بایگانی دسته‌ها: بیانیه

دستگیریِ فریبرز رئیس‌دانا و افزایش فشار بر فعالینِ جنبشِ کارگری

دست‌گیریِ فریبرز رئیس‌دانا و افزایش فشار بر فعالینِ جنبشِ کارگری

رژیمِ جمهوری اسلامی دکتر فریبرز رئیس‌دانا عضوِ کانونِ نویسنده‌گانِ ایران، اقتصاددانِ رادیکال و صاحب­نظر در مسائل کارگری را بازداشت نمود و برای گذراندنِ دوران حبس، به بند۳۵۰ زندان اوين منتقل کرد. این اقدامِ رژیم، درست بعد از مصاحبه و انتقادِ شدیدِ وی به سیاستِ هدف­مندیِ یارانه­ها و اجرایِ فازِ دومِ آن توسطِ دولت صورت گرفت. در حُکمِ صادره برای رئیس دانا اتهام­هایی مطرح شده که بخشی از آن­ها برای تمامِ محکومینِ سیاسی مشترک است مانند: مصاحبه با رسانه‌های بی­گانه، اما وی به اتهاماتِ دیگری نیز محکوم شده است از جمله «متهم­کردنِ جمهوری اسلامی به آزار، تجاوز و شکنجه­ی زندانيان و فرمايشی قلم­داد کردنِ دادگاه‌های جمهوری اسلامی»!

جمهوری اسلامی در شرایطی به دست‌گیریِ رئیس‌دانا و برخی از فعالینِ سیاسیِ گمنام دست زده است که روزهای سختی را پشتِ سر می­گذراند. از سویی در بحرانِ سیاسیِ داخلی دست و پا می­زند و اختلاف و شکافِ حاکمیت اسلامی را هرروز در شکلی بروز می­دهد. از حمله­ی نماینده­گانِ دوجناح به هم گرفته تا اظهاراتِ مخربِ مهره­های اصلیِ جناحِ روحانیت و جناحِ احمدی­نژاد در فضاهای عمومی علیهِ یکدیگر. افشاگری­های مالی و فسادِ اداری نمونه­های جدیدِ این برخوردهاست. از سویِ دیگر در عرصه­ی بین­المللی با حاد شدنِ مساله­ی تحریمِ نفت و هماهنگیِ آمریکا با اروپائیان و چین بر سر تحریمِ گسترده­ی ایران، فشارهای نمادین یا واقعی بر سر مساله­ی ایرانِ اتمی و تهدیدِ نظامی و خطرِ جنگ، شاهدِ انزوایِ بین­المللی و منطقه­ایِ روزافزون ایران و مسائلِ پشتِ­پرده­ی زیادی هستیم.

باید اذعان کرد که رژیمِ ایران در چنین اوضاع و احوالی­ به هر تکانه‌ای در جامعه واکنشِ سرکوب­گرایانه نشان می­دهد. هنوز چندهفته از ماجرای حکمِ ارتدادِ شاهین نجفی نگذشته است که شاهدِ موجِ اعدام در زندان­های رژیم هستیم. زندانیانی که به جرم‌های مختلفی که هیچ­گاه اثبات نمی­شوند، به‌دار آویخته شدند. کسانی چون منصور رادپور به جُرمِ هواداری از اپوزیسیونِ برانداز در بدترین شرایط در زندان جان باختند، جوانانی به جُرمِ جاسوسی برای اسرائیل و قاچاقِ موادِ مخدر به صورت فله‌ای اعدام می‌شوند، احکام ستم‌گرانه‌ای علیه رضا شهابی، شاهرخ زمانی، علی نجاتی، محمد جراحی، بهنام ابراهیم‌زاده، علی اخوان و دیگر فعالان جنبش کارگری صادر می‌شود و روزنامه‌نگاران، وُکلا و فعالینِ جنبش‌های زنان و دانش‌جویی به طور گسترده به بند کشیده شده‌اند. رژیم اسلامی با این سرکوب‌ها و صدور چنین احکامی بدونِ اثباتِ هیچ جُرمی، درواقع دارهای برافراخته­ی خود را به همه­گان نشان می­دهد.

چنین واکنش­های هار و دریده­ای از سویِ رژیم را باید از دو منظر نگریست. این واکنش­ها را باید هم ناشی از درمانده­گی، استیصال و عدم انسجامِ هیات حاکمه­ی رژیمِ اسلامی در مواجهه با بحران­های درونی و بین­المللی و هم ناشی از ترسِ رژیم از انرژیِ محبوس­شده­ی خشمِ مردم و پتانسیلِ انفجاریِ جامعه دانست. این دو عامل، حساسیت رژیم را تا آن­جا بالا برده که به هر حرکتی، صحبتی، اظهارِنظری و مخالفتی در داخل و خارج واکنشِ سرکوب­گرایانه نشان می­دهد و ایجاد خفقان را در صدرِ نقشه‌های خود قرار داده است. دستگیری و به حبس فرستادنِ یکی از پژوهش‌گران و همراهانِ طبقه­ی کارگرِ ایران  و منتقدِ همیشه­گیِ سیاسی-اقتصادیِ رژیم را باید با دو عاملِ فوق پیوند زد و توجه نمود که امثالِ رئیس دانا و روشن­فکرانی که در بینِ جوانان و دانش­جویان از پایه و محبوبیتِ زیادی برخوردارند، حساسیت رژیم به ایشان را دوچندان می­کند. ارگان‌های فکری و سیاسی-تبلیغاتیِ نئولیبرال‌هایِ وطنی -چه حکومتی و چه به ظاهر مستقل- مدت زمانی است که علاوه بر مشاورتِ اتاق بازرگانی رژیم اسلامی، در نشریاتی همچون «مهرنامه» برای اندیش‌مندانِ سوسیالیست و خواسته‌های برحقِ کارگران خط و نشان می‌کشند و همه‌ی نیروی خود را جهتِ تخطئه و حذف اندیشه و نظرِ جامعه‌نگر و رادیکال صرف می‌کنند. حاکمیت بارها نشان داده است که از رویکرد و توصیه‌های این ارگان‌ها هم رهنمون می‌گیرد.

وجه دیگرِ دست‌گیریِ رئیس‌دانا، درواقع حمله به نهادی منتقد و حامیِ آزادی بیان و اندیشه یعنی کانونِ نویسنده­گانِ ایران و خط و نشان کشیدن برای  فعالینِ صاحب­نام و علنیِ دیگر است با این پیام که برخورد و احکامی که بر فعالینِ گمنام و جوانانِ ناراضی در زندان­ها روا می­شود، به راحتی بر آن­ها نیز جاری و واجب­الاجرا خواهد بود. بنابراین باید سکوت کنند! این تمامِ سیاستِ رژیم در برخورد با فعالینی چون فریبرزرئیس‌دانا و هر صدای مخالفِ دیگری­ست که سازشی با جناح­های رژیم ندارند و بند و بستی با اپوزیسیونِ سبز و ترمیم­طلب نیز ایجاد نمی­کنند بل­که صدا و قلم­شان را در تعهد و خدمت به آگاهیِ طبقه­ای قرار داده­اند که رژیم با تمامِ بازوانِ اید‌ه‌ئولوژیک-نظامیِ خود در جهتِ سرکوب و تثبیتِ ناآگاهی و رواجِ خرافه در آن طبقه مشغول است.

از این رو «شورای دانش­جویان و جوانانِ چپ» حمایتِ خود را از کمپین­های آزادیِ رئیس‌دانا اعلام می­کند و دستِ متحدینِ انترناسیونالیستِ طبقه­ی خود را می­فشارد.

 

شورای دانش­جویان و جوانانِ چپ ایران

۲۰۱۲/۰۵/۲۳ – ۱۳۹۱/۰۳/۰۳


بیانیه یِ اولِ ماهِ مِی

بیانیه‌یِ شورایِ دانش‌جویان و جوانانِ چپِ ایران درباره‌یِ اولِ ماهِ مِی، روزِ جهانیِ کارگر

بیانیه‌ی اول ماه می (فارسی)
بیانیه‌ی اول ماه می (به زبان انگلیسی)
بیانیه‌ی اول ماه می (به زبان فرانسه)
بیانیه‌ی اول ماه می (به زبان ترکی)
 
 

«پرولتاریا چیزی جز زنجیرهای‌اش برای از دست دادن ندارد؛ اما جهانی برای فتح دارد»

هم اکنون طبقه­یِ کارگر و زحمت­کشانِ جامعه­ی ایران همانندِ تمامیِ سی‌وچندسالِ حیاتِ تبه­کارانه­یِ رژیمِ اسلامی زیرِ سرنیزه­یِ استبداد و سرکوبِ تمام‌عیارِ سیاسی، فقر و فلاکتِ دَم‌افزون و ویران­کننده­یِ اقتصادی و معیشتی، ارتجاعِ فرهنگی و خرافه­یِ مذهبی و در یک کلام: تحتِ انقیادِ سرپنجه­یِ خونینِ رژیمِ جهل و سرمایه­یِ اسلامی به سر می­برند. حکومتِ اسلامیِ خمینی و سیاست­هایِ اقتصادیِ غارت­گرانه­ و نئولیبرالیِ دولتِ­ فعلی و دولت­هایِ «سازنده‌گی» و «اصلاحات» هر کدام با شعاری و به سهمِ خود، جهنمی از فقر و گرسنه‌گی و تورم، از بی­کاری و اعتیاد و فحشاء، از ناامنی و بی­آینده‌گی و یأس را برایِ اکثریتِ مردمِ ایران به­ویژه کارگران و زحمت­کشان به بار آورده است. از سویی ماهیتِ واقعیِ رژیم اسلامی و مکانیزم برسازنده و بازتولیدکننده­یِ آن، یعنی سرکوبِ مطلقِ سیاسی از پسِ جنبشِ سالِ ۸۸ بارِ دیگر خود را به رخ کشید و  به خواندن ادامه دهید


یادداشتی کوتاه بر ۱۰۲ سال مبارزه‌‌ی جسورانه‌ی زنان در ۸ مارس

 به صد و دومین سال­روز اعلام هشت مارس به عنوان روز جهانی زن، که با پیشنهاد کلارا زتکین صورت گرفت، رسیدیم. این سنگری است که با مبارزه­ی زنان کارگر در کارخانه­ی پارچه بافی نیویورک و به آتش کشیده شدن آن برپا شد و تاکنون با پی‌گیری مبارزات بی­وقفه‌ی زنان چه در ایران و چه در سطح بین­الملل تداوم یافته است.

مبارزات زنان ایران در حالی در جریان است که فشارهای حکومتی چه در غالب اِعمال قوانین رسمی در زمینه­ی حجابِ اجباری و نقش حقوقی فرودست زنان در خانواده و نیز ایجاد محدودیت­های متعدد در زمینه­ی اشتغال اعم از عدم استخدام زنان در بعضی مشاغل دولتی، دور‌ کاری، حذف زنان از بعضی از رشته­های دانشگاهی و سهمیه­بندی جنسیتی دانشگاه­ها و چه در شکل تبلیغ و ترویج ارزش‌های ضد زن در سطح جامعه با توسل به احکام و قوانین دینی هر لحظه بیشتر شده و ماهیتی ارتجاعی­تر از پیش به خود می‌گیرد. ارتجاعی­تر از آن‌رو که جمهوری اسلامی همواره در مورد مسأله زن نگاهی متحجر داشته است، اگرچه چند صباحی است بخش­هایی رانده شده از خان قدرت موسوم به اصلاح­طلبان سعی در تحریف تاریخ  و نیز به انحراف کشیدن جنبش زنان (به شکل ایجاد فمنیسم اسلامی و کمپین یک میلیون امضاء و …) دارند. اما حافظه­ی تاریخی مردم که شاهدان زنده­ی روزهای «طلایی» آنان و دوران دهشت و تباهی‌شان بودند، رد مدعای آنان است.

ارتجاع جمهوری اسلامی در مورد مسأله‌ی زنان و دخترانِ جوان همواره حدّتی انکار‌ناپذیر داشته و دارد. چرا که حضور نسلِ نوینی‌ست به خواندن ادامه دهید


بیانیه به مناسبتِ ۱۶ آذر، روزِ دانشجو

بیانیه‌یِ «شورای دانش‌جویان و جوانانِ چپِ ایران» به مناسبتِ ۱۶ آذر، روزِ دانش‌جو

شانزده آذر امسال در شرایطی فرا می رسد که جنبش جوانان و دانشجویان در بخش های وسیعی از دنیا قلب تپنده مبارزات مردم جهان است. از وال استریت در آمریکا تا التحریر در مصر دانشجویان و جوانان خشمگین رادیکال ترین مبارزین میادین و خیابان ها هستند. اعتراض به سرمایه داری در کشورهای امپریالیستی با مبارزات مردم در کشورهای تحت سلطه گره خورده و بسیاری از دانشگاه ها در این کشورها تبدیل به میدان نبرد شده است. این پیوند مبارزاتی حکایت از دخالت گری جوانان و دانشجویانی دارد که مبارزات خود را ارتقا داده و در تغییر جهان نقش بازی می کنند. ابتکار عمل های این دانشجویان در کوران مبارزه ی حاد طبقاتی در گوشه و کنار دنیا راه گشا و الگوی ارزشمندی برای مبارزات مردم ستمدیده جهان است.

امسال ۱۶ آذر در شرایطی فرا می رسد كه مبارزات محدود و پراكنده در دانشگاه ها به نسبت سال های گذشته، مانند  اعتراضات دانشجویی سه ماهه ی اخیر در زنجان، مازندران، شهركرد، ورامين، يزد، پلی تكنيك، خواجه نصير و علم و صنعت ادامه دارد. علیرغم اینکه جنبش دانشجویی با افت سیاسی روبرو شده، حرارت آتش زیر خاکستر آن  برای دوست و دشمن به راحتی احساس می شود. جنبش دانشجويی شرايط متفاوتی را به نسبت سال های قبل تجربه می کند و نمودی از حضور و فعالیت نسلِ قبلی فعالان چپ در دانشگاه مشاهده نمی شود. نسل جوان تری وارد دانشگاه شده اند که گویی رابطه ای با تجربه ی نسل قبل از خود که مراسمات ۱۶ آذر سرخ را برپا می داشتند ندارند. انتظاری در دل فعالین و نیروها و جوانانِ تازه وارد و رادیکال است و چشم به راه دیدن موج نویی هستند. همه پرسش گر و در تکاپوی شناساییِ راز این آرامش ظاهری هستند.

سئوال اساسی پیش پای فعالین جنبش دانشجویی اینست؛ چرا آتش جنبش دانشجویی شعله نمی کشد؟ چرا در شرایطی که با اوضاعی نوین در سطح  جهانی روبرو هستیم، جنبش دانشجویی ایران ساکت مانده است؟

از جوانب گوناگونی می توان به این سئوال پرداخت اما پاسخ کلیدی را باید در ضعف فاکتور ذهنی جستجو کرد. منظور از فاکتور ذهنی حضور فعال نیروهای انقلابی و کمونیست در جنبش دانشجویی ایران است. تاریخاَ هر زمان جنبش کمونیستی نسبتا قدرتمندی موجود بوده، جنبش دانشجویی تحت تاثیر آن انرژی خلاقه اش شکوفا شده و نقش سیاسی پیشرویی در جامعه ایفا کرده است. هرچند خصوصیات جنبش دانشجویی خاص خودش است و باید حیات سیاسی آن را مستقل از سایر جنبش های اجتماعی بررسی کرد اما به هر حال ما امروز باید نگاه کنیم در جنبش دانشجویی چه داریم و چه نداریم. از آن چه داریم کدام ها می توانند مبارزه ی ما را ارتقا دهند و کدام ها نقش مانع را بازی می کنند و باید موانع را در حد توان از پیش پا برداشت. بدون تلاش برای حل این ضعف اساسی نه جنبش دانشجویی از وضعیت کنونی خارج خواهد شد و نه جامعه شانس آن را خواهد یافت که شاهد تغییرات اساسی و رادیکال باشد. اوضاع عینی در سراسر جهان برای انقلاب مساعد است، بدون شک دیر یا زود نیز جنبش دانشجویی ایران دوباره اوج خواهد گرفت اما بدون جنبش کمونیستی این مقاومت عادلانه به جنبشی آگاهانه برای انقلاب بدل نخواهد شد. طرح شعارهای مشخص، امکان برپایی اعتراضات هدف مند و … نیاز به چنین دید و افقی از مبارزه دارد.

آن چه که بطور عمده اجازه نمی دهد جنبش دانشجویی به میدان بیاید، موضوع فقدان افق و آرمان رهایی بخش و روشن است. این دقیقاً مشکلی است که مبارزات مردم از خاورمیانه و شمال آفریقا تا اروپا و آمریکا با آن روبرو هستند. بویژه در شرایطی که مدام بر پییچیدگی صحنه سیاسی افزوده می شود، حضور قطبی کمونیستی برای تشخیص درست از نادرست و دوست از دشمن از اهمیت حیاتی برخوردار است. در غیر این صورت جنبش های مردمی بر مبنای تضادهای میان جناح های مختلف حاکمان مرتجع جهان (از بنیادگرایان مذهبی تا قدرت های امپریالیستی)  قطب بندی می شوند و انرژی شان به هرز می رود.

«شورای جوانان و دانشجویان چپ» در تلاش برای شکل گیری و تقویت این قطبِ انقلابی است. ما به سهم خود تلاش می کنیم تا افق و آرمان رهایی بخش را با جنبش دانشجویی پیوند زنیم. افق و آرمانی که در پرتو جمع بندی های علمی انتقادی از تجارب مثبت و منفی انقلاب های کمونیستی تر و تازه شده اند. تنها با پیوند میان این دو جنبش است که می توان راه را برای پیشروی های بزرگ گشود و جنبش توده ای انقلابی، سیاسی، رزمنده ای علیه رژیم جمهوری اسلامی در دانشگاه های کشور بوجود آورد. از همه ی رفقای دانشجو می خواهیم که آستین ها را بالا زنند، ما را یاری دهند تا با هم فکری و مبارزه ی مشترک طرحی نو در اندازیم.

۱۶ آذر ۱۳۹۰


نامه‌ای به مبارزانِ خیابان­هایِ سوریه

 

نامه شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران به مبارزان خیابان­های سوریه

خلق قهرمان سوریه !!

تصاویر مقاومت قهرمانانه و مبارزه بی­امان شما علیه رژیم فاشیستی خاندان اسد و مزدوران خائن و هم­پیمانان دژخیم­شان اینک سراسر جهان را درنوردیده است و کمتر آزادی خواهی است که با دیدن شجاعت و استقامت خلق سوریه و در رأس آن جوانان­اش از جای برنخاسته و امید به انقلاب و رهایی در او زنده نشده باشد. اینک تاریخ خون­بار رهایی بشریّت همانا به سرخی خون جان­باخته­گان و شهیدان انتفاضه ۲۰۱۱ سوریه رنگین­تر و پر بارتر شده است و بدانید که قلب جمیع مبارزان راه رهایی اینک با نبض پایداری شما در خیابان­های سرخ فام و تفدیده سراسر سوریه می­تپد. اینک این صدای رزم و پایداری شما است که همگام با یک خاورمیانه نوین، یک خاورمیانه به پا خاسته صلای آزادی و مبارزه برای یک دنیای عاری از ستم و بهره­کشی را به گوش جهان می­رساند. خوب می­دانیم که زخم­های نشسته بر تن و گلوله­های نشسته بر جان شما فقط از سلاح سگان شکاری رژیم بشّار اسد شلیک نمی­شود! آری نشان جنایت رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی و اوباش حزب الله لبنان نیز بر تن و جان شهیدان شما نقش بسته است و تباهی این نشان را هیچ کس بهتر از مردم رنج کشیده اما مقاوم و مبارز ایران نمی­شناسد!!

خواهران و برادران سوری ما !!

بدانید آن گلوله­ای که از سوی مزدوران » سپاه پاسداران » ایران بر مغز کودکان و بر قلب پدر و مادران شما نشسته است از همان سلاحی شلیک می­شود که سی سال است هیچ شکنجه و شقاوت و جنایتی را از مردم خود دریغ نکرده است. سرب داغ این گلوله و زخم این تازیانه برای مردم ایران بس آشنا است و لحظه لحظه­ی زندگی سی ساله­ی اخیر ما با پلشتی و عفونت این داغ و درفش عجین بوده است. قصابان خمینی مسلک و خمینی نشان رژیم جمهوری اسلامی، این جرثومه­ی ارتجاع و جنایت برای تداوم حیات ننگین رژیم پوشالی­شان در تمامی سه دهه گذشته طبق یک توافق نانوشته با ارتجاع منطقه و امپریالیسم جهانی دست به کار صدور تروریسم و جنایت به سراسر خاورمیانه از لبنان و عراق و افغانستان تا سوریه و بحرین و یمن بوده­اند و تاوان جدال توحش­های موجود در خاورمیانه از امپریالیسم آمریکا و روسیه و صهیونیزم اسرائیل تا ارتجاع خمینی و خاندان سعود و بنیادگرایی القاعده و بعثیسم صدام و اسد را کسی جز خلق­های زحمت­کش و کودکان بی­گناه این منطقه از جهان آن هم با گوشت و پوست و جسم و جان­شان پرداخت نکرده­اند. ما خوب می­دانیم همان­طور که جوانان ایرانی در جنبش ضد استبدادی­شان طی دو سال اخیر هرگز میان مزدوران جنایت پیشه لبنانی و سوریِ دست به کار سرکوب و جنایت در خیابان­های تهران و سایر شهرهای ایران و خلق­های شریف و آزاده این دو کشور هیچ قرابت و هیچ نسبتی را نمی­دیدند همانا شما نیز میان مردم ایران و رژیم جمهوری فاشیستی اسلامی نسبت و شباهتی نمی­بینید.

گردان و دلیرانِ سوریه­ی رهایی!!

اینک خشم کوچه در مشت شماست و آتش جنگ آزادی میان شما و نظام بعثی اسد بیش از هر زمان دیگری شعله­ور گشته است، بدانید که در تمامی این لحظات امید و باور مردم و جوانان آزادی­خواه و عدالت­جوی ایران با شما و در کنار شماست. امروز سنگ­فرش کوچه­های تهران و دمشق، شیراز و حمص، مهاباد و قامشلو، تبریز و حماه، اهواز و درعا را سرخی یک خون و خروش یک فریاد به یکدیگر متصل می­کند، این سرنوشت مشترک خلق­ها و زحمت­کشان سراسر خاورمیانه و سراسر جهان است که باید علیه نظام جهل و جنایت و علیه جهان مبتنی بر ستم و بهره­کشی بجنگند و مبارزه کنند و  جمعبندی از دست­آوردها و  کاستی­های نبرد و انتقال تجارب آن به یکدیگر وظیفه همه­گی ما در رزم مشترک­مان است. فردای یک سوریه آزاد و رها آرزو و امید هر انقلابی و هر آزادی­خواه ایرانی­ای است. گذشته از حس انسانی و جهان­وطنی میان همه ما، شکاف در هرکدام از حلقه­های زنجیر ارتجاع و امپریالیسم در منطقه قطعاً به تغییر توازن قوا به سود مردم و به ضرر مرتجعین و مستبدین منجر خواهد شد و این افق امید بخش دور جدیدی از مبارزه و جنگ انقلابی برای تمامی خلق­های منطقه و جهان است.

سرنگون باد دیکتاتوری فاشیستی جمهوری اسلامی و بشار اسد !

زنده باد تندباد مبارزه انقلابی و قهرآمیز خلق­های خاورمیانه !

مستحکم و پایدار باد وحدت مبارزاتی انقلابیون سوریه و ایران و سراسر منطقه و جهان !

شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران

جمعه ۵/آگست/۲۰۱۱—۱۴/مرداد/۱۳۹۰—۵/رمضان/۱۴۳۲


فراخوانِ مشترک پیرامونِ دوازدهمین سال‌گردِ درگذشتِ احمد شاملو

فراخوانِ مشترک

 شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران و هیئت تحریریه​ی نشریه​ی آلترناتیو

بر سرِ پیمان با آرمانِ رهاییِ مردم

پیرامون دوازدهمین سالگرد درگذشت احمد شاملو

 

بسیار نادرند هنرمندان و نویسند​ه​گانی که هویت هنری­شان پیوندی ناگسستی و عمیق با زنده​گیِ مردم و روح عصیان­گری و شورش زمانه­شان دارد و بدون شک سرآمدِ چنین نویسنده​گانی در تاریخ ادبیات معاصر ایران احمد شاملو است. شاملو این چهره​ی جاودانه​ی ادبیات ایران که سراسر حیات شاعری و فکری­اش جز تلاش برای آزادی و جز بازتاب رنج­ها و امیدها و پیکارهای انسان نبود؛ همو که روح زیبایی و ظرافت ادبی را در شکلی یگانه با مفاهیم والای انسانی درآمیخت و در سطر سطرِ شعرها و دفترهای­اش از رهایی آدمی و جهانی شایسته​ی او سخن گفت. انسانِ شعر شاملو نشانی از «انسان کامل» و «خلیفه​ی الله» ادبیات سنتی و عرفانِ ایرانی-اسلامی نداشت و هرگز تجسم «خیر و زیباییِ» گژدیسه و دروغینِ نظم حاکم بر جهان معاصر نبود. انسانِ شعر شاملو خودِ درد بود، از جنس بچه­های اعماق و دختران دشت، انسانی صد در صد زمینی که اگر غم نان­اش نبود شاه بیت قصه­های شاعر بود و در عین حال انسانی بود به دشواری وظیفه. شعر بامداد اما در زمانه­ای بالید و برآمد که رپرپه طبل­های خون در چیتگر و غرش ببرهای عاشق از دیلمان به گوش می­رسید و طوفان انقلاب دست به کار زاییدن کودکانِ ناهمگون بود و شاملو و شعرش به رسم»حقیقت ادبیات» نمی­توانستند از این مردم بی­لبخند و دل به دریا افکنان­اش جدا باشند و این شد که شعر بامدادِ ستاینده​ی عشق و نبرد از ابراهیمِ در آتش گفت و از آیدا در آیینه، از پرنده نوپرواز گفت و شاخه­ای که در سیاهیِ جنگل به سوی نور فریاد می­کشید. آری شعر شاملو صیقل دهندهی سلاحِ آبایی برای روز انتقام شد و هم​راهِ چندین هزار جنگلِ شاداب ناگهان از زمین رویید. شاعر اما در روزگار غریبی که چهرهی آبی عشق پیدا نبود در کتاب جمعه و کتاب کوچه­اش باز از مردم و از پایداری­شان گفت و لحظه­ای دم​خورِ ابلیسِ پیروزمست و گاوگندچالهدهانان­اش نشد تا شعرش چو ققنوسی در باران بر فراز تاریخ مردم به پرواز درآید و جاودانه شود.

در دوازدهمین سال​گردِ درگذشت بامدادِ شاعر و در روزگاری که هنوز خونِ خورشید بر سنگفرش­های خیابان نخشکیده است و خشم کوچه در مشت­ها گره کرده و چخماق­ها کنار فتیله بی طاقت­­اند، با حضور بر مزارش با او و شعرش پیمانِ ماندن بر آرمانِ رهایی مردم می­بندیم.

وعده​ی ما دوم مرداد ماه بر مزار احمد شاملو،شاعر آزادی.

شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران

 هیئت تحریریهی نشریهی آلترناتیو

اول مردادماهِ ۱۳۹۰


بیانیه یِ اعلامِ موجودیت

بیانیه یِ سیاسی یِ اعلامِ موجودیت

“ شورایِ دانشجویان و جوانانِ چپِ ایران”

در روزگاری که “نظم نوین بازار آزاد” یگانه​گیِ بی​رقیب خود را با جنگ و فلاکت و ویرانی، با بی​کاری و تحقیر و ستم در چهار گوشه​ی جهان فریاد می زد، روزگاری که بیش از یک​صد سال مبارزه​ی مردم ایران برای تغییر وضعیت موجود، برای آزادی و عدالت و برابری گویی به شکست گرائیده بود، زمانه­ای که فریب انتخاباتی دیگری در راه بود، مردم و جوانان ایران بار دیگر در بهار سال 88 برای در دست گرفتن سرنوشت  و زنده​گی به تاراج رفته​شان به خیابان​ها آمدند و تمامیّت ستم و تبعیض و ارتجاع موجود را به مبارزه و هم​آوردی طلبیدند. این بهاران خلق​ها در مقطعی رخ داد که گویی هیچ افقی برای تغییرات ریشه​ای و دگرگونی​های اساسی موجود نبود  و خط رابط خیزش ما با سنت مبارزاتی تاریخ​مان در اثر سی ساله سرکوب و قتل عام یک نسل  از انقلابیون گسسته شده بود. در چنین بستری بود که صاحبان قدرت دیروز و رانده شده​گان از دارالخلافه​ی امروز دستِ بالا را در رهبری جنبش مردم گرفتند و با ملغمه​ای از توهمات و ایده​ئولوژی​های اصلاح طلبانه، منفعلانه و سازش​کارانه هر آن​چه توانستند را برای مهار خشم دم​افزونِ مردم و جوانان و حفظ نظام موجود و “قانون اساسی”اَش انجام دادند. بازتاب طبیعی این خط و

ایده​ئولوژیِ غیر رادیکال چیزی جز محدود ماندن دامنه​ی طبقاتی جنبش به خواست​های اقشار میانی و متوسط شهری آن هم صرفا در تهران و چیزی جز افول و رکود جنبش پس از تهی شدن خیابان​ها و به بُن​بست رسیدن تاکتیک​های غیر رزمنده و ناروشن نبود و در پس این رکود بود که رژیمِ “دار” و “شکنجه” به سرکوب مضاعف توده​ها جهت تثبیت موقعیت متزلزل خود پرداخت و دگر بار ابلیس پیروز مست آمد تا سور عزای مردم را به سفره بنشیند.

وقتی دشمن مردم و نماینده​گان مدارا و ترمیم​طلبان قدرت خود را بر تظاهرات میلیونی توده​ها حاکم کرده و خط خائنانه​ی سازش و کرنش، صلای تسلیم و عقب​نشینی سر داد و جوّ یأس و ناامیدی از ایجاد تغییر میل به همه​گیر شدن داشت، بخشی کوچک اما مصمم از خیل میلیونی توده​ها سودای آتشی دوباره کرد. آتشی که برافروختن شعله​های آن برای آغازگرانش دشواری​ها و مشکلاتی به عظمت تدارک یک جنبش نوین داشت و دارد. سخن از طرح موجی نو بر خلاف جریان عملی و نظری موجود است!

هنوز فریادهای مردم ایران در گوش زمانه گم نشده و خون شهیدان بر سنگ​فرش کوچه​های قیام نخشکیده بود که تند باد خیزش این بار شمال آفریقا را در نوردید و سرود پر طنین قیام، خلق​های جهان عرب را به جشنی واقعی فراخواند. برپایی روزهای خشم و فریاد “الشعب یرید اسقاط النظام” و مقاومت قهرآمیز جوانان رادیکال و ستیزنده تونس و مصر به عنوان موتور محرّک و مغز سازمانده قیام دستِ کم در گام نخست مستبدین را به عقب راند و رویای تغییر تعبیر شد! این مبارزه​ی توده​ای برای سرنگونی ارتجاع و استبداد حاکم در کوتاه زمانی در سایر کشورهای منطقه از بحرین و یمن تا اردن سوریه و حتا فراتر از آن در اسپانیا و فرانسه باز تکثیر شد. تحولات خاورمیانه و مبارزات غرور آفرین جوانان عرب ما را سرشار از امید به تداوم پایداری کرد، هم​چنان​که ضرورت جمع​بندی از درس​های جنبش آنان را پیش پای ما نهاد.

با چنین پیشینه و در چنین بستری بود که در راه تأسیس شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران گام نهادیم تا فصلی نوین از قیام و مبارزه علیه وضع موجود را

آغاز کنیم. فصل نوینی که ریشه​های خود را در یک​صد سال رزم تمام عیار مردم ایران علیه ستم و تبعیض و استثمار استوار می​بیند. در انقلاب مشروطه و جنبش جنگل، در شورش دیروز و امروز خلق​های سراسر ایران از کردستان و آذربایجان تا بلوچستان و خوزستان، در  جنبش ملی شدن صنعت نفت و 16 آذر ضد کودتای سال 32 ، در کنفدراسیون دانش​جویان و محصلین خارج از کشور، در جنبش مسلحانه​ی دهه​ی 40 و 50 تا قیام شکوه​مند بهمن، در سال​های سراسر رزم و فدای دهه​ی خونین 60 تا 18 تیر 78؛ آری! در مبارزه​ی هر روزه و هر لحظه​ی جنبش​های کارگران، زنان و دانش​جویان ایران، در مبارزات رهایی​بخش و ضد سرمایه​داری خلق​های سراسر جهان از کمون پاریس تا میدان التحریر.

“شورای دانش​جویان و جوانان چپ ایران” هدف خود را دفاع از یک خط انقلابی متشکل از نیروها و واحدهای سوسیالیستی، کمونیستی، فمینیستی و دیگر نیروهای مترقی و ایجاد یک بلوک سیاسی چپ در سپهر سیاست امروز، جهت مداخله در تعیین سرنوشت جامعه می​داند، جامعه​ای که از حاکمیت سیاسی استبدادی و مناسبات اقتصادی استثمارگر رنج می​برد و برای رهایی خود ناگزیر از فعالیت هدف​مند و سازمان​یافته برای در هم شکستن نظام سیاسی موجود یعنی رژیم جمهوری اسلامی و دگرگونی ریشه​ای کلیه​ی ساختارهای ستم​گرانه و تبعیض​آمیز و ارتجاعی به شکل انقلاب اجتماعی است. هم​چنان​که تلاش و تدارک برای تشکیل فدراسیونی از جوانان چپ هم​واره مورد توجه شورا بوده و خواهد بود و تشکیل چنین فدراسیونی افق سازمانی مطلوب ما برای سازماندهی و کنش جمعی نسل نوین کنش​گران رادیکال و انقلابی است.

در آغازگاه این راه “بی​برگشت” دست یاری رفیقانه​ی خود را به سوی تمامی جوانان، دانشجویان و نیروهای رادیکال، مترقی و انقلابی می​دهیم تا با ما و در فضایی برابر و دموکراتیک به ارتقاء نظری و عملی ایده​های انقلابی و تغییر تمامیّت توحش موجود بپردازند. ما با نگاه به آینده، وظایف را به شور می​نشینیم و دست در دست هم راه نوینی را خواهیم گشود. راهی که در آن واژه تغییر با انقلاب معنی شود و ستم طبقاتی، جنسیتی، نژادی، مذهبی، و … از معنی تهی گردد. راهی که امکان و ظرفیت برخورد آراء متضاد را ارتقا دهد و سطح دیگری از مبارزه جمعی برای رهایی را معنی کند. راهی که به آزادی و امکان رهایی پرتو افکند. در آغازگاه این راه ایستاده​ایم تا یک بار دیگر فریاد برآوریم:

زنده است باد !

 تازنده است باد ! طوفنده است باد !

شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران

                                    سی خرداد1390


درباره ما

دربارهی شورای دانش جویان و جوانان چپ ایران

شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران” تلاش جمعی و تشکیلاتی بخشی از جوانان چپ​گرا و انقلابی است که جهت پاسخ​دهی به ضرورت​های عینی بر آمده از شرایط مبارزه انقلابی و رادیکال و به قصد تشکیل یک بلوک سیاسی چپ در عرصه سیاست امروز ایران متشکل شده​اند. این وحدت تشکیلاتی نتیجه پروسه­ای طولانی و مرحله­ای از بحث و جدل​های تئوریک و تبادل تجارب عملی است. پیشینه​ی سیاسی و مبارزاتی اعضای شورا به سال​های آغازین دهه 80 و بر آمدن نسل نوین دانش​جویان و جوانان چپ​گرا در جنبش​های سیاسی و اجتماعی ایران مانند جنبش دانش​جویی، زنان و کارگری و ملل تحت ستم باز می​گردد. بخشی از ما تحت نام “نشریه​ی دانش​جویی بذر” از سال 84 در مبارزات دانشگاه​ها و جنبش جوانان فعال بود، بخشی با نام “گروه پروسه” که عمدتاً جنبش کارگری را پوشش می​داد به فعالیت پرداخت و بخش دیگری با سابقه​ی فعالیت در جنبش دانش​جویی در اوایل خیزش سال 88 متولد و با نام “نشریه​ی خیابان” شناخته شد. این نیروهای متشکل و منفرد داخلی در ارتباط و هم​کاری با جوانانِ هم​نسل ایرانی که در خارج از کشور به دنیا آمده یا رشد کرده بودند پایه​های هم​کاری و اتحاد ما را تشکیل دادند. پس از خیزش مردمی سال 88 ایران و تکوین یک شکاف سیاسی طبقاتی جدید و پولاریزه شدن و قطب​بندی هر چه بیشتر جامعه، نیروها و جریان​های سیاسی گوناگون هر کدام به فراخور پایه طبقاتی و خاستگاه فکری​شان به دنبال پاسخ دادن به مسائل و تضادهای نوین برآمدند. جمع ما نیز در همین دوره و بنا به تجربه نسل خود وارد مراحل جدیدی از مبارزه شد. ما جایگاه خود را در طول دو سال خیزش مردم ایران به درستی پیدا کردیم و آن​را در عرصه​ی پراتیک به روشنی نشان دادیم. ما ضمن شرکت در مبارزات خیابانی، در فضاهای فکری و تئوریک جنبش نیز وارد شده و توشه​ای بنا به تناسب تجربه​مان اندوختیم: از سیاه، خاکستری، سبز، اصلاح طلب و ترمیم طلب و  تمامی جناحهای جمهوری اسلامیگسستیم، همچنانکه افقهای مبارزاتی خود را جدا از تمامی جناحهای ملی و بین المللی سرمایه و سرمایهداری ترسیم کرده­ایم. با مقبول عامه قرار گرفتن، پوپولیسم خیابان و تظاهر و ریا خطکشی کردیم، و از سوی دیگر  کوشیده­ایم با میراث انقلابی گذشته با دیدی انتقادی برخورد کنیم؛ ماهیتاً نه خودِ آنیم و نه خود را از آن جدا میدانیم. ما عزم راسخ برای سازش ناپذیری کردهایم و رادیکالیسم مبارزات مردم و گسست از ایدههای کهن اساس اتحاد ماست. در عرصهی علم و تئوریهای علمی به دنبال ایدههای نوین هستیم، کنش جمعی ما وفادار به جمعبندی از کاستیها و اشتباهات گذشتهمان است و بر آنیم تا در سایهی این انتقاد از گذشته و امید به رهایی مردم در آینده، مبارزات واقعی توده­ها را حمایت و تقویت کنیم. نگاه ما به گذشته، حال و آینده انترناسیونالیستی است و درک ما از مبارزهی طبقاتی و مفهوم رهایی در ایران، به مبارزات کل مردم دنیا از فلسطین تا فیلیپین و از آفریقا تا اروپا و آمریکا و … گره خورده است.

برقراری ارتباط نظری، عملی و تشکیلاتی با تمامی نیروهای متشکل و منفردی که هنوز با آرمان تغییر جهان و حذف و محو تمامی مناسبات استثمارگرانه و تبعیض آمیز آن زندگی میکنند هدف استراتژیک ما است. همچنانکه ایدهی تشکیل فدراسیونی از نیروهای چپ انقلابی و مترقی همواره چشم انداز ما بوده و خواهد بود.


دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 63 مشترک دیگر بپیوندید