قطع‌نامه در موردِ استقلالِ فلسطین حتا برایِ رای‌گیری در شورایِ امنیت مطرح نشود و بالا نیاید، نمودند. و ایالاتِ متحده‌یِ آمریکا اعلام کرده است اگر چنین قطع‌نامه‌ای رایِ مثبت بیاورد، آن را وِتو خواهد کرد.4

اما بیش‌تر از این وجود دارد: رزماری دیکارلو، معاونِ سفیرِآمریکا در سازمانِ مللِ متحد، اعلام کرد: «فراموش نکنیم که بدونِ شک، اقداماتِ نمادین برایِ منزوی‌کردنِ اسرائیل در سازمانِ مللِ متحد در ماهِ سپتامبر منجر به ایجادِ یک کشورِ مستقلِ فلسطین نمی‌شود.» به عبارتِ دیگر، مهم نیست که چند کشور در رای‌گیری‌یِ سازمانِ مللِ متحد به گزینه‌یِ به رسمیت شناختنِ یک دولتِ فلسطینی رایِ مثبت دهند؛ اگر تنها ابرقدرتِ جهان آن‌را تایید نکند، چنین اتفاقی نخواهد افتاد!

و این منطق و لحن علیهِ هر کشوری که از خواسته‌هایِ آمریکا در سازمانِ مللِ متحد سرپیچی کند، به پیش گذاشته شده است. سوزان رایس، سفیرِ آمریکا در سازمانِ مللِ متحد، هُش‌دار داد که کشورهایی که برایِ استقلالِ فلسطین رایِ موافق دهند «مسئولیتِ عواقبِ رایِ خود را خواهند داشت!» و چنین تهدیداتی هم‌راه با صحبت از قطعِ کمک‌هایِ ناچیزِ ایالاتِ متحده به دولتِ خودگردانِ فلسطین است که اجازه‌یِ فعالیت به آن می‌دهد. حتا قطعِ اعتبارِ مالی به سازمانِ مللِ متحد، هم‌راه با اشکالِ دیگر از اقداماتِ تلافی‌جویانه، از طرفِ دولتِ آمریکا اعلام شده است.

یکی از عواملِ پشتِ این مخالفت این است که به رسمیت شناختنِ فلسطین از طرفِ سازمانِ مللِ متحد، درِ سالن‌هایِ حقوقی بر رویِ فلسطینیان در به چالش‌کشیدنِ اقداماتِ غیرقانونی‌یِ اسرائیل در دادگاه‌هایِ بین‌المللی‌یِ جنایی، از جمله شهرک‌سازی‌هایِ غیر قانونی در شرقِ بیت‌المقدس و کرانه‌یِ باختری و یا محاصره غزه، باز می‌شود.

اما در یک سطحِ اساسی‌تر، این قطع‌نامه از طرفِ ایالاتِ متحده و اسرائیل غیرِ قابلِ قبول است، چرا که آن‌ها بر «حق»شان برایِ تحمیلِ تغییرِ دائمی‌یِ «شرایط» بر فلسطینی‌ها در «روندِ صلح» پافشاری می‌کنند. این «روندِ صلح» سابقه‌ای طولانی در تحتِ فشار قرار دادنِ دولتِ خودمختارِ فلسطین در پذیرشِ خواسته‌هایِ اسرائیل برایِ زمین و دیگر امتیازات داشته است. تنها به خاطرِ آن‌که اسرائیل با خواسته‌هایِ بیش‌تری وارد شود، و خواسته‌هایِ فاحش‌تری را بیان کند. اخیرا اسرائیل خواستارِ آن شده است که فلسطینی‌ها اسرائیل را به عنوانِ یک «دولتِ یهودی» به رسمیت بشناسند؛ یعنی یک تئوکراسی‌یِ یهودی‌یِ (حکومتِ دین‌سالارِ یهودی) آشکار که به رسمیت بخشیدن و نهادینه کردنِ انقیادِ فلسطینی‌ها در اسرائیل منجر شود، و مشروعیتِ بیش‌تر بخشیدن به یک دولتِ صهیونیستی. و همان‌گونه که بارها و بارها دیده‌ایم، حمایتِ مشتاقانه قوی ازاسرائیل و هر کاری که می‌کند و هر خواسته‌ای که دارد، یک آزمایشِ تورنسلِ اساسی برای همه سیاستمداران و مقاماتِ منتخب در ایالاتِ متحده است.

و اساسا، این قطع‌نامه برایِ حاکمانِ ایالاتِ متحده غیرِ قابلِ تحمل است، زیرا سلطه‌یِ یک‌جانبه‌یِ خودرا در خاورمیانه، که به طورِ زیادی ازطریقِ اسرائیل،که یکی از ستون‌هایِ حیاتی‌یِ نقشِ آمریکا به عنوانِ تنها ابرقدرتِ جهان است، به پیش می‌برد. هر درکی که آمریکا دیگر حرفِ آخر در منطقه را نمی‌زند، می‌تواند در خدمتِ تضعیفِ سلطه‌یِ ایالاتِ متحده در میانِ انواعِ چالش‌هایِ دیگری باشد که با آن روبه‌روست؛ اعم از نیروهایِ بنیادگرایِ اسلامی تا به پا خواستنِ مردم برایِ نیلِ به آزادی.

در عینِ حال هر درکی که آمریکا و اسرائیل دیگر به ساده‌گی نمی‌توانند اراده‌یِ خود را بر ملت‌هایِ منطقه تحمیل کنند، منجر به اعتراض و شورشِ بیش‌تری در میانِ مردمِ منطقه شده، که از جمله مردمِ فلسطین را با خود به هم‌راه خواهد داشت.

هیچ کدام از این‌ها برایِ حاکمانِ ایالاتِ متحده قابلِ قبول نیست.

بینِ دوسنگِ آسیاب بودن

حتا اگر امپریالیست‌هایِ آمریکا، بر مبنایِ منطق‌شان (منظور جناح‌هایِ مختلفِ هیئتِ حاکمه‌یِ امپریالیسمِ آمریکا می‌باشد – مترجم)، دلایلِ قانع‌کننده‌ای برایِ جلوگیریِ از تصویبِ قطع‌نامه‌یِ سازمانِ ملل داشته باشند، مخالفت با قطع‌نامه‌یِ سازمانِ مللِ متحد مشکلاتِ واقعی برایِ آن‌ها در بر دارد.

نیویورک تایمز از منظرِ منافعِ امپراتوری‌یِ آمریکا در خاورمیانه، نوشت: «در حالی که دولتِ اوباما تلاش می‌کند تا خود را در سمتِ معترضان (تظاهرات کننده‌گان) به نظام‌هایِ استبدادی‌یِ عرب که به دنبالِ آزادی، عدالت و مفهومِ کرامتِ انسانی‌اند، قرار دهد. استفاده از حقِ وِتو علیهِ پیش‌نهادِ فلسطین برایِ عضویتِ کامل تنها می‌تواند در خدمتِ وارد کردنِ ضربه‌یِ کاری‌یِ دیگری به اعتبار آمریکا در جهانِ عرب باشد. برایِ بسیاری در منطقه، وضعِ اسف‌ناکِ فلسطینی‌ها، تحتِ اشغالِ بیش از چهار دهه‌یِ اسرائیل، به چنان ایده‌آل‌هائی پا می‌دهد.»۵

مدتِ طولانی است که هم‌دستی‌یِ شرم‌آورِ این رژیم‌ها با ظلم و ستمِ مردمِ فلسطین توسطِ اسرائیل، منبعِ تلاطمِ خشم در سراسرِ منطقه شده است. یکی از ابعادِ مهم و الهام‌بخشِ قیام‌ها در سراسرِ جهانِ عرب، مخالفت با طرف‌داری‌یِ رژیم‌هایِ طرف‌دارِ آمریکا از ظلم‌ و ستمِ اسرائیل علیهِ فلسطینی‌ها است. این روندِ قدرت‌مند در تاریخِ ۱۵ مه، در بزرگ‌داشتِ نبکا (پاک‌سازی‌یِ قومی‌یِ فلسطین در ۱۹۴۸) آشکار شد، زمانی که ده‌ها هزار معترض در یک حرکتِ هم‌سو و هم‌گرایانه، و در برخی موارد قهرمانانه در سوریه، لبنان و نوارِ غزه از مرزهایِ اسرائیل عبور نمودند.

و در تاریخِ ۹ سپتامبر، هزاران تن از جوانان با هجوم به سفارتِ اسرائیل در قاهره، دیوارِ آن را سوراخ کردند، به محوطه‌یِ آن وارد شدند، پرچمِ اسرائیل را پاره کرده و آن‌را با پرچم‌هایِ مصر و فلسطین جای‌گزین نمودند.۶

اما حتا زمانی​که تحولات در منطقه، حمایتِ آشکارِ ایالاتِ متحده از اسرائیل را مشکل‌تر می‌سازد؛ در عینِ حال نیز باعثِ الزامِ بیش‌ترِ چنین حمایتی می‌شود. با استفاده از زرادخانه‌یِ هسته‌ای‌یِ خود، فن آوری‌یِ بالا، و با اتکا به بخشِ قابلِ توجه‌ی از یهودیانِ مقیمِ اروپا که در حالِ حاضر خود را – در بسیاری از موارد کاملا متعصبانه – پشتی‌بان و هم خطِ پروژهِ صهیونیستی می‌دانند، که بر مبنایِ چنین پروژه‌ای دولتِ اسرائیل بسترِ حیاتی در تحکیمِ سلطه‌یِ امپریالیستی‌یِ آمریکا بر یک منطقه‌یِ استراتژیکِ جهان است.

همان‌طور که ما در شماره‌یِ ویژه‌یِ نشریه‌یِ انقلاب دربارهِ اسرائیل نوشتیم: «ثابت گشته است که میانجی‌گری‌یِ آمریکا برایِ انعقادِ توافقنامه‌ای که از یک طرف حتا ظاهرا منجر به پای‌داری‌یِ وضعیت و یک‌پارچه‌گی‌یِ فلسطینیان شود، و در عین حال برآورد کردنِ نیازِاسرائیلی‌ها برایِ سلطه‌یِ بلامنازعِ خود و ایجادِ یک دولتِ کاملا صهیونیستی، آسان نیست. این مرکز در منطقه و در سراسرِ جهان باقی مانده است، و هر چه‌قدر اسرائیل با توسل به اقداماتِ بیش‌تر و شدیدتری، برایِ محبوس‌کردن و به زنجیر در آوردنِ فلسطینی‌ها بپردازد، این تضاد حادتر می‌شود.»

«در عینِ حال، نه تنها آمریکا عمیقا به وسیله‌یِ اسرائیل، بل‌که بر سرِ اسرائیل گیر کرده است. زمانی که هم‌چنان با وجودِ مشکلاتِ واقعی و متفاوت قابل توجه، «روابطِ استراتژیکِ» منحصر به فرد بینِ آمریکا و اسرائیل ادامه دارد، از دیدگاهِ امپریالیسمِ آمریکا، گزینه‌یِ واقعی‌یِ دیگری در صفحه‌یِ شطرنج در ارتباط با نقشِ اسرائیل در خاورمیانه و سراسرِ جهان وجود ندارد.»

 

فرارسیدنِ زمان نوینی برایِ مبارزه

در حالی​که قطع‌نامه‌یِ سازمانِ مللِ متحد که به هیچ وجه منجر به، به دست آوردنِ آزادی برایِ مردمِ فلسطین نخواهد شد، اما (این قطع‌نامه) در زمانی پدیدار می‌گردد که بی‌ثباتی‌هایِ زیادی در خاورمیانه و شمالِ آفریقا در جریان می‌باشد، زمانی که مشروعیتِ حکومتی پس از حکومتِ دیگر برای میلیون‌ها نفر به زیر سوال رفته است و به چالشِ سوزاننده‌ای تبدیل شده است. در صورتِ تهدید و حرکتِ تلافی‌جویانه‌یِ اسرائیل و آمریکا علیهِ فلسطینی‌ها، و احتمالِ شیوع و طغیانِ جدیدِ قیامِ فوری و ناگهانی‌یِ دسته‌جمعی در فلسطین و فراتر از آن، مسئولیتِ حیاتی برایِ مقاومتِ سیاسی به ویژه توسطِ مردم این کشور (آمریکا) به مخالفت با هرگونه حرکت از سویِ آمریکا و اسرائیل برای پیش‌بردِ بیش‌ترِ ظلم ‌و ستم علیهِ مردمِ فلسطین و پشتی‌بانی از مبارزه‌یِ عادلانه‌یِ آن‌ها وجود دارد. چنان مقاومتی یک ضرورتِ اخلاقی است.

مرحله‌یِ نهایی‌یِ نمایشِ سازمانِ مللِ متحد، به این و یا آن فرم، به جلبِ بسیاری از مردم به مبارزه و مناظره در فلسطین، در خاورمیانه، و در سراسرِ جهان جوش خورده است.

از طریقِ همه‌یِ این فرایندها، از زوایا و جهت‌هایِ مختلفی با طرحِ خواسته‌هایِ مختلف، میلیون‌ها نفر به صحنه و چرخه‌یِ تعاملِ سیاسی و مبارزه کشیده خواهند شد. انقلابیون نیاز دارند که به این نزاع وارد شوند و با کسانی که به طرحِ مخالفت با اقداماتِ آمریکا  می‌پردازند، و خواستارِ عدالت برایِ فلسطینی‌ها هستند، متحد شوند. و در چنان ترکیبی، بر سرِ سوالاتِ کلیدی در موردِ ماهیت و نقشِ دولتِ اسرائیل، عللِ ریشه‌ای‌یِ ظلم و ستمِ مردمِ فلسطین و این‌که برایِ رسیدن به عدالت و آزادی‌یِ مردمی که نسل‌ها موردِ انقیاد و اشغالِ بی‌رحمانه واقع گردیده‌اند، به بحث و تلاش بپردازند. با مشارکتِ فعال و مبارزه‌یِ کمونیست‌هایِ انقلابی، کلِ این دینامیک و فرایند می‌تواند به طورِ بالقوه به عنصرِ قدرت‌مندی برایِ به جلو آوردنِ یک جنبشِ جهانی برایِ دست‌یابی به جهانی فارغ از هر گونه ظلم و ستم از دهشت‌هايی که در حالِ حاضرِ نظمِ جهان است، تبدیل شود.

توضیحات، منابع و لینک‌ها:

* الن گودمن این مقاله را در شماره ۲۴۶ نشریه انقلاب ارگان حزب کمونیست انقلابی آمریکا در ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۱، قبل از رای­گیری بروی قطع‌نامه به رسمیت شناختن فلسطین نگارده است.

http://revcom.us/a/246/un-vote-palestine-en.html#text1

 ۱- (see The Ethnic Cleansing of Palestine by IlanPappé)

۲-  The U.S. … Israel … and Crimes Around the World 

http://revcom.us/a/213/israel_crimes-en.html۳- (For an in-depth exploration of the factors behind, and lessons of the Holocaust, see “Revolution Responds to Question on Nature of Holocaust,” Revolution, October 31, 2010—available at revcom.us)

۴- پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد، ایالات متحده ، بریتانیا، فرانسه، روسیه و چین حق وتو بر فراز تمام تصمیمات قابل توجهی از سازمان ملل متحد دارا می‌باشند. از سال ۱۹۷۲ تاکنون، ایالات متحده، تا حد زیادی اولین کاربر از حق وتو، به طور عمده در قطع‌نامه انتقاد از اسرائیل است. اخیراً، دولت اوباما ، قطع‌نامه محکوم کردن ادامه ساختن شهرک‌های غیر قانونی اسرائیل که یکی از اشکال به خصوص فاحش در گسترش مداوم در خشونت و پاکسازی قومی اسرائیل علیه مردم فلسطین رانده شده از میهن خود است، را وتو کرد. حدس و گمان قابل به یقینی وجود دارد، که اگر آمریکا قطع‌نامه در شورای امنیت وتو کند، دولت خودگردان فلسطین، ممکن است به دنبال سطح پایین‌تری از به رسمیت شناخته شدن از سازمان ملل متحد به تلاش بپردازد.

۵- رجوع کنید به نوشته روزنامه نیویورک تایمز-(“Abbas Says He Will Seek Palestinian State at the Security Council,” 9/16/2011).

۶- رجوع کنید به (see “Cairo: Battering down another brick in the wall,” 9/12/2011, reprinted at revcom.us)


یک پاسخ به “اشغالِ فلسطین و مبارزه برایِ آزادی”

  • علی حصوری

    سلام من علی حصوری هستم و علاقمندم با شما ارتباط داشته باشم. از جمله نوشته های مرا می توانید در سامان نو ببینید که نشریه ای است چپ.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 63 مشترک دیگر بپیوندید