رایِ سازمانِ مللِ متحد، اشغالِ فلسطین و مبارزه برایِ آزادی
نویسنده ـ الن گودمن*
بازگردانی: بامشاد میکائیلیان
در تاریخِ۲۳ سپتامبر دولتِ خودگردانِ فلسطین از شورایِ امنیتِ سازمانِ مللِ متحد تقاضایِ بهرسمیتشناختنِ کشورِ فلسطین را خواهد نمود.
قطعنامهیِ سازمانِ ملل پرسشهایِ مهمی دربارهیِ ماهیت و نقشِ دولتِ اسرائیل، عللِ ریشهاییِ ظلم و ستمِ وارد بر مردمِ فلسطین، و برایِ رسیدن به عدالت و آزادییِ مردمی که نسلها موردِ انقیاد و اشغالِ وحشیانه واقع گشتهاند چه راهی موجود است، بهوجود میآورد.
دولتِ اسرائیل و مردمِ فلسطین…
برایِ درکِ زمینهیِ این قطعنامهیِ سازمانِ ملل، لازم است از سه حقیقتِ اساسی شروع شود:
اول، نقطهیِ شروعِ دولتِ اسرائیل درسالِ۱۹۴۸در سرزمینِ مردم فلسطین است، که ریشهاش در آن سرزمین به صدها سال قبل برمیگردد و وجودش به عنوان یک ملت در آنچه امروز اسرائیل نامیده میشود برمیگردد به ظهورِ دولتهایِ ملی در منطقه. در پایانِ قرن ۱۷ام، ۲۳۰٬۰۰۰ نفر فلسطینی(مسلمان و مسیحی)و۲۰۰۰ نفر مردمِ یهود در آنچه امروز اسرائیل است، وجود داشت. دویستسال بعد، در سالِ۱۸۰۰، همچنان تصویرِمشابهیی وجود داشت -۲۶۸٬۰۰۰ نفر فلسطینی و۷۰۰۰نفر از یهودیان. حتاپس از موجِ مهاجرتِ یهودیان از اروپا به فلسطین، در آستانهیِ تأسیسِ کشورِ اسرائیل، فلسطین خانهیِ۱٫۳ میلیون نفر فلسطینی و۶۳۰٬۰۰۰ نفر از مهاجرانِ یهودی بود.
کشور اسرائیل به عنوانِ یک نهادِ صهیونیستی از طریقِ پاکسازییِ قومییِ جمعیتِ بومییِ فلسطینیان متولد شد. موجِ ترور شناخته شدهی نکبا (کلمهای به زبان عربی به معنی»فاجعه») در سالِ ۱۹۴۸ به وقوع پیوست و پس از آن سال همچنان از طریقِ کشتار و ترور که از جمله در روستایِ دیریاسینِ فلسطین اتفاق افتاده، متمرکز شده بود. در ۹آوریلِ ۱۹۴۸، سربازانِ یهودی پشتِ سرِ هم به روستا و خانهها حمله کردند و با استفاده از مسلسل و تفنگِ آتشزا بسیاری را کشتند. در این مورد یکی از تاریخنویسان نوشت: «روستاییانِ باقیمانده را سپس در یک مکان جمعآوری نمودند و به قتل رساندند، حتا اجسادِ آنها مورد آزار قرار گرفته درحالیکه تعدادی از زنان موردِ تجاوزِ جنسی قرار گرفتند و پس از آن کشته شدند. فهیم زیدان، که در آن زمان دوازده سال داشت، به یاد میآورد چهگونه خانوادهیِ خود را در مقابلِ چشمانِ او به قتل رساندند: «آنها ما را یکی پس از دیگری گرفتند؛ پیرمردی را کشتند و هنگامی که یکی از دختران او گریه کرد، او نیز به ضرب گلوله کشته شد. سپس آنها برادرم به نام محمد را صدا زدند، و به او در مقابلِ ما شلیک کردند، و هنگامی که مادرم فریاد میکشید، و بهرویِ جسدِ او خم شده بود، در حالیکه خواهرِ کوچکِ شیرخوارم هودرا در آغوشاش بود به او شلیک کردند.» (نگاه کنید به کتابِ «پاکسازیِ قومییِ فلسطین» نوشتهیِ ایلانپایه.)۱ به خواندن ادامه دهید
دوستداشتن:
نخستین کسی باشید که این نوشته را دوست دارد.