بایگانی دسته‌ها: انتشارات

نشریه‌ی رویِ خطِ رادیکال – شماره‌ی دوم

در این شماره می خوانید:

دریافتِ نشریه‌ی رویِ خطِ رادیکال – شماره‌ی دوم


نشریه‌ی شماره‌ی یک «رویِ خطِ رادیکال» منتشر شد


نشریه‌ی رویِ خطِ رادیکال -  شماره‌ی یک

در این شماره می خوانید:

  •  سرِخط: چرا روی خطِ راديکال؟

  • رادیکالِ مسلح: اسلحه و مبارزه ­ی مسلحانه ی قهرآميز

  • جنگِ زردآن ها ونبردِ سرخ ما

  • شاهرخ زمانی دربندِ متادونی ها باید چه چیزی راترک کند؟!

  • نگاهی به جنبش دانشجویی ترکیه

  • خبرِ رادیکال: خبر و گزارش از ایران و جهان

دریافتِ نشریه‌ی رویِ خطِ رادیکال – شماره‌ی یک


نشریه یِ رادیکال – شماره هفتم

نشریه‌یِ رادیکال – شماره‌ هفتم/ بهمن ماهِ ۱۳۹۰

jeld radical 7

در این شماره می‌خوانید:

دریافتِ نشریه رادیکال – شماره‌ هفتم



نشریه یِ رادیکال – شماره ششم

نشریه‌یِ رادیکال – شماره‌ ششم/ دی‌ماهِ ۱۳۹۰

در این شماره می‌خوانید:

دریافتِ نشریه رادیکال – شماره‌ ششم


نشریه یِ رادیکال -شماره ۴

(نشریه را از این‌جا دریافت کنید!)

سرآغاز

(جای‌گاهِ آموزش در ایران)

برناک جوان /  پژمان رحیمی

نهاد آموزش در جامعه​ی ایران مانند سایر عرصه­های فرهنگی و اجتماعی نقش ویژه و مهمی را در تحکیم جهان بینی حاکم بر جامعه دارد. مهم­ترین نقش این نهاد، پرورش میلیون​ها دانش­آموز و دانش­جو بر اساس ایده​ئولوژی حاکم و تربیت نیرو برای حفظ ساخت اجتماعی موجود است. آموزش و پرورش در ایران به​طور مستقیم با ساختار سیاسی کشور مرتبط شده و ایده­های آن را به اجرا می­گذارد ولی از طرفی هر روز آشتی­ناپذیری خود و تضاد خود را با این ایده­ها در سطوح مختلف نشان می­دهد. شاهد این مدعا این است که از زمان آغاز به کار مدارس امروزی در ایران و در دوره­های مختلف شاهد نقش انکارناپذیر فعالین این عرصه – از دانش­آموز گرفته تا اساتید – در مبارزات و رهبری آن­ها بوده­ایم. بنابراین بررسی این نهاد را با همین گسترده­گی باید در نظر گرفت.

نظام آموزش و پرورش نوین ایران از کودکستان­ها، دبستان­ها، مدارس راهنمایی، دبیرستان­ها، دانش­گاه­ها و مؤسسات آموزش عالی تشکیل شده است. مقدمات ایجاد این نظام، از زمان تأسیس دارالفنون، در سال ۱۲۲۸ شمسی و با تاسیس وزارت علوم فراهم شد و بعد از انقلاب مشروطیت به تدریج سازمان و تشکیل یافت. پس از آن شاهد گشایش مدارس ویژه توسط مسیونرهای مذهبی بودیم که عمدتاً در تقابل با مکتب​خانه­ها قرار داشت، و این روند در دوران رضاشاه ادامه داشت تا گشایش دانش­گاه تهران در سال ۱۳۱۳ که دوره­ی جدیدی را در آموزش شاهد بودیم. در دوره­ی محمدرضا شاه تلاش بسیاری شد تا نهاد آموزش به­صورت مدرن درآید و تا حدی متناسب با تحولاتی شود که در عرصه­ی اقتصادی داخلی و در سطح جهانی رخ داد. این مورد مستلزم این بود که نهاد آموزش تا حد زیادی از سیطره­ی روحانیت و به​طور کلی مذهب خارج شود. با همه­ی مخالفتی که از سوی روحانیت شیعه شد اما در نهایت رژیم پهلوی توانست دانش­گاه­ها و مدارس مدرن را در ایران مستقر سازد. اما نتیجه­ی این عمل دوگانه بود یعنی نیروی متخصص و جدید برای ساخت سیاسی- اقتصادی جدید تربیت می­شد در حالی که قدرت سیاسی دیکتاتوری شاه را نیز با چالش روبه­رو کرد. دانش­جویان مهم­ترین مخالفان رژیم شاه بودند و رژیم پهلوی با تناقض بزرگی روبه­رو شد. شاه هم می­خواست فیگور دولت مدرن و غربی را حفظ کند و هم نمی­توانست مخالفت سیاسی را تحمل کند بنابراین هر نوع صدای مخالف را سرکوب می­کرد و دانش­جویان از مهم­ترین اقشاری بودند که مورد سرکوب قرار گرفتند. در نهایت مبارزات دانش­جویان در هم​راهی با مبارزات کارگران  از مهم­ترین عواملی بودند که سرنگونی رژیم شاه را موجب شدند. باید خاطر نشان کرد که سازمان­های سیاسی آن دوره – سازمان­های علنی مانند ملی­ها و مذهبی­ها و زیرزمینی مانند کمونیست­ها و مجاهدین – بیشترین کادرها و اعضای خود را از میان دانش­جویان و دانش­آموزان جذب کردند و در کوران انقلاب هرکدام شاخه­های دانش­آموزی و دانش­جویی داشتند.

مقوله­ی آموزش  بعد از انقلاب ۱۳۵۷ دچار تغییرات عمیقی شد. بعد از تغییر رژیم سیاسی ایران در سال ۱۳۵۷ روحانیت با استفاده از فضای مذهبی ایران و همچنین با کمک غیر مستقیم  نهادهای سیاسی و امنیتی غربی توانست قدرت را به دست آورد و همه­ی رقبای سیاسی خود را از میان برداشت. هزاران مخالف خود را اعدام کرد و بسیاری را شکنجه و زندانی کرد. روحانیت فهمیده بود که باید دانش­گاه­ها و مدارس و کلاً نهاد آموزش را تحت کنترل خود در بیاورد و همچنین کارخانه­ها را کنترل کند تا هم­چون رژیم شاه ضربه­ای از این دو ناحیه نخورد. در کارخانه­ها انجمن­های اسلامی کار را تشکیل داد تا جنبش کارگری را کنترل کند و در دانش­گاه­ها دفتر تحکیم حوزه و دانش­گاه (انجمن­های اسلامی) را شکل داد تا جنبش دانش­جویی را کاملاً به نفع خودش کنترل کند. دوسال همه­ی دانش­گاه­ها را تعطیل کرد و به تصفیه­ی اساتید دانش­گاه و دانش­جویان مخالف خود و تغییر دروس آموزشی پرداخت که از آن با عنوان «انقلاب فرهنگی اسلامی» یاد می­شود که در واقع هجوم ضدانقلاب به آرمان­های قیام ۵۷ و نهادی بود که کادرهای انقلابی از آن در می­آمدند. تفکیک جنسیتی در سطح جامعه به­طور گسترده در موسسات آموزشی اجرا شد و به کمک تصویب قوانین بر اساس شرع اسلام و «همت بالا»ی پاسداران تلاش شد، که زنان و دختران را از عرصه­ی مبارزاتی، آموزشی و کلاً فضای عمومی جامعه کنار بگذارند و فتوای شرعی روحانیون نیز به این سرکوب گسترده­ی جنسیتی مشروعیت می­داد. رژیم با این اعمال و برپایی جنگ مستقیم با مردم توانست سکوت و خفقان را بر جامعه حاکم کند. به خواندن ادامه دهید


سرمایه (به زبانِ ساده) -جلدِ دوم

«سرمایه»یِ مُصَور که جلدِ دومِ آن تقدیم­تان می­شود از رویِ «سرمایه» کتابِ اصلی‌یِ کارل مارکس طراحی و داستان­پردازی شده است. مفاهیمِ اساسی‌یِ‌ «سرمایه» در قالبِ داستانی از فرآیندِ تولید در کارخانه­یِ پنیرسازی توضیح داده می­شود و به این صورت «سرمایه»یِ مارکس را، که متنی ترسناک و سخت جلوه می­کند، به شکلی ساده برای مخاطبینِ بیش‌تری قابلِ فهم می­کند. «سرمایه»یِ مارکس برایِ اولین­بار در سالِ ۲۰۰۸ از سویِ انتشاراتِ ایست‌پرس(East Press)  در ژاپن به شکلِ مُصور منتشر شده است. در جلدِ دومِ سرمایه­یِ مصوَر، پیش‌رفتِ حوادثِ کارخانه­یِ پنیرسازی‌یِ روبین و دانیل هم‌آهنگ با قوانینِ عمومی‌یِ سرمایه­داری از سویِ انگلس، که جلدِ دوم و سومِ «سرمایه» را بعد از مرگِ او[مارکس] جمع‌آوری و منتشر کرد، با زبانی ساده توضیح داده می‌شود. انگلس چگونه‌گی‌یِ شکل‌گیری‌یِ استثمار و اجتناب‌ناپذیری‌یِ بحران‌هایِ اقتصادی در سیستمِ سرمایه‌داری را از رویِ مثالِ کارخانه‌یِ پنیرسازی با زبانی جذاب وقابلِ فهم تشریح می‌کند.


مشاهده و یا دریافتِ کتاب:

کیفیتِ معمولی

کیفیتِ بالا 


سرمایه (به زبانِ ساده) -جلدِ اول

کتابِ مُصوَرِ «سرمایه» با توجه به مباحثِ کتابِ «سرمایه» نوشته​یِ کارل مارکس تهیه شده است. مفاهیمِ اساسی‌یِ «سرمایه» در قالبِ داستانی از فرآیندِ تولید در کارخانه​یِ پنیرسازی توضیح داده می​شود و به این صورت «سرمایه»یِ مارکس را، که متنی ترس​ناک و سخت جلوه می​کند، به شکلی ساده برایِ مخاطبینِ بیش​تری قابلِ فهم می​کند. «سرمایه»یِ مارکس برایِ اولین​بار در سالِ ۲۰۰۸ از سویِ انتشاراتِ ایست‌پرس(East Press) در ژاپن به‌شکلِ مُصوَر منتشر شده است. این کتاب توانست هم از نظرِ محتوا و داستان و هم از نظرِ تصویرگری‌اش توجهِ بسیاری را در سطحِ جهانی جلب کند؛ به گونه‌ای که میزانِ فروشِ آن در مدتِ کوتاهی از صدهزارجلد فراتر رفت. «سرمایه»یِ مُصوَر،موضوعی جذاب را پیشِ رویِ خواننده می‌گذارد و برایِ طیفِ وسیعی می‌تواند مفید و جذاب باشد. از جمله برایِ افرادی که ماه​ها وقت صرفِ فصولِ کتابِ «سرمایه» کرده​اند و یا افرادی که نتوانسته​اند تاکنون آرزویِ مطالعه​یِ «سرمایه» را محقق کنند، و نیز برایِ جوانانی که خواهانِ آشنایی با مفاهیمِ اساسی‌یِ «سرمایه» هستند؛ هم​چنین برایِ کسانی که به مطالعه​یِ رمان​هایِ مُصور علاقه دارند.

مشاهده و یا دریافتِ کتاب:

کیفیتِ معمولی

کیفیتِ بالا 

 

 



نشریه‌یِ رادیکال- شماره ۳


نشریه را از این‌جا دریافت کنید.

در شماره‌یِ سوم نشریه ی رادیکال می خوانید:

کشتار ۶۷ و درس‌هایی برای تداوم انقلاب

- کشتار۶۷ و چشم امید اصلاح طلبان به زِبل خان!!

- گفت‌وگو با وزیر فتحی، از جان به در بُرده گانِ کشتار تابستان شصت وهفت

- مروری بر زندان‌های گیلان در دهه ی ۶۰ (با تمرکز بر زندان‌های رشت و انزلی)

- گزارشی از زندان آمل در دهه ۶۰

- در ساعت سکوت مقدس (گزارشی از زندان وکیل آباد مشهد در سال ۶۷)

- کشتار۶۷ در خوزستان

- واپسين سنگر مبارزه (نگاهی به زندان­ های ترکیه بعد از کودتای ۱۹۸۰)

- سندرو لومینوسو (مروری بر قتل عام زندانیان کمونیست پرو)


نشریه‌یِ رادیکال- شماره ۲

نشریه را از این‌جا دریافت کنید.

سرمقاله

 سخن گفتن از انقلاب و کمونیسم آن هم در دورانی که نسل ما دست​کم دو دهه در مدرسه و دانش​گاه و روزنامه، در منبرهای روشن​فکری دینی و حلقه­های ایده​ئولوگ­های بورژوا لیبرال، درBBC  و VOA جز درباره​ی»پایان مارکسیسم» و «فاجعه​بار بودن تجارب انقلابی قرن بیستم» و سایر خطابه­ها و نُدبه­ها در مذمت کمونیسم و انقلاب سوسیالیستی نشنید، کاری بس دشوار است. این دشواری وقتی افزوده می­شود که در اردوی هزار رنگ چپ وطنی و جهانی نیز کم نبوده و نیستند حضراتی که پس از فروپاشی شوروی و اضمحلال «سوسیالیسم واقعا موجود»شان گویِ سبقت را در تخریب چهره​ی کمونیسم و «افشای مضرات» آن از یک​دیگر می­ربودند و اپیدمیِ گذار از کمونیسم به سوسیال​دموکراسی و لِفت-لیبرالیسم و اصلاح­طلبی و «به سر عقل آمدن» را این​سو و آن​سو می­پراکندند. در کنار این همه باید انواع گونه­های هر لحظه به​روزشونده و در عین حال هر لحظه عقب​نشینی​کننده​ی پسامارکسیسم و نیولِفت را هم بیافزاییم. در چنین بستری است که شورای دانشجويان و جوانان چپ ايران به عنوان یکی از جریانات بر آمده از نسل نوین جوانان چپ­گرای جامعه​ی ایران ضرورت تأکید هر چه رساتر بر ایده و آرمان کمونیسم و جامعه​ی کمونیستی را افق تئوریک و پراتیک خود می­داند. این موضوع برای ما در شرایطی اهمیت بیش​تری می­یابد که تجربه​ی جنبش سال ۸۸ایران و سایر جنبش­های توده­ای جهان​ِعرب پیشِ روی مردم و جامعه قرار دارد و سوالِ»چه باید کرد؟» که فشرده​ی استراتژی و تاکتیک نیروها و طبقات گوناگون برای ترسیم جامعه​ی مورد نظرشان است بر فراز سرِ همه­گان قرار گرفته است. به این «چه باید کرد» می­توان پاسخ­های گوناگونی داد؛ می­توان شال سبز به گردنِ آن انداخت و آن را به انتخاباتِ آزاد و اجرای تمام ظرفیت­های قانون​اساسی محدود کرد، می­توان برای استقرار یک سرمایه­داریِ متعارف و لائیک و جمهوری­خواه و یک لیبرال​دموکراسی​سکولار دست افشاند و پای کوباند، می­توان از نوعی فدرالیسم بابِ میل بورژوازیِ مللِ تحت ستم سخن گفت یا دل­ به دنباله­روی از تحرکات خود­به­خودیِ طبقه​ی کارگر برای کسب دست​مُزد بیش​تر یا افزایش امنیت شغلی خوش کرد، می­توان با ملغمه­ای از تئوری­های منفعل و عدمِ گسست از پوپولیسمِ خیابان به مقتضای وقت پاندول­وار میان تکریمِ اصلاح­طلبان و تخریب­شان در حرکت بود. واضح است که تمامی این پاسخ­ها به یک واقعیتِ پایه­ای و بنیادی­تر اشاره دارد که جنبش مردم ایران به عنوان یک جنبش اجتماعی پس از گذشت دو سال هر چه بیش​تر در مدارِ پروسه​ی قطب​بندیِ طبقاتی-سیاسی نیروهای حاضر در جنبش قرار گرفته است و دیگر نمی­توان با کلیات کلیشه­ای و باسمه­ای چون»جنبش سبز» یا «مردم در خیابان» از آن سخن گفت و این جنبش چون هر پدیده​ی اجتماعی دیگری در یک جامعه​ی طبقاتی به سمت ترسیم افق­های طبقاتی­اش که چکیده​ی آن در همان «چه باید کرد؟» است گرایش می­یابد. اما مساله دقیقا این است که در این بازار متنوع آلترناتیوها کم​تر نیرویی[حتا بخش وسیعی از چپ­ها] سخنی از کمونیسم و جامعه​ی کمونیستی به زبان می­آورد و گویی نمی­توان و نمی­شود برای مردم تحت ستم و استثمار از جهانی عاری از تبعیض و تحقیر و بهره​کشی سخن گفت و نشان داد که حلِ تضاد جامعه​ی طبقاتی جز با تحقق جهانی کمونیسم ممکن نیست و هر آلترناتیو و هر توجیه دیگری جز به تعویق انداختن ضرورت مبارزه با تمامیّت توحش موجود و قلب آرمان رهایی تمام بشریت نیست. حال آن­که دقیقا در بحبوحه​ی بحران­های سیاسی و خیزش­های توده­ایِ این­چنینی است که می­توان بارِ دیگر از کمونیسم و افقِ اجتماعی آن سخن گفت. به باور ما این وظیفه​ی نیروهای پیش​گامی است که به افق مبارزاتی­ای فراتر از تمام امکان­های موجود در چارچوبه​ی نظم بورژوازی و اشکالِ گوناگون آن می­اندیشند و ما بر آنیم تا به سهمِ خود و به وزنِ خود چنین هدفی را دنبال کنیم.

 

کدام کمونيسم

کدام کمونیسم و کدام جامعه را باید پیشِ نگاه خود و مردم قرار داد؟ کمونیسم امروز چه نسبتی با کمونیسمی دارد که مارکس در مانیفست گفت و در قرن بیستم در سطح احزاب کمونیست و قیام­ها و انقلاب­های سوسیالیستی تجربه شد؟ نسبت این کمونیسم با آن­چه که مدیای «جهان آزاد» و حتا افکار عمومیِ بخش وسیعی از مردم از آن به «فاجعه​ی کمونیسم» تعبیر می­کنند چیست؟ اگر می­پذیریم که سوسیالیسم توسط مارکس و انگلس و پس از آن توسط سایر ایده​ئولوگ­ها و انقلابیون کمونیست به یک نظریه​ی علمی تبدیل شد و در یک ساختار علمی-انقلابی به دنبال تغییر آگاهانه​ی جهان توسط پرولتاریا و متحدین طبقاتی­اش بوده است، جایگاه این نظریه در جهانِ امروز به­ویژه در سایه​ی پیش​رفت­های شگرف دانش بشری در چند دهه​ی اخیر چیست؟ آیا با اتکا به همان­ها که مارکس و انگلس و کمونیسم قرن بیستم گفتند می­توان به نیازهای جهان امروز پاسخ داد و تضاد­های پیچیده​ی آن را حل کرد؟

بدون شک ما در نقطه­ای نَه­ایستاده­ایم که ناشیانه ادعای داشتن پاسخ تمام این سوال­ها را داشته باشیم و با چنین ادعایی معرکه​ی تبلیغاتی اردوی راست و چپِ آنتی​کمونیست­ را رونق ببخشیم، اما به این ضرورت باور داریم و پاسخ­دهی به این سوالات از اولویت­های تئوریک ما است. از همین​رو به گمانِ ما کمونیسم علم انقلابِ پرولتاریا جهت کسب قدرت دولتی(انقلاب سیاسی) به قصد تغییر ریشه­ایِ مناسبات مبتنی بر ستم و ایجاد مناسبات همه جانبه​ی نوین(انقلاب اجتماعی) است که از مانیفست کمونیست تا امروز توسط پیش​گامان این علم در انطباقِ دیالکتیکی با مبارزه​ی طبقاتی فرموله و جمع​بندی شده است و طی قرن بیستم در انقلاب­ها و قیام­های گوناگونِ مردمی محک خورده است. بنابراین افق تئوریک و پراتیک ما ارائه​ی یک جمع​بندیِ همه­جانبه و انتقادی از تمامی این تجارب به قصد فرارَوی از آن و اجتناب از تکرار کاستی­ها و ضعف­های آن است، تجاربی که در هر شکل و در هر قامتی، خوب یا بد، تیره یا درخشان جزئی از پراتیک تاریخیِ طبقه​ی ما طی صدوپنجاه سال اخیر بوده است و باید آن­را به عنوان ابزاری جهتِ فهم هر چه دقیق­ترِ پیچیده­گی­های پروسه​ی مبارزه​ی طبقاتی ارزیابی کرد نه آن­که با»بی​ربط​بودنِ آن به مارکس» یا «غیرکمونیستی و غیرکارگری بودنِ آن» دامن خود را از این تجربه و دستاوردهای آن مُبرا داشت. نکته​ی دیگر آن­که تلاش ما این است که درک­مان از این علم هرگز دُگماتیستی و دنباله­روانه نباشد و نگاه به تئوریِ مارکسیسمِ انقلابی قرن بیستم فراتر از یک متد علمی-انتقادی فهم و تغییرِ تضادهای پیشِ رویِ انقلاب نباشد بنابراین فهمِ هرگونه کاستی­های این علم یا ضرورتِ فراتر رفتن از آن با یک دید وسیع­تر انقلابی و راه­گشا و بسطِ گستره​ی دیدِ آن به دست­آوردهای جدید دانشِ بشری یک ضرورت اجتناب​ناپذیر برای تداوم مارکسیسم به عنوان یک علم و نه به عنوان یک ایمان است.

 

اولويت­هایِ ما

بر پایه​ی چنین درکی از دانشِ کمونیسم و تجربه​ی پراتیک انقلابی در سطح جهان و ضرورت­های برآمده از مبارزات دو سال اخیر مردم ایران و منطقه و در پیوند با پروسه​ی قطب­بندی هرچه بیش​تر جنبش، معتقدیم نکات زیر به عنوان اولویت­های تئوریک پیشِ پای ما قرار گرفته است و پاسخ­دهی به آن و دستِ‌کم پرداختن به آن وظیفه​ی ما است:

۱. دوگانه­ی انقلاب یا اصلاح

۲. دوگانه­ی مبارزه​ی قهرآمیز یا مبارزه​ی مسالمت​آمیز

۳. دوگانه­ی تشکیلات یا جنبشِ خود­به­خودی و فاقدِ تشکیلات که در شکل دقیق­تر به مساله​ی رهبری در جنبش باید بپردازد

۴. نقش و چشم​انداز طبقه​ی کارگر برای ورود به جنبش

۵. نقش و چشم​انداز خط کمونیستی در رفع ستمِ جنسیتی و رهاییِ زنان

۶. مساله​ی ملی و خلق­های تحت ستم

۷. چگونه­گی کسب قدرت سیاسی و چشم­انداز­های جامعه​ی پس از آن

روشن است که گستره​ی مباحث تئوریک و بازتعریف اولویت­ها، خود در یک روند هم­اندیشیِ جمعی و دیالکتیکیِ انتقادی به دست می­آید. از این رو شورای دانش​جويان و جوانان چپ ايران و نشريه​ی راديکال صمیمانه تمامی نیروهای رادیکال و کمونیست و صاحبان اندیشه و فکر را به هم­اندیشی و پلمیک­های رفیقانه در این زمینه دعوت می­کند.■


نشریه‌یِ رادیکال -شماره ۱

 نشریه را از این‌جا دریافت کنید.



دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 63 مشترک دیگر بپیوندید