<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	>

<channel>
	<title>شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران</title>
	<atom:link href="http://shorayejavanan.com/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://shorayejavanan.com</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Fri, 25 May 2012 06:41:40 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
<cloud domain='shorayejavanan.com' port='80' path='/?rsscloud=notify' registerProcedure='' protocol='http-post' />
<image>
		<url>http://s2.wp.com/i/buttonw-com.png</url>
		<title>شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران</title>
		<link>http://shorayejavanan.com</link>
	</image>
	<atom:link rel="search" type="application/opensearchdescription+xml" href="http://shorayejavanan.com/osd.xml" title="شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران" />
	<atom:link rel='hub' href='http://shorayejavanan.com/?pushpress=hub'/>
		<item>
		<title>دستگیریِ فریبرز رئیس‌دانا و افزایش فشار بر فعالینِ جنبشِ کارگری</title>
		<link>http://shorayejavanan.com/2012/05/25/%d8%af%d8%b3%d8%aa%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c%d9%90-%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%a8%d8%b1%d8%b2-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3%e2%80%8c%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%a7-%d9%88-%d8%a7%d9%81%d8%b2%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d9%81%d8%b4/</link>
		<comments>http://shorayejavanan.com/2012/05/25/%d8%af%d8%b3%d8%aa%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c%d9%90-%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%a8%d8%b1%d8%b2-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3%e2%80%8c%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%a7-%d9%88-%d8%a7%d9%81%d8%b2%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d9%81%d8%b4/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 25 May 2012 06:41:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شورایِ دانشجویان و جوانانِ چپِ ایران</dc:creator>
				<category><![CDATA[بیانیه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shorayejavanan.com/?p=1037</guid>
		<description><![CDATA[دست‌گیریِ فریبرز رئیس‌دانا و افزایش فشار بر فعالینِ جنبشِ کارگری رژیمِ جمهوری اسلامی دکتر فریبرز رئیس‌دانا عضوِ کانونِ نویسنده‌گانِ ایران، اقتصاددانِ رادیکال و صاحب­نظر در مسائل کارگری را بازداشت نمود و برای گذراندنِ دوران حبس، به بند۳۵۰ زندان اوين منتقل کرد. این اقدامِ رژیم، درست بعد از مصاحبه و انتقادِ شدیدِ وی به سیاستِ هدف­مندیِ [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=shorayejavanan.com&#038;blog=24275223&#038;post=1037&#038;subd=shorayejavanan&#038;ref=&#038;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;" dir="RTL" align="center"><span style="color:#000000;"><strong>دست‌گیریِ </strong><strong>فریبرز رئیس‌دانا و افزایش فشار بر فعالینِ جنبشِ کارگری</strong></span></p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL" align="center">
<p style="text-align:justify;" dir="RTL"><span style="color:#000000;">رژیمِ جمهوری اسلامی دکتر فریبرز رئیس‌دانا عضوِ کانونِ نویسنده‌گانِ ایران، اقتصاددانِ رادیکال و صاحب­نظر در مسائل کارگری را بازداشت نمود و برای گذراندنِ دوران حبس، به بند۳۵۰ زندان اوين منتقل کرد. این اقدامِ رژیم، درست بعد از مصاحبه و انتقادِ شدیدِ وی به سیاستِ هدف­مندیِ یارانه­ها و اجرایِ فازِ دومِ آن توسطِ دولت صورت گرفت. در حُکمِ صادره برای رئیس دانا اتهام­هایی مطرح شده که بخشی از آن­ها برای تمامِ محکومینِ سیاسی مشترک است مانند: مصاحبه با رسانه‌های بی­گانه، اما وی به اتهاماتِ دیگری نیز محکوم شده است از جمله &laquo;متهم­کردنِ جمهوری اسلامی به آزار، تجاوز و شکنجه­ی زندانيان و فرمايشی قلم­داد کردنِ دادگاه‌های جمهوری اسلامی&raquo;!</span></p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL"><span style="color:#000000;">جمهوری اسلامی در شرایطی به دست‌گیریِ رئیس‌دانا و برخی از فعالینِ سیاسیِ گمنام دست زده است که روزهای سختی را پشتِ سر می­گذراند. از سویی در بحرانِ سیاسیِ داخلی دست و پا می­زند و اختلاف و شکافِ حاکمیت اسلامی را هرروز در شکلی بروز می­دهد. از حمله­ی نماینده­گانِ دوجناح به هم گرفته تا اظهاراتِ مخربِ مهره­های اصلیِ جناحِ روحانیت و جناحِ احمدی­نژاد در فضاهای عمومی علیهِ یکدیگر. افشاگری­های مالی و فسادِ اداری نمونه­های جدیدِ این برخوردهاست. از سویِ دیگر در عرصه­ی بین­المللی با حاد شدنِ مساله­ی تحریمِ نفت و هماهنگیِ آمریکا با اروپائیان و چین بر سر تحریمِ گسترده­ی ایران، فشارهای نمادین یا واقعی بر سر مساله­ی ایرانِ اتمی و تهدیدِ نظامی و خطرِ جنگ، شاهدِ انزوایِ بین­المللی و منطقه­ایِ روزافزون ایران و مسائلِ پشتِ­پرده­ی زیادی هستیم.</span></p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL"><span style="color:#000000;">باید اذعان کرد که رژیمِ ایران در چنین اوضاع و احوالی­ به <strong>هر</strong> <strong>تکانه‌ای</strong> در جامعه واکنشِ سرکوب­گرایانه نشان می­دهد. هنوز چندهفته از ماجرای حکمِ ارتدادِ شاهین نجفی نگذشته است که شاهدِ موجِ اعدام در زندان­های رژیم هستیم. زندانیانی که به جرم‌های مختلفی که هیچ­گاه اثبات نمی­شوند، به‌دار آویخته شدند. کسانی چون منصور رادپور به جُرمِ هواداری از اپوزیسیونِ برانداز در بدترین شرایط در زندان جان باختند، جوانانی به جُرمِ جاسوسی برای اسرائیل و قاچاقِ موادِ مخدر به صورت فله‌ای اعدام می‌شوند، احکام ستم‌گرانه‌ای علیه رضا شهابی، شاهرخ زمانی، علی نجاتی، محمد جراحی، بهنام ابراهیم‌زاده، علی اخوان و دیگر فعالان جنبش کارگری صادر می‌شود و روزنامه‌نگاران، وُکلا و فعالینِ جنبش‌های زنان و دانش‌جویی به طور گسترده به بند کشیده شده‌اند. رژیم اسلامی با این سرکوب‌ها و صدور چنین احکامی بدونِ اثباتِ هیچ جُرمی، درواقع دارهای برافراخته­ی خود را به همه­گان نشان می­دهد.</span></p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL"><span style="color:#000000;">چنین واکنش­های هار و دریده­ای از سویِ رژیم را باید از دو منظر نگریست. این واکنش­ها را باید هم ناشی از درمانده­گی، استیصال و عدم انسجامِ هیات حاکمه­ی رژیمِ اسلامی در مواجهه با بحران­های درونی و بین­المللی و هم ناشی از ترسِ رژیم از انرژیِ محبوس­شده­ی خشمِ مردم و پتانسیلِ انفجاریِ جامعه دانست. این دو عامل، حساسیت رژیم را تا آن­جا بالا برده که به هر حرکتی، صحبتی، اظهارِنظری و مخالفتی در داخل و خارج واکنشِ سرکوب­گرایانه نشان می­دهد و ایجاد خفقان را در صدرِ نقشه‌های خود قرار داده است. دستگیری و به حبس فرستادنِ یکی از پژوهش‌گران و همراهانِ طبقه­ی کارگرِ ایران  و منتقدِ همیشه­گیِ سیاسی-اقتصادیِ رژیم را باید با دو عاملِ فوق پیوند زد و توجه نمود که امثالِ رئیس دانا و روشن­فکرانی که در بینِ جوانان و دانش­جویان از پایه و محبوبیتِ زیادی برخوردارند، حساسیت رژیم به ایشان را دوچندان می­کند. ارگان‌های فکری و سیاسی-تبلیغاتیِ نئولیبرال‌هایِ وطنی -چه حکومتی و چه به ظاهر مستقل- مدت زمانی است که علاوه بر مشاورتِ اتاق بازرگانی رژیم اسلامی، در نشریاتی همچون &laquo;مهرنامه&raquo; برای اندیش‌مندانِ سوسیالیست و خواسته‌های برحقِ کارگران خط و نشان می‌کشند و همه‌ی نیروی خود را جهتِ تخطئه و حذف اندیشه و نظرِ جامعه‌نگر و رادیکال صرف می‌کنند. حاکمیت بارها نشان داده است که از رویکرد و توصیه‌های این ارگان‌ها هم رهنمون می‌گیرد.</span></p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL"><span style="color:#000000;">وجه دیگرِ دست‌گیریِ رئیس‌دانا، درواقع حمله به نهادی منتقد و حامیِ آزادی بیان و اندیشه یعنی کانونِ نویسنده­گانِ ایران و خط و نشان کشیدن برای  فعالینِ صاحب­نام و علنیِ دیگر است با این پیام که برخورد و احکامی که بر فعالینِ گمنام و جوانانِ ناراضی در زندان­ها روا می­شود، به راحتی بر آن­ها نیز جاری و واجب­الاجرا خواهد بود. بنابراین باید سکوت کنند! این تمامِ سیاستِ رژیم در برخورد با <strong>فعالینی چون فریبرزرئیس‌دانا و هر صدای مخالفِ دیگری­ست که سازشی با جناح­های رژیم ندارند و بند و بستی با اپوزیسیونِ سبز و ترمیم­طلب نیز ایجاد نمی­کنند بل­که صدا و قلم­شان را در تعهد و خدمت به آگاهیِ طبقه­ای قرار داده­اند</strong> که رژیم با تمامِ بازوانِ اید‌ه‌ئولوژیک-نظامیِ خود در جهتِ سرکوب و تثبیتِ ناآگاهی و رواجِ خرافه در آن طبقه مشغول است.</span></p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL"><span style="color:#000000;">از این رو &laquo;شورای دانش­جویان و جوانانِ چپ&raquo; حمایتِ خود را از کمپین­های آزادیِ رئیس‌دانا اعلام می­کند و دستِ متحدینِ انترناسیونالیستِ طبقه­ی خود را می­فشارد.</span></p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL"><span style="color:#000000;"> </span></p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">
<p style="text-align:center;" align="center"><span style="color:#000000;"><strong>شورای دانش­جویان و جوانانِ چپ ایران</strong></span></p>
<p style="text-align:center;" align="center"><span style="color:#000000;">۲۰۱۲/۰۵/۲۳ &#8211; ۱۳۹۱/۰۳/۰۳</span></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/shorayejavanan.wordpress.com/1037/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/shorayejavanan.wordpress.com/1037/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/shorayejavanan.wordpress.com/1037/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/shorayejavanan.wordpress.com/1037/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/shorayejavanan.wordpress.com/1037/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/shorayejavanan.wordpress.com/1037/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/shorayejavanan.wordpress.com/1037/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/shorayejavanan.wordpress.com/1037/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/shorayejavanan.wordpress.com/1037/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/shorayejavanan.wordpress.com/1037/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/shorayejavanan.wordpress.com/1037/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/shorayejavanan.wordpress.com/1037/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/shorayejavanan.wordpress.com/1037/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/shorayejavanan.wordpress.com/1037/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=shorayejavanan.com&#038;blog=24275223&#038;post=1037&#038;subd=shorayejavanan&#038;ref=&#038;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shorayejavanan.com/2012/05/25/%d8%af%d8%b3%d8%aa%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c%d9%90-%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%a8%d8%b1%d8%b2-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3%e2%80%8c%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%a7-%d9%88-%d8%a7%d9%81%d8%b2%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d9%81%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0cb4f38eca8b8ae6ac1ecc09941e6531?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">shorayejavanan</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>نگاهی به شاهین نجفی و نَقی – رسانه ها و جمهوری اسلامی</title>
		<link>http://shorayejavanan.com/2012/05/18/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b4%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%86-%d9%86%d8%ac%d9%81%db%8c-%d9%88-%d9%86%d9%8e%d9%82%db%8c-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%ac/</link>
		<comments>http://shorayejavanan.com/2012/05/18/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b4%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%86-%d9%86%d8%ac%d9%81%db%8c-%d9%88-%d9%86%d9%8e%d9%82%db%8c-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%ac/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 17 May 2012 23:35:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شورایِ دانشجویان و جوانانِ چپِ ایران</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shorayejavanan.com/?p=1024</guid>
		<description><![CDATA[یادداشتِ یک مُرتد کامران پرند روزِ چهارشنبه ۲۰ اردی­بهشت -9 ماه مه-، سرتیترِ رسانه­های فارسی­زبان، از صدورِ فتوای حُکمِ ارتدادِ توهین کننده­گان به ساحتِ مقدسِ امام نقی توسط آیت­الله صافیِ گلپایگانی خبر دادند. به­فاصله­ چندروز از این خبر، شاهین نجفی با ترانه­ی نقی مشمولِ این حکم شد. آیت­الله مکارمِ­شیرازی دیگر مرجعِ تقلیدِ شیعه، به­طورِ مشخص­تری [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=shorayejavanan.com&#038;blog=24275223&#038;post=1024&#038;subd=shorayejavanan&#038;ref=&#038;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 style="text-align:right;"><a href="http://shorayejavanan.files.wordpress.com/2012/05/naghi-shahin-najafi.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-1025" title="naghi - shahin najafi" src="http://shorayejavanan.files.wordpress.com/2012/05/naghi-shahin-najafi.jpg?w=640" alt=""   /></a></h4>
<h3 style="text-align:right;"><span style="color:#ff0000;"><strong>یادداشتِ یک مُرتد</strong></span></h3>
<h3 style="text-align:left;"><span style="color:#993300;"><strong>کامران پرند</strong></span></h3>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">روزِ چهارشنبه ۲۰ اردی­بهشت -9 ماه مه-، سرتیترِ رسانه­های فارسی­زبان، از صدورِ فتوای حُکمِ ارتدادِ توهین کننده­گان به ساحتِ مقدسِ امام نقی توسط آیت­الله صافیِ گلپایگانی خبر دادند. به­فاصله­ چندروز از این خبر، شاهین نجفی با ترانه­ی نقی مشمولِ این حکم شد. آیت­الله مکارمِ­شیرازی دیگر مرجعِ تقلیدِ شیعه، به­طورِ مشخص­تری این حکم و اعتبارِ جاری شدنِ آن­را تایید کرد. پایگاه خبری شیعه­آنلاین نیز برای کشتن «شاهین نجفی» و اجرایِ فتوا، مبلغ ۱۰۰ هزار دلار جایزه تعیین کرده است و در پسِ این موج، شاهین نجفی خواننده­ی ترانه­ی نقی، توسط پلیسِ کشورِ محلِ اقامت­اش –آلمان- تحتِ مراقبت­های امنیتی قرار گرفت. با توجه به واکنش­های متناقضِ رسانه­ای، مصاحبه­های خودِ شاهین، اظهارنظراتِ چهره­های هنرمند و سیاسی-اجتماعی دراین­باره، &laquo;یادداشتِ یک مرتد&raquo; را بخوانید. مرتد در انتهای یادداشت، لینک­هایی که از آن­ها نقلِ قول­هایی را آورده، ضمیمه می­کند.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL"><strong>فتوای ارتداد و بازیِ جمهوری اسلامی</strong></p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">در شرایطی­که رژیم اسلامی یکی از بدترین و آشفته­ترین دورانِ سیاسیِ خود را در عرصه­ی داخلی و خارجی تجربه می­کند، شرایطِ صدورِ این فتوا را به­دقت باید بررسی کرد. به حاشیه­های زیادی در خروجی­های فیس­بوکی و وبلاگ­های مختلف دامن زده شده و این فتوا <span id="more-1024"></span>را با فتوایِ قتلِ سلمان رُشدی یکی دانسته و مقایسه­های عجیب و غریبی که شرایطِ مشخصِ نظامِ اسلامی را از قلم انداخته­اند. واقعیت این­ست که رژیم­های ارتجاعی و دیکتاتوری مانند جمهوری اسلامی که در نوکِ هِرمِ حاکمیت­شان نیز چندپاره­گی رُخ داده از هر صدایی و حتی از صدای خش­خش هر برگی وحشت دارند و حساسیت­شان به تحرکاتِ اجتماعی فقط به سرکوب و حبس و شکنجه و اعدام پا می­دهد. رژیمی که در بُعدِ بین­المللی و داخلی مشروعیتِ سیاسی و مذهبی­اش را از دست داده، در راسِ حاکمیت­اش نیز دیگر ایدئولوژی مذهبی همانند دهه­ی 60 نمی­تواند به یک­دست شدن­اش یاری رساند. مذهب و سمبل­های دینی به مضحکه­ای در بین جوانان و حتی برخی طرف­دارانِ قدیمی­اش بدل شده است و جای­گاهِ قبلیِ خود را در اجتماع و به­خصوص درمیانِ نسلِ جوانِ امروز از دست داده است. واژه­هایی که جوانان برای تمسخر و دست­اندختنِ هم به­کار می­برند، جوک­های مذهبی با شخصیتِ پیامبر و امامان و در این اواخر هم صفتِ &laquo;نقی&raquo; در بینِ جوانان به عنوانِ نقشِ اضافی و زورَکیِ یک فرد در یک جمع همه­گی نمونه­هایی از روی­گردانی این نسل از مذهب، بخشی از مخالفت آن­ها با روابط و قوانینِ مذهبیِ رایج در جامعه و حاکمیت است. صدورِ فتوای ارتداد و قتلِ شاهین را توسط روحانیونِ حکومتیِ شیعه باید از این دریچه نگریست و توجه کرد که این فتوا، درواقع زهرِ چشم گرفتن و خط و نشان کشیدن برای نسلی است که از مذهب روی­گردان و ضدِاسلامِ سیاسی است و مضحکه روحانیون و ائمه­ی دین برای­شان بخشاً ابزارِ مقاومتِ اجتماعی است. سکوتِ تاکنونیِ جناحِ مقابل –باند احمدی­نژاد- هم بی­دلیل نیست زیرا چندان هم بدشان نیامده که وجاهتِ روحانیونِ در قدرت زیر سئوال برود و برای خودشان مشروعیتی دیگری فراهم کنند. هرچند نباید به موضعِ تاکنونیِ آن­ها دل­خوش کرد. به­بیانی دیگر، این فتوا را باید از یک سو در چارچوبِ دعوای بزرگ­تر میانِ مردم و حکومت ارزیابی کرد که برای ارعابِ نسلِ عاصی و آماده­ی انفجار صادر شده و شاهین نماینده­ای از این نسل است و از سوی دیگر تلاش برای عَلَم کردنِ ستونِ مقدسِ اسلام که نیروهای مختلف درونِ هیات حاکمه را به خط کند. بنابراین باید با تمامِ قوا با این سیاستِ ورشکسته مبارزه کرد. دفاع از شاهین نجفی، درواقع دفاع از خودمان و دفاع از حقِ مخالفت­مان با ارتجاعی­ترین روش­های سلطه و سرکوب است. دفاع از شاهین نجفی، به مبارزه با رژیمی گره خورده که روبنای سیاسی­اش آلوده به عقب­مانده­ترین حربه­ها و قوانین است و بیش از سی­سال آن­ها را به اجرا گذاشته است. دفاع از شاهین نجفی،  تقویتِ اعتراضاتِ مردمی در سطوح مختلف است.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL"><strong>در دنیای رسانه­ها چه خبر؟</strong></p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">اظهارات گوناگونی از سوی چهره­های هنری، حقوقی، اجتماعی و سیاسی با نظرگاه­های مختلف صورت گرفته است. هم شاهین نجفی، هم متنِ ترانه­ی نقی، هم صافی گلپایگانی، هم مخالفین و موافقینِ ترانه و &#8230; مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته­اند. در فیس­بوک و خروجی­های دیگر، کمپین­های حمایتیِ گوناگونی را از سوی فعالین شاهد هستیم. اظهاراتِ ضد و نقیضِ برخی از این فعالین و کمپین­های­شان بیش از آن­که روشن­گری کند، فضا را مخدوش کرده است. به چند نمونه­ی مهم و عمده باید اشاره­ای گذرا داشته باشیم؛</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">دسته­ی اول بخش وسیعی از فعالینِ چپ، حقوق بشری و ضد اعدام و میلیون­ها انسانی هستند که برخوردی مشخص کردند: عده­ای شاهین را بی­گناه دانسته و آزادیِ بیان را در هر شرایطی مقدم دانستند. برخی دیگر دفاع­شان از شاهین بیشتر دل­سوزی بود و این­که &laquo;حرفی نزده، این خصلتِ ترانه­های رپ است، ترانه اعتراضی بود و &#8230;&raquo; ، برخی دیگر به­درستی این فتوا را با جنایاتِ دورانِ سی و اندی ساله­ی جمهوری اسلامی یکی کرده و خواهانِ حمایت از شاهین نجفی شدند. بیانیه­های احزاب و سازمان­ها نیز جنبه­ی حمایت از شاهین را با مبارزه با جمهوری اسلامی به­درستی پیوند زدند.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">دسته­ی دوم سبزها و ملی-مذهبی­ها با پشتوانه­ی رسانه­ای قدرت­های بزرگ هستند. در مجموع باید برخوردِ سبزها و ملی-مذهبی­ها را بُزدلانه و حقیر و عوام­فریبانه ارزیابی کرد. سبزها که علاوه بر فضاهای اجتماعیِ عمومی دست­رسیِ کافی به ابررسانه­ها نیز دارند موضعِ خود در دفاع از شاهین نجفی را به بندهای ایدئولوژیک خود گره زدند. روشن­فکران و نظریه­پردازانِ آن­ها واردِ حوزه­ی اخلاق و نفسِ حکمِ اعدام و فتوا شدند. سبزها ضمن درنوردیدنِ مرزهای فتوا و اعدام در جمهوری اسلامی و رژیم­های دیکتاتوری، به سیاقِ دو سال قبلِ خود، مخالفت با بخشی از روحانیونِ در قدرت را عمده کرده و به مخاطبینِ خود توصیه می­کنند که حوزه­ی اخلاق عمومی را محترم شمرده و باور های مذهبی نباید مورد توهین قرار گیرند. مساله این­ست که توهین چیست و آیا نُرمِ اجتماعیِ ترانه توهین محسوب می­شود یا نه و &#8230; یعنی اگر حوزه­ی اخلاقیات جامعه را زیر سئوال برده خطا کرده ولی فتوای ارتداد جایز نیست! برخی چهره­های سیاسیِ سبز مانند مجتبی واحدی روی­کردِ روشن­تری در قبالِ شاهین نجفی و مخاطبانِ ترانه­ی نقی داشتند. وی در نوشته­ای «تلاشِ مشکوک برخی رسانه‌های حکومتی و هم­راهی سئوال برانگيز بخشی از اپوزيسيون برای مرتبط کردن يک فتوا از آيت‌الله صافی گلپايگانی با اين موضوع موجبِ تبليغاتِ وسيع پيرامون تهديدِ <span style="text-decoration:underline;">غير‌واقعی</span> عليه جان خواننده ترانه شد»! واحدی در مصاحبه­ای تصویری با برنامه­ی «روی خط» صدای آمریکا، با تاکید بر مسلمان و شیعه بودنِ خود، موضع بزدِلانه­ی سبزها را به مسائل مشخصی مثل عُرفِ جامعه وصل می­کند. واحدی به شدت از واکنشِ مردم و رسانه­های عمومی برآشفته بود و به صراحت اعلام کرد که این کارِ شاهین نجفی تابو­شکنی نیست و طرف­دارانِ ترانه­ی نقی موضوع را بزرگ کرده­اند و او به کارِ این افراد اعتراض دارد! از نظرِ وی فعالین سیاسی و هزاران انسانِ دیگر که به این فتوا و جمهوری اسلامی واکنش داده­اند شعور ندارند و جَوگیر شده­اند. واحدی واقعاً تصور می­کند هنوز حنای دوسال پیش­شان رنگ دارد که به مردم بگویند ساکت، و مردم سکوت کنند! واحدی کماکان دنبالِ فرصتی است تا ارادت و پای­بندیِ خود به نظامِ انس و الفتِ اسلامی را نشان دهد. واحدی در دفاع از شاهین نجفی تلاش می­کرد وی را منحرف و خاطی معرفی کند و از دینِ پاکی و راستیِ اسلام برای بخشش شاهین مایه بگذارد. وی فتوای گلپایگانی را با توجه به تاریخ صدور و محتوای آن نامربوط به شاهین دانست و تاییدِ فتوا توسطِ آیت­الله مکارم شیرازی را نیز تاسف­آور خواند زیرا مکارم شیرازی به صراحت اعلام کرده است که توهین به نام ائمه و حتی به &laquo;گُن­بدِ&raquo; امامِ هشتم نیز موجبِ ارتداد و اجرای حکم است. البته واحدی با تخصصی مثال­زدنی به معیار و چشمه­ی زلالِ حقیقتِ سبزها –امامِ راحل- اشاره کرده و در مخالفت با فتوای اخیر درباره­ی شاهین نجفی، تفسیرِ خود را این­گونه شرح می­دهد: &laquo;با مشورت­هایی که با روحانیونِ زیادی کرده­ام &#8230; چون همین­قدر که شاهین اشاره کرده که قصدِ اهانت نداشته، فتوای قتل باطل است&raquo;! یعنی اگر کسی از حق انتقاد یا توهین خود به هر عقیده و مذهب یا خرافه ای نگذرد، فتوای قتل شامل اش خواهد شد.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">واحدی در بخشِ سیاسیِ تحلیلِ خود به وجودِ خرافه در جامعه اعتراف کرد و این­که در دورانِ جمهوری اسلامی افزایش یافته است اما توصیه­ی وی این بود که &laquo;ما اگر هرکاری بکنیم که به نفعِ حاکمیت تمام شود، حتی اگر به قصدِ مبارزه­ با خرافه باشد، غلط است&raquo;!!! می­بینیم که سخن­گویانِ سبز کماکان برای نسوختنِ سیخ و کباب و زیرِ ضرب نرفتنِ نظامِ الفتِ اسلامی موضع می­گیرند و دل­شان می­لرزد که مبادا از یک­سو فرصت را از کف دهند و از سویِ دیگر موضعی بگیرند و برانداز و مخالفِ نظامِ جمهوریِ اسلامی قلم­داد شوند! واحدی در برخورد به صحبت­های شاهرخ مشکین­قلم در انتقاد از سیاست­های حمایت از خرافاتِ دست­اندرکارانِ رژیم از سی­سال پیش تا امروز و ترورِ فریدون فرخ­زاد، برخوردی آشفته و عصبی کرد و او را متهم به عدمِ شناخت و درکِ از هنر معرفی کرد!</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">در مجموع مواضع صدای آمریکا میانه­داری بود و موضع بی­بی­سی و رادیو فرانسه بیشتر تاکید بر فتوا و دفاع از شاهین برای بزرگ کردنِ وجهِ دیگر یعنی صدورِ فتوا. رسانه­های دیگرِ اروپایی نیز –به­ویژه آلمان- بساطِ حمایت امنیتی از شاهین را برجسته کردند ولی حتی از یادآوریِ ترورهای جمهوری اسلامی در خودِ آلمان خودداری کردند. رسانه­های اینترنتیِ فارسی­زبان، عمدتاً حق آزادیِ بیان را برجسته کرده و برخی جریاناتِ سیاسی نیز جنایاتِ رژیم را افشاگری کردند که ترورِ فریدون فرخ­زاد در سال­های دور بحثی رایج در میانِ مباحث بود.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">از زاویه­ی هنری و بررسیِ خودِ اثرِ نقی و از زاویه­ی سبکِ اجرایی آن، بحث زیادی درنگرفته ولی در یکی از مصاحبه­ها که در برنامه­ی زمینه‌ها و زمانه‌هایِ رادیو فرانسه انجام شده بود، نکاتِ جالبی از سویِ مهدی آورند بیان شد. وی درباره­ی موسیقیِ رَپ اشاره دارد که &laquo;این سبک از معیارهای ادبی و به­ویژه نقد ادبی گریزان است و این تناقضی است که بخواهیم آن را با معیارِ ادبی مقایسه کنیم&raquo;. کاری که تا امروز در اکثرِ بررسی­های هنریِ ترانه­ی نقی انجام شده است. آورند در تحلیلِ کلیِ ترانه­ی نقی، آن را در قیاس با کارهای قبلیِ شاهین خالی از ظرافت­های رَپ و اِلِمان­های طنز برآورد می­کند و معتقد است که خواننده علی­رغمِ شاخ و شانه کشیدن در برابرِ هنجارها، به یک جور دست و پا بسته­گیِ بزرگ هم دچار است که او را وامی­دارد که بگوید &laquo;همه آماده تو کفنیم&raquo;! یعنی برعکسِ این­که ترانه­ی رَپ، ترانه­ی اعتراض است و به نظر می­رسد که این ترانه هم­، اعتراضی است، در درون­مایه و بطن و پشتِ این تصویرِ اعتراضی، یک جور انفعال و احساسِ شکست را می­بینیم که به فضای منفعل­تر جامعه گره خورده است و حتی به این منجر شده که نوعی تبلیغِ ایده­ی انتظار در کلامِ شاهین برجسته شود!</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL"><strong>شاهین و ارتداد</strong></p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">ترانه­ی نقی، یک اثرِ هنریِ منفی نیست و شاهین در این ترانه هم، مانند کارهای قبلی­اش، ورای تعریفِ خودش از آن،­ قصد بازنمایی واقعیات جاری جامعه را داشته است. البته همانند هر اثر هنری، اثراتِ اجتماعیِ آن می­تواند از اراده­ی خالقِ آن مستقل باشد.  ترانه­ی نقیِ شاهین هم این­گونه بود. مانندِ بسیاری ترانه­های دیگرش. شاهرخ مشکین­قلم هنرمندِ رقصنده و محبوبی است که به انعکاسِ زوایای اجتماعیِ دیگری از اجرای این اثرِ شاهین اشاره­ی دقیقی دارد که فارق از قصدِ شاهین، بابِ جدل بر سرِ برخی موضوعاتِ اجتماعیِ را باز کرده است. او نکات مهمی را در برنامه­ی مشترک با واحدی در برابر ما می­گذارد؛ او واحدی­ها را به پرسش می­گیرد و در برابرِ استدلالاتِ اخلاقی و وحشت­زده­ی سبزها از توهین به ساحتِ شیعیان و ائمه­ی اطهارشان، وضعیتِ دیگر اقلیت­های مذهبی در طولِ سال­ها و قرن­ها حکومتِ شیعیان را مطرح می­کند؛ او بیان می­کند که این ترانه شاید آیینه­ای در برابرِ امثالِ واحدی­ها و میلیون­ها شیعه­مذهبی که عُرف جامعه­ی ایران با آن­ها تعیین شده و اکنون به­واسطه­ی نقی به عقایدشان توهین شده، قرار دهد تا درک کنند اقلیت­های مذهبیِ دیگر در این دوران چه کشیده­اند. &laquo;به سنی­ها به کله­ی عُمَرِشان توهین می­شود، یهودی را جهود و سگ­جهود، ارمنی­ها را سگ­ارمنی، هندی­ها را گاوپرست و زرتشتی­ها را آتش­پرست و گبری و بهایی­ها را کثافت و نجاست خوانده­ایم&raquo;! به نظرِ وی، در کشوری شیعه­مذهب که قرن­ها به دیگر مذاهب و باورها توهین شده، این کارِ شاهین درواقع –خواسته و ناخواسته- به آن­ها و امثالِ واحدی &laquo;تودهنی&raquo; زده است! شاهرخ مشکین­قلم در انتهای صحبتِ خود جمله­ای از آناتول فرانس را بازگو کرد که: &laquo;اگر میلیون­ها آدم هم­صدا از یک حماقت دم بزنند، ذاتِ آن حماقت هم­چنان پایدار است&raquo; و این حماقت که امروز به­نامِ عرف و اخلاقِ دینی از آن نام برده می­شود، اگر میلیون­ها آدم از آن دم بزنند، هم­چنان حماقت است!</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">بنابراین، اجرای ترانه­ی نقی توسطِ شاهین بخش­هایی از اعتراضات و فریادهای مردم را نماینده­گی می­کند. این همان چیزی­ست که مردم از شاهین انتظار داشتند و دارند و کارهای وی را فارغ از سطحِ تکنیکی و حرفه­اش جذاب می­کند. این همان چیزی­ست که هزاران و بل­که میلیون انسانِ زنده و با­شعور را در رسانه­های عمومی و در خیابان به حمایت از شاهین واداشته است. ده­ها کلیپِ ویدئویی در این چندروز تولید شده که با محوریتِ حمایت از شاهین و ترانه­ نقی، به شدیدترین شکل، مقدساتِ شیعه را و مذهب را به تمسخر گرفته­اند. آمارِ روبه­فزونیِ آن­ها بیان­گرِ واقعیتی است که جامعه از مذهب و دین به حدی روی­گردان است که مبارزه با نماینده­گانِ مذهبیِ حاکم را با تمسخر به سمبل­های دینی و رسمی دنبال می­کند. حمایت از شاهین، تبدیل به اعتراضی شده است که بررسیِ جنبه­های درست و غلطِ آن بحثِ دیگری­ست، بحثِ ما برحق بودنِ اعتراضِ مردم برعلیهِ دین و سمبل­های آن است.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">انتظاری که ما از شاهین داریم این­ست که مثل برخی ترانه­هایش باشد. جا نزند! چندسالِ قبل در ترانه­ی &laquo;آوازه­خوان در خون&raquo; برای فریدون فرخ­زاد خوانده بود: &laquo;&#8230; <strong>آخه زندگی به سبکِ تو پُردردسره</strong> – <strong>قدم تو راهی که لحظه به لحظه خطره</strong> &#8230; ! آری شاهین، این راه پُرخطر است و تو از ابتدا آن را می­دانستی. این سبکِ خواندن و درکنارِ مردم بودن، پُر از خطر است و تو به­ویژه در دوره­ی آغازینِ کارِ هنری­ات مدافع و مبلغِ این سبک بودی و برای همین محبوب شدی. برای همین محبوب بودی. برای همین وقتی در دورانِ انتخاباتِ 88، با ترانه­ی &laquo;چیز&raquo; به میدان آمدی، همه آن­را زمزمه کرده و تکیه­کلامِ بسیاری شده بود. برای همین بود که با تمسخرِ روحانیون، سیاست­مدارانِ اسلامی و بلندکردنِ پرچمِ حقِ زن، به چالش کشیدنِ خرافات و &#8230; در بینِ خواننده­گانِ مردمیِ نسلِ خودت جای گرفتی. حتی بعد از انتخاباتِ 88 که حامیِ جنبشِ سبز و ادعاهای آن­ها شدی و تهی­بودنِ آن ایدئولوژی تو را به خواندن از توهم و هیچ و پوچ رساند، اما هم­چنان در میانِ نسلِ خودت <strong>مردمی</strong> بودی.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">برای همین از تو انتظار داریم که وقتی تنها نیستی، وقتی در نسل خودت جا باز کرده­ای، وقتی قلم و صدا و اعتبارِ بی­چیزان، تبعیدی­ها و زندان­یان، جوانان و&#8230; را پشتِ خودت داری؛ مقاوم باشی و ابرازِ پشیمانی نکنی و با صاحبانِ قدرت از هر قماشی مماشات نکنی! به موجِ بزرگ­تری نگاه کن که درپسِ حرکتِ تو به­راه افتاده و به تضادهای دیگری نگاه کن که سَر باز کرده­اند و باز مثلِ قبل مسئولیتِ تو را در مبارزه به تو یادآوری می­کند. خواستِ امروزِ همه­ی مرتدینِ طرف­دارِ کارگر، خلق، انسان و بشر، حقوقِ زن، ضدِاعدام و آزادی از تو همین است.</p>
<h3 style="text-align:justify;">مرتدینِ جهان، از شاهین حمایت کنید!</h3>
<h3 style="text-align:justify;">زنده­باد ارتداد!</h3>
<blockquote><address>لینک­های جالب در همین­زمینه:<br />
مصاحبه­ی بی­بی­سی با شاهین نجفی در اینترنت به­راحتی قابل دیدن است. لینک زیر در یوتیوب است.<br />
<a href="http://www.youtube.com/watch?v=IEG2hQXc4Ao">http://www.youtube.com/watch?v=IEG2hQXc4Ao</a>لینکِ برنامه­ی دوشنبه­ی &laquo;رویِ خط&raquo; ِ صدای آمریکا و مصاحبه با واحدی و شاهرخ مشکین­قلم.<br />
<a href="http://www.voanews.com/persian/programs/tv/60794777.html">http://www.voanews.com/persian/programs/tv/60794777.html</a>لینک مصاحبه­ی برنامه­ی &laquo;زمینه ها و زمانه ها&raquo; از بخشِ فارسیِ رادیو فرانسه.<br />
<a href="http://www.persian.rfi.fr/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86/20120513-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%88%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%B4%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%80-%D8%B4%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%86-%D9%86%D8%AC%D9%81%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82%DB%8C%D8%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C">http://www.persian.rfi.fr/ایران/20120513-بررسی-واکنش‌ها-به-ترانۀ-شاهین-نجفی-از-منظر-حقوقی،-جامعه‌شناختی-و-ادبی</a>لینک مقاله­ی مهدی اصلانی: &laquo;تبهکارِ تحقیرکار اعدام باید گردد! «آی نقی!» خودت اصلاح طلب ها را اصلاح کن!&raquo;<br />
<a href="http://www.kayhanlondon.com/Pages/archive/khandaniha/article/Sale91/Aslani_1.html">http://www.kayhanlondon.com/Pages/archive/khandaniha/article/Sale91/Aslani_1.html</a></address>
</blockquote>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/shorayejavanan.wordpress.com/1024/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/shorayejavanan.wordpress.com/1024/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/shorayejavanan.wordpress.com/1024/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/shorayejavanan.wordpress.com/1024/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/shorayejavanan.wordpress.com/1024/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/shorayejavanan.wordpress.com/1024/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/shorayejavanan.wordpress.com/1024/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/shorayejavanan.wordpress.com/1024/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/shorayejavanan.wordpress.com/1024/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/shorayejavanan.wordpress.com/1024/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/shorayejavanan.wordpress.com/1024/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/shorayejavanan.wordpress.com/1024/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/shorayejavanan.wordpress.com/1024/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/shorayejavanan.wordpress.com/1024/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=shorayejavanan.com&#038;blog=24275223&#038;post=1024&#038;subd=shorayejavanan&#038;ref=&#038;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shorayejavanan.com/2012/05/18/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b4%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%86-%d9%86%d8%ac%d9%81%db%8c-%d9%88-%d9%86%d9%8e%d9%82%db%8c-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%ac/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0cb4f38eca8b8ae6ac1ecc09941e6531?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">shorayejavanan</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://shorayejavanan.files.wordpress.com/2012/05/naghi-shahin-najafi.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">naghi - shahin najafi</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>رفیق سلامه آزاد باید گردد</title>
		<link>http://shorayejavanan.com/2012/05/18/%d8%b1%d9%81%db%8c%d9%82-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%da%af%d8%b1%d8%af%d8%af/</link>
		<comments>http://shorayejavanan.com/2012/05/18/%d8%b1%d9%81%db%8c%d9%82-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%da%af%d8%b1%d8%af%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 17 May 2012 23:00:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شورایِ دانشجویان و جوانانِ چپِ ایران</dc:creator>
				<category><![CDATA[متفرقه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shorayejavanan.com/?p=1015</guid>
		<description><![CDATA[رفیق سلامه کیله کمونیستِ انقلابیِ فلسطینی که توسط رژیم بشار اسد در زندان بسر می برد این گونه مورد شکنجه قرار گرفت و به اردن تبعید شد. از آنجا که وی سال ها به اردن ممنوع الورود بوده، تبعید وی به اردن موجبات نگرانیِ فعالین را فراهم کرده است. بر همه ی کمونیست های انقلابی [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=shorayejavanan.com&#038;blog=24275223&#038;post=1015&#038;subd=shorayejavanan&#038;ref=&#038;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;"><a href="http://shorayejavanan.files.wordpress.com/2012/05/comrade-salame-keyle.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-1016" title="comrade Salame keyle" src="http://shorayejavanan.files.wordpress.com/2012/05/comrade-salame-keyle.jpg?w=640" alt=""   /></a></p>
<p style="text-align:justify;">رفیق سلامه کیله کمونیستِ انقلابیِ فلسطینی که توسط رژیم بشار اسد در زندان بسر می برد این گونه مورد شکنجه قرار گرفت و به اردن تبعید شد. از آنجا که وی سال ها به اردن ممنوع الورود بوده، تبعید وی به اردن موجبات نگرانیِ فعالین را فراهم کرده است.</p>
<p style="text-align:justify;">بر همه ی کمونیست های انقلابی است که صدای مبارزه ی رفیق سلامه را که با جانِ خود بهای ایده هایش را می پردازد، بلند شود. شورای دانشجویان و جوانان چپ بر این مورد همت گمارده و همه گان را دعوت به همکاری می کند.</p>
<h3 style="text-align:justify;"><span style="color:#ff0000;">زنده باد همبسته گیِ انترناسیونالیستی</span></h3>
<h3 style="text-align:justify;"><span style="color:#ff0000;">زنده باد انقلاب</span></h3>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/shorayejavanan.wordpress.com/1015/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/shorayejavanan.wordpress.com/1015/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/shorayejavanan.wordpress.com/1015/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/shorayejavanan.wordpress.com/1015/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/shorayejavanan.wordpress.com/1015/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/shorayejavanan.wordpress.com/1015/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/shorayejavanan.wordpress.com/1015/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/shorayejavanan.wordpress.com/1015/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/shorayejavanan.wordpress.com/1015/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/shorayejavanan.wordpress.com/1015/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/shorayejavanan.wordpress.com/1015/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/shorayejavanan.wordpress.com/1015/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/shorayejavanan.wordpress.com/1015/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/shorayejavanan.wordpress.com/1015/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=shorayejavanan.com&#038;blog=24275223&#038;post=1015&#038;subd=shorayejavanan&#038;ref=&#038;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shorayejavanan.com/2012/05/18/%d8%b1%d9%81%db%8c%d9%82-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%da%af%d8%b1%d8%af%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0cb4f38eca8b8ae6ac1ecc09941e6531?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">shorayejavanan</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://shorayejavanan.files.wordpress.com/2012/05/comrade-salame-keyle.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">comrade Salame keyle</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>نشریه‌ی رویِ خطِ رادیکال &#8211; شماره‌ی دوم</title>
		<link>http://shorayejavanan.com/2012/05/04/%d9%86%d8%b4%d8%b1%db%8c%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d8%af%d9%88-%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%90-%d8%ae%d8%b7%d9%90-%d8%b1%d8%a7%d8%af%db%8c%da%a9%d8%a7%d9%84/</link>
		<comments>http://shorayejavanan.com/2012/05/04/%d9%86%d8%b4%d8%b1%db%8c%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d8%af%d9%88-%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%90-%d8%ae%d8%b7%d9%90-%d8%b1%d8%a7%d8%af%db%8c%da%a9%d8%a7%d9%84/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 04 May 2012 14:29:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شورایِ دانشجویان و جوانانِ چپِ ایران</dc:creator>
				<category><![CDATA[نشریه روی خط رادیکال]]></category>
		<category><![CDATA[انتشارات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shorayejavanan.com/?p=948</guid>
		<description><![CDATA[در این شماره می خوانید: سرِخط: بیانیه ی شورایِ دانشجویان و جوانان چپِ ایران طبقه ای بر لبه ی تضادِ رادیکال شتر در خواب بیند پنبه دانه! تشکلِ ویژه ی زنان یک مقاله، دو نگاه گامی جسورانه برای رهایی زنان بر افغانستان چه گذشت؟ عینیت بخشیدن به مبارزه ی طبقاتی کارگران دریافتِ نشریه‌ی رویِ خطِ [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=shorayejavanan.com&#038;blog=24275223&#038;post=948&#038;subd=shorayejavanan&#038;ref=&#038;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:center;"><a href="http://shorayejavanan.files.wordpress.com/2012/04/roye-khate-radical-shomare1.pdf"><img class="aligncenter  wp-image-949" title="Roye khat Radical 2-page-001" src="http://shorayejavanan.files.wordpress.com/2012/05/roye-khat-radical-2-page-001.jpg?w=502&h=707" alt="" width="502" height="707" /></a></p>
<h3 style="text-align:right;"><span style="color:#000000;"><strong>در این شماره می خوانید:</strong></span></h3>
<ul>
<li>
<h3 style="text-align:right;"><span style="color:#800000;"><a href="http://wp.me/p1DR5R-eI"><span style="color:#800000;">سرِخط: بیانیه ی شورایِ دانشجویان و جوانان چپِ ایران</span></a></span></h3>
</li>
<li style="text-align:right;">
<h3><span style="color:#800000;"><a href="http://wp.me/p1DR5R-g3"><span style="color:#800000;">طبقه ای بر لبه ی تضادِ رادیکال</span></a></span></h3>
</li>
<li style="text-align:right;">
<h3><span style="color:#800000;"><a href="http://wp.me/p1DR5R-fY"><span style="color:#800000;">شتر در خواب بیند پنبه دانه!</span></a></span></h3>
</li>
<li style="text-align:right;">
<h3><span style="color:#800000;"><a href="http://wp.me/p1DR5R-fT"><span style="color:#800000;">تشکلِ ویژه ی زنان</span></a></span></h3>
</li>
<li style="text-align:right;">
<h3><span style="color:#800000;"><a href="http://wp.me/p1DR5R-g9"><span style="color:#800000;">یک مقاله، دو نگاه</span></a></span></h3>
</li>
<li style="text-align:right;">
<h3><span style="color:#800000;"><a href="http://wp.me/p1DR5R-fM"><span style="color:#800000;">گامی جسورانه برای رهایی زنان</span></a></span></h3>
</li>
<li style="text-align:right;">
<h3><span style="color:#800000;"><a href="http://wp.me/p1DR5R-fG"><span style="color:#800000;">بر افغانستان چه گذشت؟</span></a></span></h3>
</li>
<li>
<h3 style="text-align:right;"><span style="color:#800000;"><a href="http://wp.me/p1DR5R-fu"><span style="color:#800000;">عینیت بخشیدن به مبارزه ی طبقاتی کارگران</span></a></span></h3>
</li>
</ul>
<h2 style="text-align:center;"></h2>
<h2 style="text-align:center;"><span style="color:#ff0000;"><a href="http://shorayejavanan.files.wordpress.com/2012/05/roye-khat-radical-2.pdf"><span style="color:#ff0000;">دریافتِ نشریه‌ی رویِ خطِ رادیکال &#8211; شماره‌ی دوم</span></a></span></h2>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/shorayejavanan.wordpress.com/948/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/shorayejavanan.wordpress.com/948/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/shorayejavanan.wordpress.com/948/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/shorayejavanan.wordpress.com/948/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/shorayejavanan.wordpress.com/948/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/shorayejavanan.wordpress.com/948/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/shorayejavanan.wordpress.com/948/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/shorayejavanan.wordpress.com/948/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/shorayejavanan.wordpress.com/948/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/shorayejavanan.wordpress.com/948/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/shorayejavanan.wordpress.com/948/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/shorayejavanan.wordpress.com/948/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/shorayejavanan.wordpress.com/948/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/shorayejavanan.wordpress.com/948/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=shorayejavanan.com&#038;blog=24275223&#038;post=948&#038;subd=shorayejavanan&#038;ref=&#038;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shorayejavanan.com/2012/05/04/%d9%86%d8%b4%d8%b1%db%8c%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d8%af%d9%88-%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%90-%d8%ae%d8%b7%d9%90-%d8%b1%d8%a7%d8%af%db%8c%da%a9%d8%a7%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0cb4f38eca8b8ae6ac1ecc09941e6531?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">shorayejavanan</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://shorayejavanan.files.wordpress.com/2012/05/roye-khat-radical-2-page-001.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">Roye khat Radical 2-page-001</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>طبقه ای بر لبه ی تضادِ رادیکال</title>
		<link>http://shorayejavanan.com/2012/05/04/%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8-%d9%85%db%8c%e2%80%8a%da%a9%d9%86%d8%af%d8%9f/</link>
		<comments>http://shorayejavanan.com/2012/05/04/%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8-%d9%85%db%8c%e2%80%8a%da%a9%d9%86%d8%af%d8%9f/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 04 May 2012 12:22:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شورایِ دانشجویان و جوانانِ چپِ ایران</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shorayejavanan.com/?p=995</guid>
		<description><![CDATA[چه کسی انقلاب می کند؟ الناز احمدی روی خط رادیکال سعی دارد با طرح مباحث کلان و ضروری جنبش کمونیستی، رویکرد های مختلف را به نقد کشیده و زاویه ی دید خود را با مخاطبان خویش در میان گذارد. از این رو در هر شماره، به موضوعات اساسی درون جنبش به شکلی دنباله دار و انتقادی پرداخته خواهد شد.  [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=shorayejavanan.com&#038;blog=24275223&#038;post=995&#038;subd=shorayejavanan&#038;ref=&#038;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h3><span style="color:#ff0000;"><strong></strong><strong>چه کسی انقلاب می کند؟</strong></span><strong></strong></h3>
<h4 style="text-align:left;"><span style="color:#993300;"><strong>الناز احمدی</strong></span></h4>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL"><strong></strong> روی خط رادیکال سعی دارد با طرح مباحث کلان و ضروری جنبش کمونیستی، رویکرد های مختلف را به نقد کشیده و زاویه ی دید خود را با مخاطبان خویش در میان گذارد. از این رو در هر شماره، به موضوعات اساسی درون جنبش به شکلی دنباله دار و انتقادی پرداخته خواهد شد.  در این شماره اولین بخش از سری مقالات مربوط به چیستی طبقه ی کارگر و چراییِ انقلابی بودن آن بررسی می شود. پیش از ورود به بحث تاکید دوباره بر این موضوع ضروری خواهد بود که پرداختن به موضوعی چون طبقه ی کارگر و جایگاهِ اقتصادی و تاریخی آن و نیز آگاهی که به واسطه این جایگاه کسب می کند، در مقالاتی فشرده و در چند شماره ممکن نخواهد بود. در اینجا تنها شِمایی از بحث اصلی را با شما در میان می گذاریم و در رادیکال به عنوان ارگان اصلی شورایِ دانشجویان و جوانانِ چپ به صورت عمیق تری موضوع را بسط خواهیم داد.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">150 سال از زمانی که مارکس با کشف دیکتاتوریِ پرولتاریا وظیفه ی تاریخی طبقه  ی کارگر را بازشناساند می گذرد. در طی این فاصله جهان دو انقلاب سوسیالیستی بزرگ<span id="more-995"></span> پیروزمند و چندین و چند قیام و شورش و مقاومت و جنگ با درک های مختلف سوسیالیستی را از سر گذرانده است. با آنکه سال ها از روزگاری که انقلاب در دستور کار جهان قرار داشت می گذرد، بوق های تبلیغاتیِ راست حتی یک دم از تقبیحِ اراده  ی میلیونی انسان هایی که در شوروی و چین سوسیالیستی بر سرنوشت خویش تسلط یافته بودند، دست نکشیده اند. بسیاری از رویای تغییر جهان به نفع تمام بشریّت دست کشیده اند. بسیاری با شرمندگی به راست پیچیده اند و در صندوق های رأی و دالان های رنگارنگ مجالس و نهادهای دولتی در جستجوی   « آنچه که ممکن است » و « آنچه که اجازه اش را می دهند » پرسه می زنند و کسانی هم با قیچی تنگ نظری به جان آرمان رهایی بشر افتاده اند و قبا را به قد کوته خویش تراز می کنند. اما انقلاب، لزومش را نه از تئوری و آرزوها و آمال رنگ و رو باخته یا فراموش شده که از عینیّت موجود می گیرد.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">کمونیزم انقلابی،  انقلاب سوسیالیستی را تنها راه رهایی بشر از تنگنای سرمایه داری می داند و باور دارد که انقلاب ممکن است. اما چه کسانی باید انقلاب کنند؟ چه کسانی توان پاسخ گویی به تضادهای موجود را دارند و در مسیر انقلاب تا رسیدن به کمونیزم باقی خواهند ماند؟ و چرا؟ توان بالقوهّ ی تغییر بنیادینِ نظام سرمایه داری در کجا نهفته است؟  و این توان چگونه به فعل درمی آید؟ انقلابات سوسیالیستی پیشین آیا به این دلیل شکست خوردند که عده ای روشن فکر خارج از طبقه، هدایت کل طبقه را بر عهده گرفتند؟ و طبقه نتوانست متکی به خود قدرت تحقق جامعه ی نوین را کسب کند؟ آیا طبقه بدون آن « رهبران » بیرون از طبقه می توانست به آگاهی طبقاتی دست یابد؟ اساساً آن رهبران از کجا پیدا شدند؟ چرا طبقه در جایی انقلاب می کند و در جای دیگری نه؟ چرا طبقه بعضا گرایش به دنباله روی از ایده های دارد که از سوی طبقات و اقشار دیگر ارائه می شود؟ آیا سوسیالیزم ساخته ی دستان کارگران است تنها به این دلیل که بیشتر زجر کشیده اند؟ ویژگی ای که طبقه ی کارگر را از دیگر طبقات پیشین جدا می کند چیست؟ این ها و ده ها سوال دیگر، گره هایی است که گشودن شان مسیر انقلابِ آینده را روشن خواهد کرد.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">سعی می کنیم در این سلسله مقالات با تعریف پرولتاریا به عنوان طبقه ی انقلابی که رهایی اش رهایی دیگر طبقات را به همراه دارد، جایگاه ویژه ی آن را در تحقق جامعه ی بی طبقه ی آینده روشن کنیم. از زمانی که بشر در فرایند تولیدش با محصول اضافی مواجه شد، مالکیت خصوصی بر آن محصول اضافی پا به عرصه ی روابط میان انسان ها نهاد و بر پایه ی آن طبقات در تاریخ شکل گرفتند. جامعه و تاریخ با تقابل دو طبقه ی اصلی در هر دوره، یعنی طبقه ی مالک ابزار تولید که بر کار مسلط است و توزیع را کنترل می کند و ایدئولوژی را درخدمت بهره کشی از فرودستان به کار می گیرد و طبقه ی تولید کننده ی مستقیم که حتی بر کار خویش نیز تسلط ندارد، پیش می رود. سرمایه داری در دل خود نیروهایی را رشد می دهد که مالکیت بر ابزار تولید ندارند و نیروی کارشان را می فروشند تا زندگی فردای شان را تضمین کنند. طبقه ای که در تقسیم کار اجتماعی فرودست ترین جایگاه را دارد. سودها با بهره کشی بیشتر از نیروی کار، همواره افزایش می یابند و موزون با آهنگ رشدشان طبقه ی کارگر را نیز گسترش می دهند. جامعه بر پایه تولید اجتماعی حیات خویش را تامین می کند. بارِ اصلی این تولید بر دوش پرولتاریا است. مارکس در اولین قدم با کارگران به عنوان فرودست ترین و رنجبرترین افراد اجتماع روبرو می شود. از این رو است که از پرولتاریا به عنوان « طبقه ای با زنجیرهای رادیکال » نام می برد.* پرولتاریا به بند کشیده شده است. نیازهایش او را در بند روابط اقتصادی سرمایه داری حبس کرده است. اما انقلابی بودن این طبقه تنها با زنجیرهایش معنا نمی شود.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">مارکس با نگاهی ریشه ای تر رابطه ای را کشف کرد که بین سرمایه داران و کارگران ضروری است و تضمین کننده ی ادامه ی روابط سرمایه دارانه ی موجود است. این رابطه را مارکس در خودِ کار و تولید نشان می دهد. سرمایه داری بر تولید ارزش اضافی بنا شده است. این ارزش را با ترکیب کار زنده و کار مرده(ابزار تولید) در فرایند تولید و از درون کار زنده(یعنی نیروی کارِ کارگر) بیرون می کشد. در تولید مادی است که سرمایه داری می تواند این امر را متحقق کند. نطفه ی روابط سرمایه دارانه و شیشه ی عمر این نظام در دل  استثمارِ کارِ کارگران نهفته است. اما کماکان انقلابی بودن کارگران به استثمار شدن شان مربوط نیست. چرا که مثلا دهقانان هم استثمار می شوند اما جایگاه طبقه ی کارگر را ندارند. پس باز هم باید عمیق تر شد و مسئله را ریشه ای تر بررسی نمود.  سرمایه داری کار را اجتماعی می کند، اجتماعی شدن جهانی کار، با انحصارات صنعتی و مالی مالکین در تضاد قرار می گیرد. ثروت اجتماعی هر چه بیشتر در دستان تعداد اندکی انباشت می شود و آنان به پشتوانه ی این جایگاه استثمار بیشتر را ممکن می کنند و بر کمیت افرادی که چیزی برای عرضه جز نیروی بازوی شان ندارند افزوده می شود. بحران ها سلسله وار رخ می دهند و تاریخ و جامعه از گلوی پرولتاریا نظم نوین را فریاد می زند. این طبقه ی تولیدکنندگان مستقیم است که می تواند علیه تصاحب کننده گان به پا  خیزد، مالکیت خصوصی بر ابزار تولید را ملغا نماید و کنترل و مدیریت اجتماعی ابزار تولید را به دست گیرد و با این کار بیگانگی بین کار و ارزش را از میان بردارد. پرولتاریا بر لبه ی تضادی حرکت می کند که بازتولیدکننده  و تداوم بخش تمامی تضادهای موجود در جامعه ی انسانی است. از این رو تضادش در خود، تمامی تضادها را نهفته دارد و رنجش جهان شمول است. مبارزه ی طبقه ی کارگر برای رهایی از تضادی که با آن دست به گریبان است تنها مبارزه علیه سرمایه داران نیست. این مبارزه به صورت « درخود »* علیه طبقه ی سرمایه دار است و به صورت « برای خود » علیه مالکیت خصوصی که ریشه ی تمامی روابط ستم گرانه و استثمارگرانه را در خود دارد.  پاسخ به این تضاد اساسی در  حذف طبقات نهفته است و با خواست از بین بردن طبقات است که پرولتاریا انقلابی تعریف می شود. از این روست که معتقدیم پرولتاریا نمی تواند خود را رها کند بدون این که دیدی وسیع به کل جامعه را در مسیر مبارزه کسب نماید.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL"> تضاد اصلی کار و سرمایه در ارتباطی دیالکتیکی با دیگر تضادهای موجود در جامعه ی سرمایه داری هم پوشانی دارند و یکدیگر را تقویت و احیا می کنند. پرولتاریا نمی تواند بدون مبارزه علیه کلیه شیوه های ستم و استثمار مالیکت خصوصی را به واقع عمومی و اجتماعی کند و نمی تواند این تضادها را از بین ببرد مگر با لغو مالکیت خصوصی به واسطه ی کسب قدرت سیاسی و اعمال دیکتاتوری پرولتاریا. نکته ای که توجه بدان در درک موضوع اهمیت اساسی دارد؛ تاریخی دیدن مبارزه ی طبقاتی و روند حل تضادها در جامعه است. مبارزه و مسیر آن آگاهی پرولتری را شکل می دهد. اما اینجا مقصود مبارزه ی این طبقه برای کسب حقوق و مزایای خویش ( به عنوان جزئی از روابط تولیدی موجود )  نیست. مبارزه ای که در آن آگاهی پرولتری شکل می گیرد نبردی است علیه تمامی شیوه های ستم و استثمار. کارگران از این رو انقلابی اند که در این مسیر می توانند گام بردارند و گام برداشتن در این مسیر است که می تواند انقلاب را ممکن کند.</p>
<p dir="RTL">* درباره ی مسئله ی یهود، گامی در نقد فلسفه ی حق هگل، انتشارات اختران، ص 70</p>
<address>* مارکس طبقه ی در خود را طبقه ای تعریف کرد که به منافع طبقاتی خویش آگاهی ندارد و برعکس طبقه ی برای خود، طبقه ای است که به منافع اجتماعی و تاریخی خود آگاهی یافته و بر اساس این آگاهی همه جانبه عمل می کند.</address>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/shorayejavanan.wordpress.com/995/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/shorayejavanan.wordpress.com/995/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/shorayejavanan.wordpress.com/995/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/shorayejavanan.wordpress.com/995/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/shorayejavanan.wordpress.com/995/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/shorayejavanan.wordpress.com/995/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/shorayejavanan.wordpress.com/995/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/shorayejavanan.wordpress.com/995/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/shorayejavanan.wordpress.com/995/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/shorayejavanan.wordpress.com/995/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/shorayejavanan.wordpress.com/995/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/shorayejavanan.wordpress.com/995/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/shorayejavanan.wordpress.com/995/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/shorayejavanan.wordpress.com/995/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=shorayejavanan.com&#038;blog=24275223&#038;post=995&#038;subd=shorayejavanan&#038;ref=&#038;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shorayejavanan.com/2012/05/04/%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8-%d9%85%db%8c%e2%80%8a%da%a9%d9%86%d8%af%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0cb4f38eca8b8ae6ac1ecc09941e6531?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">shorayejavanan</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>شتر در خواب بیند پنبه دانه!</title>
		<link>http://shorayejavanan.com/2012/05/04/%d8%b4%d8%aa%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%db%8c%d9%86%d8%af-%d9%be%d9%86%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%87/</link>
		<comments>http://shorayejavanan.com/2012/05/04/%d8%b4%d8%aa%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%db%8c%d9%86%d8%af-%d9%be%d9%86%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 04 May 2012 12:16:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شورایِ دانشجویان و جوانانِ چپِ ایران</dc:creator>
				<category><![CDATA[منطقه نگار]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shorayejavanan.com/?p=990</guid>
		<description><![CDATA[قیاس متوهمانه ی سوچی، موسوی کامران پرند چندی پیش خانم آنگ سان سوچی رهبرِ جنبشِ &#171;اتحاد ملی برای دموكراسی&#187;ِ برمه، پس از 15 سال حبس خانه گی آزاد شد و در انتخابات شرکت نمود و حزبش وارد پارلمانِ برمه شد. از فردای آزادی تا رفتنِ حزبِ ایشان به پارلمانِ برمه، موج شادی و تکاپوی گسترده ای در طیفِ [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=shorayejavanan.com&#038;blog=24275223&#038;post=990&#038;subd=shorayejavanan&#038;ref=&#038;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h3><strong></strong><span style="color:#ff0000;"><strong>قیاس متوهمانه</strong><strong> </strong><strong>ی سوچی، موسوی</strong></span><strong></strong></h3>
<h4 style="text-align:left;"><strong><span style="color:#993300;">کامران پرند</span> </strong></h4>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">چندی پیش خانم آنگ سان سوچی رهبرِ جنبشِ &laquo;اتحاد ملی برای دموكراسی&raquo;ِ برمه، پس از 15 سال حبس خانه گی آزاد شد و در انتخابات شرکت نمود و حزبش وارد پارلمانِ برمه شد. از فردای آزادی تا رفتنِ حزبِ ایشان به پارلمانِ برمه، موج شادی و تکاپوی گسترده ای در طیفِ طرف دارانِ جنبشِ سبز و به خصوص فعالینِ زنِ آن با سابقه حضورِ موثر در کمپین یک میلیون امضا به راه افتاده است. مقالاتِ زیادی از طرف نیروهای راستِ اپوزیسیون و اصلاح طلبانِ دیروز و ترمیم طلبانِ امروز منتشر شد مبنی بر این که &laquo; راه دموکراسی در ایران از برمه می گذرد &laquo;! آن ها با شبیه سازی مدلِ دموکراسی در ایران بر اساس روی دادهای اخیرِ برمه، موجی از دروغ و توهم را پراکنده اند.* تشبیه داستانِ حصرِ خانه گیِ خانم سوچی با حصرِ خانه گیِ موسوی و شرکاء در رأس این مقایسه قرار گرفته و درس هایی که از آن استخراج می کنند شنیدنی و خواندنی است.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">ماجرا در برمه این گونه رقم خورد که وزیرِ امور خارجه ی آمریکا بعد از ۵۰ سال به حیات خلوت چین سفر می کند و آ.س.آن نیز موضوع ریاست برمه در سال ۲۰۱۴ را در دستورِ کار قرار می دهد. پشت بندِ دیدارِ هیلاری کلینتون <span id="more-990"></span>با رهبرانِ برمه، ملاقات با خانم سوچیِ در حصر صورت گرفت. کلینتون رفت، سوچی آزاد شد. انتخابات برای چند کرسی که به هیچ وجه تاثیری در اصلاحات یا قانون گذاری ندارند و کاملاً محلی هستند صورت گرفت و این حزب وارد پارلمان شد. خانم سوچی در مذاکره با نماینده دولت وعده داد در صورتِ فعالیتِ آزاد برای حزب‌اش، در جهتِ آشتیِ ملی و صلح و ثبات در کشور همکاری کند. این خبر را همه جا نوشتند، در یوتیوب هم قرار داده شد، رهبرانِ برمه هم ورود او را به دولت تبریک گفتند اماااااااااااااا سبزهای ما کماکان به دنبالِ بستنِ دخیل به حضرت موسوی هستند که &laquo; چه خوب، موسوی جان تحمل کن چیزی به حضور ما در پارلمان نمانده &laquo;.**</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">چند نکته را بیان می کنیم که سبزها به روشِ همیشه گی شان بر آن ها خاک می پاشند:</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">آزادی خانم سوچی، برگزاری انتخابات و شرکت ایشان در آن، طرحی دولتی بود، آمریکا آن را توصیه کرد، در پرتوِ یک نقشه ی بزرگتر و برای اصلاحاتِ درونی دولت برمه صورت گرفت. این به نوعی دخالت در دولتی است که کاملاً در کمپِ چین است. یعنی رقابتِ بین نیروهای بزرگتر، تغییرات در سطوح دیگر را موجب می شود. هم دولت و هم خانم سوچی برای درآمدن از بحرانِ فشارهای بین المللی و خروج از حصر باید دمِ اربابان بزرگ را می دیدند.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">خانم سوچی در چارچوبه های همین سیستم و برای تر و تازه کردن همین دموکراسی در حصر بود و هدفش به هیچ عنوان تغییر مناسبات برده وارِ میان کارگران و بی چاره گانِ برمه –یعنی بیش از 80 درصد مردم- با سرمایه های بزرگ نبود و هیچ گاه نیز چنین ادعایی نکرد. اگر صدها هزار برمه ای طرفدارِ وی هستند و 15 سال از او حمایت کردند به خاطر این است که دستِ وی به خونِ هزاران برمه ای آلوده نیست و شجاعتِ ایستاده گی بر آرمان هایِ آزادی خواهانه ی خود ولو در چارچوبِ همین نظمِ کهنه را داشت. ولی موسوی نه چنین شجاعتی دارد و کماکان از نظام جمهوری اسلامی و آرمان های امام راحل &laquo;نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر&raquo; می گوید و این که میانِ مردم، کارگران و زحمت کشانِ ایران و جنابِ موسوی و شرکا جویِ خون جاری است.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">از این رو باید به شبیه سازانِ مدل برمه-ایران یا سوچی-موسوی گفت که &laquo;شتر در خواب بیند پنبه دانه&raquo; و توهم خود را به جامعه منتقل نکنید. جامعه و اکثرِ جوانان مدت ها است شما را پس زده اند.</p>
<address>*به فیس بوک فعالینِ شناخته شده ی سابق و فعلی کمپین 1 میلیون امضا و انشعاباتش، سایت های اکثریت-توده ای و حقوق بشریِ ایرانی مراجعه کرده و تحلیل ها و آرزوها را بخوانید.</address>
<address><strong>**  </strong><strong>http://www.rahesabz.net/story/51987</strong></address>
<address>و مصاحبه های بی بی سی را ببینید و بخوانید:</address>
<address><strong>ttp://www.youtube.com/watch?v=YIHe4tLE84E           </strong></address>
<address> </address>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/shorayejavanan.wordpress.com/990/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/shorayejavanan.wordpress.com/990/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/shorayejavanan.wordpress.com/990/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/shorayejavanan.wordpress.com/990/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/shorayejavanan.wordpress.com/990/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/shorayejavanan.wordpress.com/990/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/shorayejavanan.wordpress.com/990/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/shorayejavanan.wordpress.com/990/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/shorayejavanan.wordpress.com/990/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/shorayejavanan.wordpress.com/990/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/shorayejavanan.wordpress.com/990/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/shorayejavanan.wordpress.com/990/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/shorayejavanan.wordpress.com/990/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/shorayejavanan.wordpress.com/990/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=shorayejavanan.com&#038;blog=24275223&#038;post=990&#038;subd=shorayejavanan&#038;ref=&#038;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shorayejavanan.com/2012/05/04/%d8%b4%d8%aa%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%db%8c%d9%86%d8%af-%d9%be%d9%86%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0cb4f38eca8b8ae6ac1ecc09941e6531?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">shorayejavanan</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>یک مقاله، دو نگاه</title>
		<link>http://shorayejavanan.com/2012/05/04/%db%8c%da%a9-%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%84%d9%87%d8%8c-%d8%af%d9%88-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87/</link>
		<comments>http://shorayejavanan.com/2012/05/04/%db%8c%da%a9-%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%84%d9%87%d8%8c-%d8%af%d9%88-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 04 May 2012 11:28:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شورایِ دانشجویان و جوانانِ چپِ ایران</dc:creator>
				<category><![CDATA[متفرقه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shorayejavanan.com/?p=1001</guid>
		<description><![CDATA[ نگاهی به مقاله ی نخستِ &#171;اسلحه&#171; – منتشر شده در شماره ی اول رویِ خطِ رادیکال- و نظرات خواننده گان: رفقای بسیاری از این مقاله استقبال گرمی کردند و به خصوص جوانانِ زیادی با خواندنِ این مقاله یِ کوتاه، سئوالات و نکات مهمی را طرح کردند. برخی گروه ها و نیروهای حزبی نیز ما را از بازخوردهای خود بی بهره نگذاشته و از این [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=shorayejavanan.com&#038;blog=24275223&#038;post=1001&#038;subd=shorayejavanan&#038;ref=&#038;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><strong> <span style="color:#993300;">نگاهی به مقاله</span></strong><span style="color:#993300;"><strong> </strong><strong>ی نخستِ </strong><strong>&laquo;</strong><strong>اسلحه</strong><strong>&laquo;</strong><strong> </strong><strong>–</strong><strong> منتشر شده در شماره</strong><strong> </strong><strong>ی اول رویِ خطِ رادیکال- و نظرات خواننده</strong><strong> </strong><strong>گان:</strong></span></h4>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">رفقای بسیاری از این مقاله استقبال گرمی کردند و به خصوص جوانانِ زیادی با خواندنِ این مقاله یِ کوتاه، سئوالات و نکات مهمی را طرح کردند. برخی گروه ها و نیروهای حزبی نیز ما را از بازخوردهای خود بی بهره نگذاشته و از این مقاله استقبال کردند. در این بین برخی نیز از زود بودنِ انتشارِ این مقاله در اولین شماره انتقادِ رفیقانه کردند، برخی دیگر ما را متهم کردند که بدونِ توجه به دینامیکِ مبارزه ی طبقاتی، یک جانبه به موضوع پرداخته ایم. برخی نیز منتظرِ بخش های دیگرِ این مقاله هستند و تمامِ این موارد ما را برآن داشت تا توجهِ دقیقی به نظرات رفقا، دوستان و مخالفینِ تئوری های مسالمت آمیز بکنیم.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">مهم ترین چالشِ نظری پیرامونِ این مقاله ی کوتاه، بحث های &laquo;جبهه ی کارگری&raquo;* در صفحه ی فیس بوکیِ &laquo;رویِ خطِ رادیکال&raquo;** بود که تمام دیالوگ بین ما و آن ها در همان صفحه در اختیارِ خواننده گان است.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">نکته ی مرکزیِ بحث این رفقا این بود که در مجموع مقاله ی اسلحه، مبارزه ی طبقاتی و جنبشِ طبقه ی کارگر را در مبارزه ی مسلحانه خلاصه کرده و به آماده گی این طبقه برای<span id="more-1001"></span> انقلاب توجهی نداشته و عملاً رویکردِ ما را به طبقه ی کارگر بی توجهی دانسته و ما را با عده ای مسلح و خارج از مبارزات طبقه یکی دانسته است. ما را منحرف از لنینیسم و سوسیالیسم علمی قلمداد کرده و نظراتِ ما درموردِ مبارزه ی مسلحانه را با اصولِ عامِ این مبارزه مغایر دانسته است. این رفقا بحث های خود را بارها تکرار کرده و سعی داشتند تا توجه ما را به نکاتِ فوق جلب کرده و مسائلِ دیگرِ مورد نظرِ خود را به ما یادآوری کنند.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">ما ضمن تشکر از این رفقا سه نکته را تاکید و برای این رفقا روشن کردیم:</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">اول این که این مقاله بخش نخست از یک مجموعه مقالات است و زوایای گوناگونی کماکان بحث نشده است. بد نیست که رفقا کمی صبر داشته و تحلیلِ ما را در کلیتِ خودش یا حداقل در سطحِ وسیع تری بخوانند و سپس با قاطعیت نظر دهند.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">دوم این که برای ما طبقه ی کارگر و مبارزاتِ آن و رهبریِ انقلابِ پرولتری بسیار روشن است و دلیلی برای اثبات یا توضیحِ آن نیست اما این که با اشاره به بخش هایی از یک مقاله بتوان جمعی را لنینیسم و علمی نامید و برخی را منحرف از آن اصول، نشان از دغدغه های دیگری دارد که ریشه اش به بحث های جمع بندی نشده از تجربیاتِ انقلابیِ قرن بیستم و جنبش کمونیستیِ ایران باز می گردد.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">سوم این که ما پیش فرضِ رفقا درموردِ قانونِ عامِ جنگ را نقض کردیم. بحث ما صرفاً بحثی عام نیست. این را نه ما بل که هر مبارزه ی مسلحانه ی انقلابی – جدا از نتیجه ی آن &#8211; ثابت کرده است. در پیش شرط های نقل شده توسطِ این رفقا، سرباز به عنوان ماشین در نظر گرفته شده اما در مبارزه ی پرولتری، رزمنده به اهداف نبردی که می کند و ایده ی حاکم برآن آگاه است.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">پلمیک اصلی ما با جبهه ی کارگری موارد فوق بود، هرچند که ایشان بحث های خود را بازتکرار کردند اما ما ترجیح دادیم که با ادامه ی مقاله در بخش های دیگر نه تنها این رفقا را روشن کنیم بل که با درک های این چنینی بر سر مبارزه ی مسلحانه مرزبندی قاطع خود را نشان دهیم.</p>
<address> </address>
<address><strong>* </strong><strong>http://jebhe-k.blogspot.com/</strong></address>
<address><strong>**  </strong><strong>http://www.facebook.com/messages/?action=read&amp;tid=id.289753167765803</strong></address>
<address> </address>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/shorayejavanan.wordpress.com/1001/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/shorayejavanan.wordpress.com/1001/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/shorayejavanan.wordpress.com/1001/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/shorayejavanan.wordpress.com/1001/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/shorayejavanan.wordpress.com/1001/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/shorayejavanan.wordpress.com/1001/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/shorayejavanan.wordpress.com/1001/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/shorayejavanan.wordpress.com/1001/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/shorayejavanan.wordpress.com/1001/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/shorayejavanan.wordpress.com/1001/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/shorayejavanan.wordpress.com/1001/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/shorayejavanan.wordpress.com/1001/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/shorayejavanan.wordpress.com/1001/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/shorayejavanan.wordpress.com/1001/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=shorayejavanan.com&#038;blog=24275223&#038;post=1001&#038;subd=shorayejavanan&#038;ref=&#038;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shorayejavanan.com/2012/05/04/%db%8c%da%a9-%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%84%d9%87%d8%8c-%d8%af%d9%88-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0cb4f38eca8b8ae6ac1ecc09941e6531?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">shorayejavanan</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>لزوم تشکل ویژه ی زنان</title>
		<link>http://shorayejavanan.com/2012/05/04/%d9%84%d8%b2%d9%88%d9%85-%d8%aa%d8%b4%da%a9%d9%84-%d9%88%db%8c%da%98%d9%87-%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/</link>
		<comments>http://shorayejavanan.com/2012/05/04/%d9%84%d8%b2%d9%88%d9%85-%d8%aa%d8%b4%da%a9%d9%84-%d9%88%db%8c%da%98%d9%87-%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 04 May 2012 11:26:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شورایِ دانشجویان و جوانانِ چپِ ایران</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shorayejavanan.com/?p=985</guid>
		<description><![CDATA[ سارا کوشش چندی پیش از 6 تا 8 آوریل در شهر هامبورگ آلمان کنفرانسی با عنوان &#171;جنبش رهایي زنان، افق ها و دورنما ها!&#187; برگذار شد که در آن زنان مبارز و کمونیست از گروه ها و احزاب مختلف و یا به صورت مستقل شرکت یافتند تا بر سر مسائلی گوناگونی بحث کنند. در بیانیه فراخوان این همایش خاطر [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=shorayejavanan.com&#038;blog=24275223&#038;post=985&#038;subd=shorayejavanan&#038;ref=&#038;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 style="text-align:left;"> <strong><span style="color:#993300;">سارا کوشش</span> </strong></h4>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">چندی پیش از 6 تا 8 آوریل در شهر هامبورگ آلمان کنفرانسی با عنوان &laquo;جنبش رهایي زنان، افق ها و دورنما ها!&raquo; برگذار شد که در آن زنان مبارز و کمونیست از گروه ها و احزاب مختلف و یا به صورت مستقل شرکت یافتند تا بر سر مسائلی گوناگونی بحث کنند. در بیانیه فراخوان این همایش خاطر نشان شده است که: « بدون شک زنان نيروي اجتماعي بزرگ و تاثيرگذاري در تغيير و تحولات سياسي آينده ايران خواهند بود. اما سوال اينجا است که به نفع چه طبقه و برنامه اي  عمل خواهند کرد؟ آيا قادر خواهند بود برنامه، افق و جهتي را در پيش بگيرند که منطبق بر رهایي کامل زنان باشد؟ آيا قادر خواهند بود تشخيص دهند که عميق ترين منافع شان در دگرگوني انقلابي نظام سياسي، اقتصادي، اجتماعي و ايدئولوژيک در ايران است؟ »</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">این نشست، همانند دیگر فعالیت های زنان موافقان و مخالفان خود را داشت و باز هم به سنت گذشته یکی از محورهای مخالفت، مسئله ی تشکلات ویژه زنان بود چرا که متصدیان و شرکت کنندگان در آن بعضا در سازمان های<span id="more-985"></span> ویژه ی زنان شرکت داشته و یا از مدافعان آن به شمار می آیند. شکل و سطح این انتقادات نیز گستره ی گوناگونی را در بر می گرفت. در این نوشته ی کوتاه تلاش می شود که به تعدادی از این انتقادات پرداخته شود.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">1- برخی بر این باورند که تشکلاتی مختص زنان به دلیل عدم حضورِ مردان، از کیفیت و سطح نازلی برخورداراست.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">2- تشکلات مجزا می تواند، انرژی جمعی و یکپارچه را به اجزای جدا از یکدیگری تبدیل کند که هر یک به شدت ضعیف و شکننده اند. حال آن که یکی شدن آنان توان مضاعفی ایجاد می کند.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">3- جداسازی که در این گروه ها صورت می گیرد خود نوعی از آپارتاید جنسی است که در برخی از رژیم های مرتجع (از جمله جمهوری اسلامی) صورت می پذیرد.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">4- مسئله ی زنان به صورت خاص مفهومی بورژوایی و انحرافی است و در صورت تحقق سوسیالیزم، مسئله ی زن به خودی خود حل می شود.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">5- تک جنسیتی بودن چنین تشکلاتی از واقعیت اجتماعی که مردان و زنان به صورت مشترک در آن زندگی می کنند دور بوده و هر آنچه آنان به بحث می گذارند یک جانبه مورد ارزیابی قرار می گیرد.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">6- آیا مردان نمی توانند به زنان در احقاق حقوقشان یاری رسانند؟</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">باید خاطر نشان کرد که این مباحث و مجادلات و البته مخالفت ها به سال های اخیر محدود نمی شود و جنبش زنان از بدو تولد با این چنین چالش هایی روبه رو بوده است. ما نیز بر آن هستیم تا بر اساس آنچه تاریخ این مبارزات چه در ایران و چه در سطح بین الملل به ما آموخته، به این انتقادات پاسخ دهیم:</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">1- تصور در مورد پایین بودن سطح کیفی تشکل های ویژه ی زنان بدون حضور مردان، علاوه بر آنکه ناشی از یک نگاه مردسالار است؛ تعقل و پرسش گری را ویژگی هایی مردانه می داند و از یاد می برد که زنان متشکل شده در  یک تشکل ویژه ی زنان نه تنها از تبادلات فکری و مجادلات نظری روز به طرق مختلف آگاه می شوند بلکه عموما در سازمان ها و احزاب دیگری نیز عضویت دارند. این بدان معنی است که میزان توان مندی یک چنین تشکلاتی به واقع بازتاب سطح تفکرات، جنبش ها و احزاب موجود در جامعه است.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">2- به تشکلات گوناگون موجود باید همانند جبهه های مختلفی نگریست که علی رغم آنکه از یک افق و هدف واحد (که همانا رهایی واقعی نوع بشر است) تغذیه می شوند می توانند هر یک از سنگر خود جنگ طبقاتی را پیش برده و در صورت شکست در یک جناح، به معنی باخت جنگ به صورت کلی نبوده و جنگ تا احیای مجدد جبهه مغلوب می تواند در دیگر جبهه ها ادامه یابد.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">3- آپارتاید جنسی را نمی توان به این چنین سازمان هایی تعمیم داد چرا که این تفکیک جنسیتی در مدت زمان محدودی که زنان در این تشکلات حضور به هم می رسانند صورت گرفته و در واقع قطع ارتباط به صورت کلی و همیشگی و اجباری صورت نمی پذیرد.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">4- بورژوایی بودن مسئله ی زنان و حواله دادن احقاق حقوق زنان به تحقق سوسیالیزم از بدفهمی ها و نواقص رایج  جنبش چپ و کمونیستی به ویژه در ایران است. اما همان طور که تجربه ی دو انقلاب سوسیالیستی شوروی و چین به ما می آموزد؛ مسئله ی زنان به دلیل خاص بودن به خودی خود حل نشده و نیاز به تدابیر و برنامه ریزی های ویژه ای دارد که پرداختن به آن را قبل و به طور حتم در دوران سوسیالیزم نیز باید به صورت ویژه در دستور کار قرار داد.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">5- تشکل ویژه ی زنان نه بر روی کره ای دیگر است و نه در فضایی عایق شده و فاقد ارتباط با دنیای بیرون، از این رو نه تنها مباحث روز دنیای سیاست در درون تشکلات راه می یابد که همواره این امکان وجود دارد که مناقشات درون این سازمان ها از طریق اعضا و نماینده گانش به بیرون راه یابد و حتی در صورت نیاز به بحث در سطح عموم گذارده شود.</p>
<p style="text-align:justify;" align="right">6- از آنجا که رهایی زنان تنها مختص به زنان نیست و آزادی بشر را تحت الشعاع قرار می دهد مردانی هستند که مسئله ی زنان را در دستور کار خود قرار داده اند اما باید اذعان کرد تعداد آنان بسیار محدود بوده و نیز آنان می توانند منافع زنان را به طرق دیگر و مکانی دیگر نماینده گی کنند. تشکل ویـژه ی زنان تنها محل و تنها امکانی است که زنان دارند تا در آن متصدی منافعی باشند که مشخصا آنان را از برده گی می رهاند. تنها امکانی که فراتر از اجبارهای جامعه ی مردسالار دانش ساختن تشکل، روش حل تضادهای درون تشکل، توان و علم رهبری کردن سازمان را کسب کنند و به کار برند.</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/shorayejavanan.wordpress.com/985/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/shorayejavanan.wordpress.com/985/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/shorayejavanan.wordpress.com/985/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/shorayejavanan.wordpress.com/985/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/shorayejavanan.wordpress.com/985/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/shorayejavanan.wordpress.com/985/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/shorayejavanan.wordpress.com/985/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/shorayejavanan.wordpress.com/985/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/shorayejavanan.wordpress.com/985/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/shorayejavanan.wordpress.com/985/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/shorayejavanan.wordpress.com/985/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/shorayejavanan.wordpress.com/985/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/shorayejavanan.wordpress.com/985/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/shorayejavanan.wordpress.com/985/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=shorayejavanan.com&#038;blog=24275223&#038;post=985&#038;subd=shorayejavanan&#038;ref=&#038;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shorayejavanan.com/2012/05/04/%d9%84%d8%b2%d9%88%d9%85-%d8%aa%d8%b4%da%a9%d9%84-%d9%88%db%8c%da%98%d9%87-%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0cb4f38eca8b8ae6ac1ecc09941e6531?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">shorayejavanan</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>گامی جسورانه برای رهایی زنان</title>
		<link>http://shorayejavanan.com/2012/05/04/%da%af%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%ac%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/</link>
		<comments>http://shorayejavanan.com/2012/05/04/%da%af%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%ac%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 04 May 2012 11:23:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شورایِ دانشجویان و جوانانِ چپِ ایران</dc:creator>
				<category><![CDATA[گزارش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shorayejavanan.com/?p=978</guid>
		<description><![CDATA[گزارش شورا از اولین نشست زنان چپ و کمونیست از تاريخ ٦ تا ٨ آوريل ٢٠١٢  در هامبورگ - آلمان از سفر بازگشته‌ایم اما شور و حرارت سفر در کوله‌بارمان به‌جا مانده است. با همه‌ی مشکلات مالی، درسی و کاری و &#8230; با شور و شوق و اندکی کنجکاوی به هامبورگ رفتیم تا سه روز [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=shorayejavanan.com&#038;blog=24275223&#038;post=978&#038;subd=shorayejavanan&#038;ref=&#038;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h3 align="center"><span style="color:#993300;"><strong>گزارش شورا از اولین نشست </strong></span></h3>
<h3 style="text-align:center;" align="center"><span style="color:#993300;"><strong>زنان چپ و کمونیست</strong></span></h3>
<h3 style="text-align:center;" align="center"><span style="color:#993300;"><strong>از تاريخ ٦ تا ٨ آوريل ٢٠١٢  در هامبورگ -</strong><strong></strong><strong> آلمان</strong></span></h3>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">از سفر بازگشته‌ایم اما شور و حرارت سفر در کوله‌بارمان به‌جا مانده است. با همه‌ی مشکلات مالی، درسی و کاری و &#8230; با شور و شوق و اندکی کنجکاوی به هامبورگ رفتیم تا سه روز تمام در کنفرانسی که عده‌ای از زنان چپ و کمونیست فراخوانش را داده بودند شرکت کنیم.۱ می‌دانستیم در اولین نشست زنان کمونیست حضور خواهیم داشت تا هم در کنارشان اولین گام‌های گرایش انقلابی جنبش زنان را استوارتر سازیم و هم حلقه‌ی گسسته‌ی بین نسل جوان عصیان‌گر را با زنان شورش‌گر انقلابی بازسازی کنیم.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">زنان کمونیست، سوسیالیست، سوسیال فمینیست‌ها، رادیکال فمینیست‌ها و انقلابی گرد آمده بودند تا به نیاز ضروری گرایش رادیکال و انقلابی جنبش زنان پاسخ دهند و نهادی را پایه‌ریزی کنند که در آن به بحث و جدل جدی بر سر دیدگاه‌های کمونیستی، راه‌کارها، ضعف‌ها، محدودیت‌ها و افق رهایی زنان با هم <span id="more-978"></span>به بحث و جدل بپردازند و دیدگاه‌های خودشان و جنبش کمونیستی را در رابطه با مساله‌ی زنان به نقدی بی‌رحمانه بکشند تا جنبش کمونیستی هم از این منظر بتواند نقش واقعی و پیشروی خودش را که پرچم‌داری جنبش زنان نیز هست در دست بگیرد. چون &laquo;ما در آستانه دگرگونی های سیاسی و اجتماعی ناگزیری ایستاده‌ایم. بدون شک زنان نیروی اجتماعی بزرگ و تاثیر گذاری در تغییر و تحولات سیاسی آینده ایران خواهند بود. اما سوال این‌جاست که به نفع چه طبقه و برنامه‌ای عمل خواهند کرد؟ آیا قادر خواهند بود برنامه، افق و جهتی را در پیش بگیرند که منطبق بر رهایی کامل زنان باشد؟ آیا قادر خواهند بود تشخیص دهند که عمیق‌ترین منافع‌شان در دگرگونی انقلابی نظام سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و ایدئولوژیک در ایران است؟&raquo;(به نقل از اطلاعیه شماره 2)1</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">در دورانی که کمونیست نامیده شدن و زن بودن جرمی نابخشودنی است، اما در این نشست ۱۰۰ زن و مرد چپ و کمونیست از کشورهای کانادا، سوئد، انگلستان، فنلاند، نروژ، سوئیس، آلمان، هلند و بلژیک &#8230; گرد آمدیم و بیش از ١٢٠ نفر هم از طريق پالتاک همراه‌مان شدند. با طنین سرود انترناسیونال مشت گره کردیم و با رفقای آلمانی و افغانستانی هم‌صدا پیمان بستیم که تا روز جدال نهایی در کنار هم بمانیم.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">در طی دو روز اول نشست سخنرانان در رابطه با تم‌های ستم جنسیتی، تاثیرات مخرب گرایشات اصلاح‌طلب جنبش زنان که در پی ترمیم نظام زن‌ستیز اسلامی هستند، نقش متشکل کردن زنان در محیط‌های مختلف کار و زندگی، بندهایی بر پای دختران دانشجو، نقد اهداف و جایگاه کمپین یک میلیون امضا، اهداف و تاثیرآن بر دختران جوان، جنبش رهایی زنان افغانستان و تجاوزات نیروهای خارجی در سه دهه‌ی اخیر، نقش مذهب در به بند کشیدن هر چه بیشتر زنان، بررسی گرایشات انحرافی جنبش چپ نسبت به موضوع زنان، بررسی دیدگاه مردسالار در تشکلات و فعالین کارگری، نقش و جایگاه کوموله در سازماندهی زنان و&#8230;. سخن گفتند و البته متقابلا شرکت‌کننده‌گان هم بسیار جدی و فعال وارد بحث و جدل می‌شدند به طوری که به نظر می‌رسید جلسه هیچ استراحتی ندارد و هیچ‌کس لحظه‌ای را برای ادامه بحث از دست نمی‌دهد.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">رفقا فریبا و گلشن از فعالین شورای دانشجویان و جوانان چپ ایران هم در این نشست سعی داشتند در سخن رانی‌های‌شان در پنل جوانان و بحث‌ها و ابراز نظرها به شکل حداکثری و با استفاده از تجربه‌ی مستقیم‌شان در جنبش زنان در ایران، نظر شورا را در مورد مساله زنان و نگاه نقادانه به روی‌کرد جنبش کمونیستی در این زمینه انعکاس دهند تا شاید از این منظر کمکی به باز شدن این بحث در جنبش نوین کمونیستی در نسل جوان انقلابی بنمایند.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">بخشی از این نشست نیز به قدردانی از رفیق آذر درخشان به عنوان فعال خستگی‌ناپذیر جنبش زنان و جنبش کمونیستی اختصاص داشت. آذر از طریق پالتاک به اولین نشست زنان چپ و کمونیست پیام داد. وی برجایگاه و نقش مهم این نشست و ادامه کاری آن در اوضاع پیچیده‌ی ایران و خاورمیانه که بی‌راهه‌های گوناگونی در مقابل زنان قرار دارد، و دست‌یابی به افق رهایی زنان، تاکید کرد.</p>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL">روز سوم هم در جمع‌بندی از این نشست نقطه‌ی مشترک همه شرکت‌کننده گان و برگزارکننده گان این بود که باید این نشست تداوم و استمرار پیدا کند و با جدیت بیشتر طیف وسیع تری از گرایشات موجود در جنبش زنان را فرا بخواند. البته ضامن چنین موفقیتی این خواهد بود که زنان کمونیست و انقلابی به این ضرورت رسیده باشند که به عنوان گرایشی در جنبش زنان ایده‌هایشان را فراگیر کنند.</p>
<address> </address>
<address>۱ &#8211; دعوت از همه فعالین رادیکال و انقلابی جنبش زنان!</address>
<address><strong>http://www.8mars.com/browsf.php?tb=8MARS_ELAMYEH&amp;fn=etelaeiyeh_zanane_chap.htm&amp;catId=1000&amp;pgn=1</strong></address>
<address><strong>http://www.8mars.com/browsf.php?tb=8MARS_ELAMYEH&amp;fn=etelaeiyeh2_zanane_chap_Final.htm&amp;catId=1000&amp;pgn=1</strong></address>
<address>۲- با استفاده از گزارش اولین نشست زنان چپ و کمونیست</address>
<address><strong>http://www.8mars.com/browsf.php?tb=8MARS_ELAMYEH&amp;fn=gozaresh%20neshast%20zanane%20chap.htm&amp;catId=0&amp;pgn=</strong></address>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/shorayejavanan.wordpress.com/978/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/shorayejavanan.wordpress.com/978/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/shorayejavanan.wordpress.com/978/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/shorayejavanan.wordpress.com/978/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/shorayejavanan.wordpress.com/978/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/shorayejavanan.wordpress.com/978/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/shorayejavanan.wordpress.com/978/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/shorayejavanan.wordpress.com/978/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/shorayejavanan.wordpress.com/978/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/shorayejavanan.wordpress.com/978/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/shorayejavanan.wordpress.com/978/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/shorayejavanan.wordpress.com/978/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/shorayejavanan.wordpress.com/978/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/shorayejavanan.wordpress.com/978/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=shorayejavanan.com&#038;blog=24275223&#038;post=978&#038;subd=shorayejavanan&#038;ref=&#038;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shorayejavanan.com/2012/05/04/%da%af%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%ac%d8%b3%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0cb4f38eca8b8ae6ac1ecc09941e6531?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">shorayejavanan</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>بر افغانستان چه گذشت؟</title>
		<link>http://shorayejavanan.com/2012/05/04/%d8%a8%d8%b1-%d8%a7%d9%81%d8%ba%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%da%86%d9%87-%da%af%d8%b0%d8%b4%d8%aa%d8%9f/</link>
		<comments>http://shorayejavanan.com/2012/05/04/%d8%a8%d8%b1-%d8%a7%d9%81%d8%ba%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%da%86%d9%87-%da%af%d8%b0%d8%b4%d8%aa%d8%9f/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 04 May 2012 11:06:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شورایِ دانشجویان و جوانانِ چپِ ایران</dc:creator>
				<category><![CDATA[منطقه نگار]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shorayejavanan.com/?p=972</guid>
		<description><![CDATA[به بهانه ی سالگرد کودتای هفتم ثور افغانستان  نور احمد فیضان  توضیح : چندی پیش گویا ناگهان مُد شده و در برخی از صفحات فیس بوک فیلم هایی از سخنرانی های نجیب الله آخرین رئیس جمهوری رژیم خلقی افغانستان پخش شد، همراه با ذکر محاسنی از نجیب و روزگار حاکمیت حزب خلق. این مساله بهانه ای شد تا نگاهی [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=shorayejavanan.com&#038;blog=24275223&#038;post=972&#038;subd=shorayejavanan&#038;ref=&#038;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h3 align="center"><span style="color:#ff0000;"><strong>به بهانه</strong><strong> </strong><strong>ی سالگرد کودتای هفتم ثور افغانستان</strong></span></h3>
<h4 style="text-align:left;" align="right"> <span style="color:#993300;"><strong>نور احمد فیضان</strong></span></h4>
<p style="text-align:justify;" dir="RTL"> توضیح : چندی پیش گویا ناگهان مُد شده و در برخی از صفحات فیس بوک فیلم هایی از سخنرانی های نجیب الله آخرین رئیس جمهوری رژیم خلقی افغانستان پخش شد، همراه با ذکر محاسنی از نجیب و روزگار حاکمیت حزب خلق. این مساله بهانه ای شد تا نگاهی کوتاه به دوران حاکمیت حزب خلق و شوروری ها در افغانستان بیاندازیم. این مقاله توسط یکی از رفقای افغان تنظیم شده و به فارسی متداول در ایران ویرایش شده است. بیش از  11 سال از تجاوز امپریالیستی ارتش آمریکا به افغانستان می گذرد. آنچه بمب ها و دولت دست نشانده آمریکایی برای مردم افغانستان خصوصا کارگران و زحمت کشان و زنان و کودکان این کشور به بار آورده اند جز ویرانی و فلاکت و فقر و گرسنگی نبوده است. این مساله باعث شده است تا بخش هایی از مردم افغانستان بار دیگر به اسلام گرایان مرتجع طالبان تمایل پیدا کنند، اما هستند تعدادی نیز که از سیاهی و بدبختی افغانستان تحت حاکمیت آمریکایی ها از دوران رژیم وابسته به امپریالیسم شوروی به خوبی یاد می کنند. معروفترین تبلیغ کنندگان این گرایش، بقایای رژیم خلقی هستند یعنی کسانی که در جریان سال های حاکمیت دولت دست نشانده ی شوروی ها از راه استثمار کارگران و دهقانان افغان به<span id="more-972"></span> زندگی مرفه و موقعیت های بالای اجتماعی رسیده بودند و البته روزیونیست ها و طرفداران شوروی سابق.  رژیم شوروی در آستانه اشغال افغانستان دیگر یک دولت سوسیالیستی و انقلابی نبود. با روی کار آمدن دار و دسته خروشچف و بعد از او برژنف طرفداران سرمایه داری از داخل خود حزب کمونیست البته این بار با نام سوسیالیسم و به شکل یک سرمایه داری انحصاری دولتی بیرون آمدند و شوروی را به یک نظام سرمایه داری امپریالیستی تبدیل کردند که در داخل با معیارها و مکانیزم های سرمایه داری کار می کرد و در خارج بر مبنای امپریالیسم و مناسبات نابرابر و غارت گرانه با کشورهای متحدش در بلوک شرق و کشورهای تحت سلطه. یکی از این کشورها افغانستان بود. از سال های میانه دهه 60 میلادی حزب دموکراتیک خلق افغانستان با پایه ای در میان بورژوازی و خورده بورژوازی افغانستان و روشنفکران و دانشجویان توسعه گرا یعنی کسانی که خواهان پیشرفت صنعتی و فنی افغانستان بودند و نه الزاماً کمونیسم و تغییر ریشه ای و آگاهانه جهان، تشکیل شد. این حزب از همان آغاز به دو گرایش خلق و پرچم تقسیم شد و دنباله روتمام عیار الگوهای اقتصادی و فکری و سیاسی شوروی و سوسیالیسم قلابی تجدید نظرطلبان روسی بود. حزب به مرور توانست در میان ارتش افغانستان و با استفاده از گرایشات ملی گرایانه ی پشتونی ( قوم اکثریت مردم افغانستان ) نیز پایه ای پیدا کند. ظاهر شاه آخرین پادشاه افغانستان توسط پسر عمویش، سردار داوود در سال 1352 سرنگون شد. جمهوری داوود تا زمانی که مواضع بین المللی اش به شوروی ها نزدیک بود از سوی دو جناح حزب خلق به ویژه جناح پرچم حمایت می شد اما با دور شدن داوود از بلوک شرق، نظامیان طرفدار شوروی و حزب خلق کودتایی را در 7 ثور ( اردیبهشت ) 1357/ 27 آوریل 1978 انجام دادند که به سرنگونی داوود و روی کارآمدن حزب خلق با ریاست نورمحمد تره کی منجر شد. این کودتا کمتر پایه ای در میان مردم افغانستان خصوصاً توده های محروم و زحمت کشان این کشور داشت و به نام « انقلاب ثور » قالب شد. خلقی ها شناخت دقیق و علمی مارکسیستی مبتنی بر ماتریالیسم دیالکتیک و تحلیل مشخص از شرایط مشخص از ساختار جامعه افغانستان نداشتند و درک شان الگو برداری شده از کمونیسم قلابی و رویزیونیسم شوروی بود. به همین دلیل رژیم تره کی و خصوصا معاون او حفیظ الله امین با در پیش گرفتن برنامه های بلند پروازانه و تخیلی اقتصادی و فرهنگی که هیچ مبنایی در واقعیت مادی جامعه افغانستان نداشت و همچنین روشن شدن وابستگی تمام عیارشان به امپریالیسم شوروی باعث خشم مردم شدند و نتیجه آن قیام ها و شورش های مردمی علیه رژیم خلقی بود. معترضین به مرور و در اثر بی کفایتی رژیم خلقی و سرکوب وحشیانه و اعدام ها و شکنجه های هولناکی که در زندان ها علیه مخالفین سیاسی دولت اعمال می شد، ضد کمونیست شدند و به طرف گروه های اسلامی که توسط آمریکا و متحدین اش حمایت می شدند تمایل پیدا کردند و بدین ترتیب رژیم خلقی در آستانه سقوط قرار داشت که ارتش شوروی در دسامبر 1979 / دی 1358 وارد افغانستان شد و کوشید تا با اشغال این کشور مانع از سقوط رژیم دست نشانده اش بشود. از طرف دیگر امپریالیسم آمریکا و متحدین اش با حمیات همه جانبه مالی و تسلیحاتی از اسلام گرایان مرتجع افغان و و بسیج کردن و فرستادن بنیادگرایان از سراسر جهان اسلام، افغانستان را به پرورشگاه جنگ جویان اسلام گرا تبدیل کرند. بسیاری از جهادگران ضد شوروی بعدها گروه هایی مانند القاعده و طالبان را ساختند. اشغال افغانستان تا سال 1989 ادامه یافت. روس ها پس از اشغال افغانستان دولتی به ریاست ببرک کارمل رئیس جناح پرچم و بعدها نجیب الله رئیس سازمان مخوف امنیتی خلقی ها ( خاد ) تشکیل دادند. افغانستان به یکی از نیمه مستعمره های شوروی تبدیل شد و یک اقتصاد سرمایه داری انحصاری دولتی مانند مدل خود شوروی بر آن اعمال شد که نه تنها در مسیر رهایی کارگران و زحمت کشان افغان قرار نگرفت بلکه اساساً تلاش می کرد تا ساختار نیمه مستعمره–نیمه فئودال این کشور را به یک بورژوازی کمپرادور وابسته به امپریالیسم شوروی تبدیل کند. کمونیسم دروغین روسی پتانسیل های انقلابی جامعه افغانستان که پیش از روی کار آمدن رژیم خلقی در حال گسترش بود را بر باد داد، توده های مردم به خصوص اقشار روستایی و بی سواد را به سمت دم دست ترین ایدئولوژی ممکن یعنی اسلام سیاسی سوق داد و تثبیت ارتجاع خصوصاً علیه زنان کمک کرد. شوروی پس از خروجش یک ویرانه سراسری به نام افغانستان با ده ها هزار اسلامگرای مرتجع و مسلح و آموزش دیده بر جای گذاشت. افغانستان دوران سیاه طالبان و همچنین افغانستان امروز چیزی نیست جز محصول رقابت کثیف امپریالیست های آمریکایی و روسی. مردم افغانستان طی سه دهه اخیر در فلاکت بارترین روزهای تاریخ این کشور سه مدل حکومتی وابسته به امپریالیست ها و مرتجعین یعنی رژیم روسی، اسلام سیاسی مجاهدین افغان و طالبان و رژیم دست نشانده آمریکا را به چشم دیده و تجربه کرده اند. چاره راه نه افتادن از چاله یکی به چاه دیگری، بلکه فقط و فقط مبارزه برای تحقق انقلاب دموکراتیک نوین تحت رهبری کمونیست های انقلابی و کسب قدرت سیاسی توسط کارگران و دهقانان و سایر توده های تحت ستم این کشور است. این وظیفه و افق افغانستان نوین است.</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/shorayejavanan.wordpress.com/972/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/shorayejavanan.wordpress.com/972/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/shorayejavanan.wordpress.com/972/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/shorayejavanan.wordpress.com/972/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/shorayejavanan.wordpress.com/972/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/shorayejavanan.wordpress.com/972/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/shorayejavanan.wordpress.com/972/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/shorayejavanan.wordpress.com/972/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/shorayejavanan.wordpress.com/972/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/shorayejavanan.wordpress.com/972/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/shorayejavanan.wordpress.com/972/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/shorayejavanan.wordpress.com/972/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/shorayejavanan.wordpress.com/972/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/shorayejavanan.wordpress.com/972/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=shorayejavanan.com&#038;blog=24275223&#038;post=972&#038;subd=shorayejavanan&#038;ref=&#038;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shorayejavanan.com/2012/05/04/%d8%a8%d8%b1-%d8%a7%d9%81%d8%ba%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%da%86%d9%87-%da%af%d8%b0%d8%b4%d8%aa%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0cb4f38eca8b8ae6ac1ecc09941e6531?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">shorayejavanan</media:title>
		</media:content>
	</item>
	</channel>
</rss>
