جیمز پِتراس
مترجم: سولماز بهرنگ
این گفتوگو در ۱۳ اکتبر ۲۰۱۱ از طرفِ رادیو سنتاریو که از اروگوئه پخش میشود انجام شده است.
امروزه موضوعاتِ زیادی هست که میشود دربارهاش سخن گفت، اما یکی از مهمترین موضوعات امروز اعتراضاتی است که در خیابانِ والاستریت از طرفِ مردمِ مبارز، در پارکی که به آن پارکِ آزادی میگویند، برگزار شده است. این اعتراضات از طرفِ چندصد نفر آغاز شد، ولی هرچه زمان میگذرد مردمِ بیشتری به آنان میپیوندند؛ و اکنون هزاراننفر در آنجا مستقر شدهاند.
اولاً ما باید چه درکی از انفجارهای اعتراضی و راهپیماییها و اعتراضاتِ مدنی که علیه والاستریت شروع شد داشته باشیم؟ من باور دارم که باید به افزایشِ نارضایتییِ اکثریتِ مردمِ آمریکا توجه کنیم. آخرین نظرسنجی که هفتهیِ پیش انجام شده است نشان میدهد ٪۸۰ مردم از شرایطِ اقتصادی ناراضی هستند و تقریبا ٪۹۰ آنان بر ضدِ والاستریت و سرمایهیِ مالی موضع دارند. باید این را هم اضافه کنم که هیچ تشکیلاتی مسئولِ این اعتراضات نیستند؛ بلکه برعکس، از گروههایِ کوچکی شکل گرفته است. مردمی که تا الان سکوت کرده بودند، سرخوردهگییِ بزرگی دارند و ناگهان این مردم شروع کردند که کمپینِ اعتراض را در والاستریت شکل دهند. در آغازِ اعتراضات، وقتی مردم از پارکِ آزادی بیرون آمدند، پلیس به ضرب و شتمِ تظاهرکنندهگان پرداخت و تعدادی را دستگیر کرد و این باعثِ خشمِ شهروندانِ نیویورک شد و جلبِ توجه کرد. این باعث شد که بعد از یک هفته، تعدادِ تظاهرکنندهگان افزایش پیدا کنند. میتوانیم بگوییم که در عرضِ این پروسه تمامِ سندیکاهایِ معلمان و کارکنانِ دولت و کارگرانِ اتوبوسرانی از اعتراضات حمایت کردند و هزاران نفر به راهپیماییای که رویِ پلِ بروکلین بود، پیوستند. پلیس به این راهپیمایییِ مسالمتآمیز در این پلِ مهمی که منهتن و بروکلین را به هم وصل میکند حمله کرد و بیش از ۷۰۰ معترض را دستگیر کرد.
تمامِ سندیکاهایِ بزرگِ کشور از این اعتراضات حمایت کردند و تاکنون بسیاری همچون نویسندهگان، روشنفکران و هنرمندانِ هالیوود و سرانِ کنفدراسیونِ سندیکاهایِ کارگران اعلام کردند که از این اعتراضات حمایت میکنند. میشود گفت که این اعتراضات تأثیری همچون یک آتشسوزی داشت. یکی دیگر از تأثیراتِ این اعتراضات این است که باعثِ گسترشِ این اعتراضات، بهخصوص به شهرهایی مثلِ سانفرانسیسکو، لوسآنجلس و بوستون شد، که اعتراضاتِ خودشان را علیه سرمایهیِ مالی سازمان داده بودند. درست است که در هر شهری والاستریت وجود ندارد، اما مراکزِ مالیای است که به آن ارتباط دارند و هدفِ آن اعتراضات قرار گرفتند. اکنون باید دیدگاهمان نسبت به کلیتِ این حوادث چه باشد؟
من باور دارم که حتا نامِ والاستریت نیز نشانه و سمبلِ همهیِ کژیهایِ آمریکاست. به عنوانِ مثال والاستریت نمایندهیِ مالیشدنِ اقتصاد است. اینجا کنترلِ سرمایهگذاریها و منابعِ دولتی تحت سلطهی سرمایهیِ مالی است که با ضرررسانی به بخشهایِ تولیدی، ویژگییِ اقتصاد را تغییر میدهد و استخدام نیروی کار و صنعت را تخریب میکند.
دوماً والاستریت نمایندهیِ بزرگترین نابرابریهایِ کشور است. در نیویورک و مخصوصاً در منهتن یک درصد مردم، ٪۶۰ منابع را کنترل میکنند؛ یعنی نابرابریای که در منهتن است از نابرابریای که در گواتمالا و برزیل و تمامِ کشورهایِ غربی هست نیز بدتر است. یک دلیلِ دیگرِ خشم علیه والاستریت این است.
در عینِ حال والاستریت به دلیلِ تأثیری که دارد و به دلیلِ اینکه کمپینهایِ انتخاباتی را تأمینِ مالی میکند، ریشهیِ فساد است. حتا شرکتهایِ مالی که در نیویورک هستند رفتارهایِ تهدیدآمیزی برایِ کسبِ معافیتِ مالیاتی دارند. با مواردی همچون انتقال به مکانِ دیگری، مسئولینِ ایالت را تهدید میکنند تا از معافیتِ مالیاتی برخوردار شوند. حاکمانِ منهتن گویی مسابقهیِ امتیازدهی به این شرکتها را دارند. به خاطرِ معافیتهایی که به سرمایهدارانِ بزرگ داده میشود کاهش مالیاتی نیز ایجاد میشود، که به مردمِ طبقهیِ متوسط فشار وارد میکند. یکی از مواردِ تأثیرگذارییِ سرمایهیِ مالی این است که بهرههایِ بخشِ دارو را تصاحب میکنند. طبقِ خبری که امروز دریافت شد، شرکتهایِ دارویی برایِ تحتِ کنترل نگهداشتنِ قیمتها و محدودکردنِ نرخِ سود، بعضی از داروهایِ موردِ نیاز را تولید نمیکنند؛ به همین دلیل در بیمارستانهایِ بزرگِ نیویورک و شهرهایِ دیگر برایِ یافتنِ راهِ حل برایِ کمبودِ دارو، خریدِ دارو به صورتِ کوپنی انجام میشود؛ حالا این چهربطی به والاستریت دارد؟ چونکه سرمایهدارانِ اصلی، شرکتهایِ مالییِ والاستریت هستند. آنها هستند که از مالیاتهایِ سرمایهگذاری و قیمتها انتقاد میکنند. اگر ببینند نرخِ سود به نفعشان نیست تولیدِ دارو را متوقف میکنند و به همین دلیل است که در سطح آمریکا، مردم داروهایِ اصلی را که برایِ حیاتشان ضروری است، نمییابند. پس میشود گفت که همهگییِ این اعتراضات علیه والاستریت در سطح جامعه، همه را به غیر از بخشِ سرمایهیِ مالی، به خود جذب میکند و همهگی خشمی علیه بانکها دارند؛ چرا که متوجهاند که سرمایهیِ مالی در تمامِ سیاستهایِ دولت، از جمله سیاستِ تولید و توزیع دارو و یا معاملاتِ ملکی تعیین کننده است. این اعتراضات مرکزِ جاذبهیِ همهیِ مردمِ خشمگینی است که نسبت به وضعیتِ موجود معترض هستند.
علاوه بر اینها، سرمایهیِ مالی به هر دو جناحِ دموکراتها و جمهوریخواهها کمک میکند و هر دو طرف را خریداری میکند و این باعث میشود که مردم راهی جز به خیابان آمدن نداشته باشند و اولین بار در والاستریت این باعث میشود که سندیکاها و اعضایِ سندیکاها و معترضین برای اولینبار روزِ چهارشنبه در والاستریت گردِ هم آیند.
اما هنوز این راهپیماییها مسالمتآمیز هستند. هیچکس از بهدستآوردنِ والاستریت حرفی نمیزند، ولی این یک نمایشِ قدرت است که عملکرد والاستریت را مورد هدف قرار میدهد، و به همین دلیل بسیار مهم است. با این حال که رسانهها سعی دارند توجه را به حداقل کاهش دهند اما این اعتراضات در تمامِ کشور تأثیر میگذارد. دربارهیِ این موضوع، گفتوگوها و خبرهایِ کمی منتشر میشود و برخی از خبرها این اعتراضات را نادیده میگیرند؛ حتا سی.ان.ان. (CNN) که مرکزِ خبررسانییِ اصلییِ آمریکاست، با این حال که از مرکزِ خودش خیلی راحت معترضان را میبینند، از ترسِ اینکه معترضان افزایش پیدا کنند به روزنامهنگاران اجازهیِ مصاحبه با معترضان را نمیدهد. البته همهیِ رسانهها اینگونه نیستند، ولی برخی از روزنامهنگاران که این اخبار را پوشش میدهند توسط پلیس سرکوب میشوند و حتا میتوان گفت روزنامهنگاران تحت فشار هستند. هم جمهورخواهان و هم دموکراتها و هم اوباما به والاستریت وابستهگی دارند. اوباما یکماهِ پیش برایِ کمپینِ انتخاباتیاش در والاستریت بود. جمهوریخواهان هم سالهایِ طولانیست که مناسباتِ قوی با والاستریت دارند، اما مهمترین سرمایهداران هر دو طرف را حمایت میکنند. آنها میپذیرند که هر دو حزب برایِ والاستریت منفعت دارند، به همین دلیل مردم مجبور شدند کمپینِ اعتراضی برگزار کنند. حتا بوروکراسییِ سندیکا هم فشارِ تودهها را احساس میکند. بعد از آن همه پولی که سندیکاها در جیبِ اوباما ریختند بوروکراسییِ سندیکا شروع به حمایت از این تجمعات کردند. بوروکراسییِ سندیکا این تجمعات را نه برایِ پیگیری منافع خود، بلکه برعکس خودشان را در طرفِ اوباما میبینند و میخواهند اعتراضات را علیه جمهوریخواهان هدایت کنند و احساس میکنند این کارِ مفیدی است. اما اینکه اوباما در کمپینِ انتخاباتییِ قبلی از والاستریت بیشتر از جمهوریخواهان پول گرفته بود باعثِ یک تضاد بینِ بوروکراسییِ سندیکا و خودِ سندیکا شد، از طرفِ بدنهیِ سندیکا یک فشار احساس میکند که از اشغالِ والاستریت حمایت کنند و از طرفِ دیگر با این حال که آن پایه علیه تمامِ سیاستمدارانِ خشمگین است، سندیکا همچنان از دموکراتها حمایت میکند. نظرسنجیهایِ اخیر نشان میدهد که در آمریکا اعتبارِ سیاستمداران همیشه خیلی پایین و ضعیف بوده است. سرمایهداران حمایت خود را بیشتر از دست دادند و از هم مهمتر اینکه امروز ٪۸۰ در صدِ مردم احساس نمیکنند که در کنگره نمایندهگی میشوند و تنها ٪۱۰ با سیاستهایِ بانکی موافق هستند.










